همانندسازی با مهاجم — وقتی با قدرتمند میشویم
بهقلم احسان جهاندارپور· انتشار
فهرست محتوا۰٪
فهرست
- چه چیزی این مقاله را شکل میدهد
- همانندسازی با مهاجم چیست؟
- ریشه در نظریهی آنا فروید
- چطور اتفاق میافتد؟
- تفاوت با همانندسازی سالم
- جایگاه در سلسلهمراتب دفاعها
- انتقال بیننسلی: وقتی الگو ادامه پیدا میکند
- در بافت ایرانی-دیاسپورا
- تجربهی مهاجرت و همانندسازی با فرهنگ مسلط
- آبرو، غیرت، و قدرت پنهان
- کمیابی درمانگر فارسیزبان آشنا با روانپویشی
- وقتی درمان به زبان فارسی دردسترس نیست
- همانندسازی با مهاجم در رواندرمانی پویشی
- مرتبط در این حوزه
- بالاتر: ستون اصلی
- مکانیزمهای دفاعی — همین حوزه
- روش درمانی
- کارگاه مرتبط

یادداشت آموزشی: این مقاله صرفاً برای آگاهی عمومی نوشته شده و جایگزین ارزیابی یا درمان توسط یک متخصص بهداشت روان نیست. اگر مطالب این مقاله احساس شدیدی را در شما برانگیخت، با یک رواندرمانگر مجاز مشورت کنید.
چه چیزی این مقاله را شکل میدهد
شاید گاهی از خودتان پرسیده باشید: چرا کسی که در کودکی مورد آزار قرار گرفته، گاهی خودش آزارگر میشود؟ یا چرا فرزند یک پدر یا مادر بسیار سختگیر، همان سبک را در بزرگسالی با زیردستانش یا فرزندانش تکرار میکند؟ یا چرا وقتی با یک فرد قدرتمند و ترسناک روبرو میشویم، ناگهان از او دفاع میکنیم — حتی اگر با ما بد رفتار کرده باشد؟
یکی از پاسخهای روانپویشی به این پرسشها مفهوم «همانندسازی با مهاجم» است. این مفهوم به ما کمک میکند الگوهایی را ببینیم که در نگاه اول گیجکننده یا حتی «عجیب» به نظر میرسند.
نکتهی مهم: این مقاله آموزشی است. خواندن این مقاله به این معنا نیست که شما یا کسی که میشناسید «مهاجم» است. مفاهیم روانپویشی دربارهی الگوهای ناخودآگاه صحبت میکنند، نه دربارهی تعریف شخصیت افراد.
همانندسازی با مهاجم چیست؟

ریشه در نظریهی آنا فروید
مفهوم همانندسازی با مهاجم (Identification with the Aggressor) را آنا فروید در کتاب تأثیرگذارش «اگو و مکانیزمهای دفاعی» (۱۹۳۶) بهطور منسجم توصیف کرد. آنا فروید در این اثر نشان داد که چطوراگو از تجربهی ترس و اضطراب در برابر یک منبع تهدید دفاع میکند.
مکانیزم اینگونه عمل میکند: وقتی کسی یا چیزی مضطربکننده است، بهجای اینکه آسیبپذیری خودمان را تجربه کنیم، ویژگیهای منبع تهدید را «درونفکنی» میکنیم — یعنی آنها را در روان خودمان جای میدهیم. از موضع قربانی به موضع کسی که قدرت دارد حرکت میکنیم. آنا فروید این را «یکی از قویترین ابزارهای اگو در برخورد با اشیاء خارجی که اضطراب برمیانگیزند» توصیف کرد.
پیش از آنا فروید، روانپزشک مجاری ساندور فرنتسی نیز در مقالهی «آشفتگی زبانها» (۱۹۳۲) به شکلی مرتبط از این فرایند صحبت کرده بود — بهخصوص در زمینهی آزار کودکان. آنا فروید این ایده را در قالب یک مکانیزم دفاعی مشخص نظاممند کرد.
چطور اتفاق میافتد؟
تصور کنید یک بچهی ۶ ساله از پدرش که بسیار تنبیهگر است میترسد. بچه میداند اگر خطایی مرتکب شود، پدر عصبانی خواهد شد. یک استراتژی ناخودآگاه این است که بچه خودش به سراغ عصبانیت برود — قبل از اینکه پدر عصبانی شود، بچه خشمگین میشود، تهدید میکند، شبیه پدر رفتار میکند. این یعنی از موضع بیقدرت به موضع قدرت رفتن.
در بزرگسالی این الگو ممکن است به شکلهای پیچیدهتری ظاهر شود:
- کسی که در کودکی مورد تحقیر قرار میگرفت، در موقعیت قدرت دیگران را تحقیر میکند
- کسی که شاهد خشونت بود، بدون آگاهی در موقعیتهای مشابه خشونت نشان میدهد
- کسی که ارزشهایش زیر فشار یک گروه قدرتمند نادیده گرفته میشد، شروع به دفاع از آن گروه میکند
آنا فروید سه شکل اصلی این دفاع را توصیف کرد: تقلید از حرکات یا لحن مهاجم، همانند شدن با پرخاشگری (نه لزوماً خود شخص)، و گرفتن ویژگیهای مهاجم — مثل لباس، نگرش، یا سبک رفتاری.
تفاوت با همانندسازی سالم
مهم است این مکانیزم را با همانندسازی سالم اشتباه نگیریم.همانندسازی بهعنوان فرایند رشدی طبیعی است — ما از افراد مهم زندگیمان یاد میگیریم، ارزشهایشان را میگیریم، و بخشی از هویتمان را از آنها میسازیم.
تفاوت در اینجاست:
همانندسازی سالم · همانندسازی با مهاجم
از روی دوستداشتن و تحسین · از روی ترس و اضطراب
آگاهانه یا نیمهآگاهانه · ناخودآگاه
ارزشها و مهارتهای مثبت · رفتارها یا نگرشهای مضر
انتخابمحور · دفاعی و اجباری
به رشد کمک میکند · اغلب چرخهی آسیب را ادامه میدهد
همچنین این مفهوم با «سندروم استکهلم» که در زبان روزمره بیشتر شناختهشدهتر است تفاوت دارد. سندروم استکهلم به گرهخوردگی عاطفی با مهاجم در شرایط گروگانگیری یا اسارت اشاره دارد. همانندسازی با مهاجم یک مکانیزم دفاعی وسیعتر است که در زمینههای مختلف و اغلب در رابطههای بلندمدت رشد و تربیت اتفاق میافتد.
جایگاه در سلسلهمراتب دفاعها
از منظر روانپویشی، این مکانیزم در دستهی دفاعهای بدوی یا نابالغ قرار میگیرد — نه به این معنا که فرد ضعیف است، بلکه به این معنا که معمولاً در مراحل زودرس رشد شکل میگیرد و وقتی در بزرگسالی ادامه پیدا میکند، ممکن است نشانهی اینکه برخی نیازها یا آسیبهای دوران رشد هنوز پردازش نشدهاند باشد.فرافکنی وتجزیه نیز در این دسته قرار دارند و اغلب در کنار همانندسازی با مهاجم دیده میشوند.
انتقال بیننسلی: وقتی الگو ادامه پیدا میکند
یکی از جنبههای مهم این مکانیزم در رواندرمانی پویشی، نقش آن در انتقال بیننسلی الگوهای آسیبزاست. پژوهشها نشان میدهند کسانی که در معرض آزار قرار گرفتهاند ممکن است در شرایطی با مهاجم همانند شوند — و این میتواند بخشی از توضیح برای اینکه چرا برخی الگوهای خانوادگی تکرار میشوند باشد.
لاهاو و همکاران (۲۰۲۲) در مطالعهای روی بازماندگان آزار کودکی نشان دادند که همانندسازی با مهاجم با افزایش رفتارهای پرخاشگرانه به سمت خود و دیگران مرتبط است — هم آسیب به خود و هم رفتار خشونتآمیز به دیگران. این ارتباط پیچیده است و این نتیجه به هیچ وجه به معنی این نیست که آزاردیدگان «مقصر» چیزی هستند. اتفاقاً این یافتهها اهمیت پشتیبانی حرفهای را برجسته میکند.
چند نکتهی مهم دربارهی انتقال بیننسلی:
نه سرنوشت، بلکه الگو: داشتن این مکانیزم دفاعی به این معنا نیست که حتماً الگوهای آسیبزا را ادامه خواهید داد. آگاهی و درمان میتوانند این الگو را تغییر دهند.
مکانیزم ناخودآگاه است: کسی که این الگو را دارد معمولاً از آن آگاه نیست. سرزنش بدون درمان کمکی نمیکند.
نه هر سختگیریای مصداق ندارد: مفهوم «مهاجم» در این چارچوب برای الگوهای آسیبرسان مشخص است. هر والدین سختگیری «مهاجم» نیست. این مفهوم برای موقعیتهای تهدید روانی یا جسمانی واقعی بهکار میرود.
در بافت ایرانی-دیاسپورا
تجربهی مهاجرت و همانندسازی با فرهنگ مسلط
در بافت دیاسپورای ایرانی، این مکانیزم میتواند شکلهای جالبی پیدا کند. وقتی یک مهاجر در فرهنگ جدیدی قرار میگیرد که قدرت اجتماعی، اقتصادی، و سیاسی بیشتری دارد، احساس کوچکی، نامرئیبودن، یا تحقیر میتواند ظاهر شود. یک واکنش ناخودآگاه برای مقابله با این ناراحتی، همانند شدن با فرهنگ مسلط است — تا جایی که گاهی فرد شروع به کوچک کردن فرهنگ خودش، نگرشهای منفی نسبت به دیگر ایرانیان، یا فاصله گرفتن از هویت اصلیاش میکند.
این بهخودیخود «بد» نیست — انعطاف فرهنگی بخشی از سازگاری است. اما وقتی این فاصله از روی ترس و شرم است نه انتخاب، ممکن است نشانهای از این دفاع باشد.
آبرو، غیرت، و قدرت پنهان
در خانوادههای ایرانی، ساختارهای قدرت اغلب با مفاهیم آبرو، غیرت، و احترام در هم تنیدهاند. کودکی که برای حفظ آبروی خانواده تحت فشار قرار میگیرد — که احساساتش را انکار کند، خواستههایش را پنهان کند، یا شکل خاصی باشد — ممکن است بعدها همین الگو را با فرزندانش یا دیگران تکرار کند. نه از روی بدخواهی، بلکه چون این الگو بهعنوان «محافظت» درونیسازی شده است.
در درمان مشاهده میشود که برخی مراجعان دیاسپورا توصیف میکنند که ارزشها یا رفتارهایی که در کودکی آنها را آزار میداده، حالا در زندگیشان تکرار میشود — بهخصوص در موقعیتهای قدرت مثل والدینی، مدیریت، یا رابطه.
کمیابی درمانگر فارسیزبان آشنا با روانپویشی
درمان این نوع الگوها معمولاً به رواندرمانی عمیقتر نیاز دارد — از جمله رویکردهایی مثلرواندرمانی پویشی یاISTDP. درمانگران فارسیزبان آشنا با رویکردهای پویشی در دیاسپورا کمیاب هستند و این یک محدودیت واقعی است. جالب اینجاست که حبیب داوانلو، بنیانگذار ISTDP، خود ایرانیتبار است و کارش بهطور مستقیم با کار روی مکانیزمهای دفاعی — از جمله الگوهایی که در این مقاله بررسی کردیم — در ارتباط است. این ارتباط فرهنگی برای بسیاری از مراجعان دیاسپورا معنیدار است.
وقتی درمان به زبان فارسی دردسترس نیست
اگر دسترسی به درمانگر فارسیزبان ندارید، گزینههای دیگر شامل درمانگر غیرفارسیزبان آشنا به کار با مهاجران، یا گروههای پشتیبانی برای دیاسپورا میشود. مهمترین قدم این است که بهجای تحمل سکوت، دنبال کمک بگردید.
همانندسازی با مهاجم در رواندرمانی پویشی
در رواندرمانی پویشی، این مکانیزم معمولاً در اتاق درمان دیده میشود — نه فقط در روایتهایی که مراجع از زندگیش میگوید، بلکه گاهی در خود رابطهی درمانی. این ممکن است بهصورت مقاومت در برابر درمانگر، حمله به درمانگر وقتی مطالب حساسی در جلسه مطرح میشود، یا پیشدستی در انتقاد از خود ظاهر شود.
آنا فروید این نکته را در همان کتاب ۱۹۳۶ توصیف کرده بود: وقتی مراجع قبل از اینکه درمانگر چیزی بگوید خودش را نقد میکند، ممکن است دارد با «مهاجم احتمالی» همانند میشود — در واقع قضاوت پیشبینیشده را قبل از وقوع درونی میکند.
از منظر ISTDP، این الگو در «مقاومت» مراجع به کاوش احساساتش دیده میشود. کار رواندرمانگر این است که بهآرامی و با احترام به این دفاعها نگاه کند، نه آنها را بشکند یا نادیده بگیرد.
این کار تخصصی است و فقط توسط درمانگران آموزشدیده انجام میشود. این مقاله هیچگاه راهنمای خوددرمانی نیست.
مرتبط در این حوزه
بالاتر: ستون اصلی
مقالهی مادر ·رواندرمانی پویشی و ISTDP — راهنمای جامع · PILLAR
مکانیزمهای دفاعی — همین حوزه
مقاله · کلیدواژه
مکانیزم دفاعی چیست؟ · PSY-08 · مکانیزم دفاعی چیست
فرافکنی — وقتی احساسم را به دیگری نسبت میدهم · PSY-10 · فرافکنی دفاع روانی
تجزیه — وقتی ذهن برای محافظت خودش را جدا میکند · PSY-17 · تجزیه بهعنوان دفاع
روابط موضعی در روانپویشی · PSY-22 · روابط موضعی
روش درمانی
رواندرمانی پویشی ·روششناسی رواندرمانی پویشی · METHOD
کارگاه مرتبط
کارگاه کار با دفاعها ·کارگاه دفاعهای هیجانی (مبتنی بر ISTDP) ·
این مقاله آموزشی است و جایگزین مشاوره یا درمان توسط متخصص بهداشت روان نیست.
اگر در بحرانی، الان زنگ بزن
این خطها رایگان، محرمانه و ۲۴ ساعتهاند. خواندن مقاله میتواند منتظر بماند.
- استرالیا · AULifeline Australia13 11 14اضطراری: 000
- کانادا · CA9-8-8 Suicide Crisis Helpline988اضطراری: 911
- بریتانیا · GBSamaritans116 123اضطراری: 999
- آمریکا · US988 Suicide & Crisis Lifeline988اضطراری: 911
- امارات · AENational Mental Support Line (800-HOPE)800-HOPE (800-4673)اضطراری: 999
