آینه:پلتفرم تخصصی سلامت روان‌ لیست انتظار کارگاه های رشد فردی تخصصی در استرالیا - کانادا - آمریکا - امارات
در اینستاگرام دنبال کنید
DEFINEDTERM

ماری اینسورث Mary Ainsworth

تعریف یک‌جمله‌ای · SPEAKABLE DEFINITION

ماری دینزمور سالتر اینسورث در ۱ دسامبر ۱۹۱۳ در سینسیناتی، اوهایو به دنیا اومد و دکترای روان‌شناسی‌اش رو در ۱۹۳۹ از دانشگاه تورنتو گرفت (Bretherton, 1992). در اوایل دهه‌ی ۱۹۵۰ به کلینیک تاویستاک لندن رفت و در تیم تحقیقاتی جان بولبی کار کرد — اون زمانی که بولبی داشت پایه‌های «نظریه‌ی دلبستگی» رو می‌ریخت.

ماری اینسورث (Mary Ainsworth، ۱۹۱۳–۱۹۹۹) روان‌شناس رشدی کانادایی-آمریکایی بود که با طراحی «آزمون موقعیت غریبه» (Strange Situation) نشون داد چطور کیفیت پیوند اولیه‌ی میان نوزاد و مراقب، الگوی دلبستگینظریه دلبستگی را برای سال‌ها شکل می‌ده. کار اینسورث زمینه‌ی تجربی نظریه‌ای شد که جان بولبی در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ بنا گذاشته بود. در روان‌شناسی یونگی، این پژوهش اهمیت ویژه‌ای داره، چون فرآیند فردیتفردیت از یک پایگاه ایمنپایگاه ایمن آغاز می‌شه — همون چیزی که اینسورث در آزمایشگاه اندازه گرفت.

تعریف گسترده

ماری دینزمور سالتر اینسورث در ۱ دسامبر ۱۹۱۳ در سینسیناتی، اوهایو به دنیا اومد و دکترای روان‌شناسی‌اش رو در ۱۹۳۹ از دانشگاه تورنتو گرفت (Bretherton, 1992). در اوایل دهه‌ی ۱۹۵۰ به کلینیک تاویستاک لندن رفت و در تیم تحقیقاتی جان بولبی کار کرد — اون زمانی که بولبی داشت پایه‌های «نظریه‌ی دلبستگی» رو می‌ریخت.

اینسورث بعداً پژوهش میدانی بلندمدتی در اوگاندا انجام داد (۱۹۵۳–۱۹۵۵) که منجر به کتاب «دوران نوزادی در اوگاندا» (Infancy in Uganda, 1967) شد. این مطالعه اولین بار مفهوم «پایگاه ایمن» رو توصیف کرد — اینکه نوزاد با اطمینان از دسترس‌بودن مراقب، جهان رو کاوش می‌کنه.

اما مهم‌ترین کمک اینسورث «آزمون موقعیت غریبه» بود که در اواخر دهه‌ی ۱۹۶۰ در دانشگاه جانز هاپکینز طراحی شد. نتایج این پژوهش در کتاب «الگوهای دلبستگی» (Ainsworth, Blehar, Waters & Wall, 1978) منتشر شد — کتابی که سنگ‌بنای تحقیق مدرن دلبستگی به شمار میاد.

اینسورث در ۲۱ مارس ۱۹۹۹ درگذشت. یک سال قبل از مرگش، جایزه‌ی مدال طلای انجمن روان‌شناسی آمریکا رو برای دستاورد مادام‌العمر دریافت کرد.

تظاهر بالینی یا کاربردی

آزمون موقعیت غریبه

این آزمون یک روش استاندارد آزمایشگاهی‌ست که در ۲۱ دقیقه انجام می‌شه. یک نوزاد ۹ تا ۱۸ ماهه در اتاقی با اسباب‌بازی قرار می‌گیره، مادر یا مراقب اصلی با اون هست، سپس یک غریبه وارد می‌شه، مراقب اتاق رو ترک می‌کنه و دوباره برمی‌گرده. محققان واکنش نوزاد رو در هر مرحله ضبط می‌کنن.

بر اساس این مطالعه، اینسورث سه نوع الگوی دلبستگی اصلی شناسایی کرد (Ainsworth et al., 1978):

الف) دلبستگی ایمنسبک دلبستگی ایمن نوزاد از مراقب به‌عنوان پایگاه ایمن استفاده می‌کنه، با جدایی ناراحت می‌شه، اما با بازگشت مراقب آرام می‌گیره. حدود ۶۵ تا ۷۰ درصد نوزادهای مطالعه‌های غربی این الگو رو نشون دادن.

ب) دلبستگی اضطرابی-اجتنابیسبک دلبستگی اجتنابی نوزاد مراقب رو نادیده می‌گیره، نه با جدایی ناراحت می‌شه و نه با بازگشت. پشت این آرامش ظاهری، پژوهش‌های بعدی ضربان قلب بالا رو نشون دادن — یعنی استرس هست، اما پنهان می‌شه.

پ) دلبستگی اضطرابی-مقاومتیسبک دلبستگی اضطرابی نوزاد از همون ابتدا پریشانه، با جدایی بسیار ناراحت می‌شه، اما بازگشت مراقب هم آرامش نمیاره. این الگو معمولاً وقتی مراقب پیش‌بینی‌ناپذیر و گاهی واکنشمند، گاهی بی‌تفاوت باشه دیده می‌شه.

ت) دلبستگی نامنظمسبک دلبستگی نامنظم این گروه چهارم رو مری مِین، از دانشجویان دکترای اینسورث، در دهه‌ی ۱۹۹۰ اضافه کرد. نوزادانی که هم به مراقب جذب می‌شن هم ازش می‌ترسن، رفتارهای متناقض مثل منجمد شدن یا نزدیک شدن با پشت به مراقب نشون می‌دن. این الگو اغلب با تروما یا غفلت مراقب در ارتباطه — «تروما دلبستگی»تروما دلبستگی اصطلاحی‌ست که برای این تجربه‌ها به کار می‌ره.

فرضیه‌ی حساسیت مراقب

یکی از مهم‌ترین کمک‌های اینسورث فراتر از طبقه‌بندی بود: اون نشون داد که کیفیت دلبستگی نوزاد به «حساسیت مراقب» بستگی داره — اینکه مراقب تا چه حد به سیگنال‌های نوزاد توجه می‌کنه، اون‌ها رو درست تفسیر می‌کنه، و به‌موقع پاسخ می‌ده. این فرضیه چالشی بود به نظریه‌های آن دوره که می‌گفتن دلبستگی از سیر‌شدن شکم ایجاد می‌شه.

ارتباط با اختلالات یا الگوها

پژوهش‌های گسترده بعد از اینسورث نشون دادن که الگوهای دلبستگی در بزرگسالی پایدار هستن و با بسیاری از مشکلات روانی مرتبطن. دلبستگی نامنظم در دوره‌ی نوزادی با خطر بالاتری برای اختلالات شخصیت، اضطراب، و افسردگی در بزرگسالی همراه‌ست.

در بستر روان‌شناسی یونگیروانشناسی تحلیلی یونگی، ربط کار اینسورث خیلی جالبه: جین نوکس، روان‌پزشک و تحلیلگر یونگی، در مقاله‌ی ۱۹۹۹ خودش در «مجله‌ی روان‌شناسی تحلیلی» نشون داد که «مدل‌های کاری درونی» در نظریه‌ی دلبستگی با «عقده‌ها» در نظریه‌ی یونگ شباهت‌های ساختاری دارن — هر دو الگوهای ناخودآگاه هیجانی هستن که روابط رو شکل می‌دن (Knox, 1999). یعنی کسی که در کودکی دلبستگی اضطرابی داشته، در بزرگسالی ممکنه در روابطش با «سایه»سایه و پرسوناپرسونا دست و پنجه نرم کنه.

کارل گوستاو یونگکارل گوستاو یونگ خودش مستقیماً روی دلبستگی اولیه کار نکرد، اما در روان‌شناسی تحلیلی، ناخودآگاه جمعیناخودآگاه جمعی شامل کهن‌الگوی «مادر بزرگ» می‌شه — تصویری از مراقبت و امنیت که در روان همه‌ی انسان‌ها ریشه داره. وقتی تجربه‌ی واقعی مراقبت با این کهن‌الگوی درونی سازگار نیست، یکی از منابع اصلی رنج روانی شکل می‌گیره.

بافت دیاسپورای ایرانی

برای ایرانیان مهاجر، کار اینسورث از یک زاویه‌ی خاص اهمیت پیدا می‌کنه: مهاجرت خودش نوعی جدایی از «پایگاه ایمن» اصلی‌ست — جغرافیا، زبان، شبکه‌ی خانوادگی. این جدایی الگوهای دلبستگی قدیمی رو دوباره فعال می‌کنه.

کسی که در کودکی دلبستگی ایمن داشته، معمولاً می‌تونه غربت رو تحمل کنه چون درونی‌سازی کرده که «حتی وقتی دور هستی، پایگاه ایمنت باقیه.» اما کسی که دلبستگی اضطرابی یا نامنظم داشته، ممکنه مهاجرت این زخم‌ها رو باز کنه — به شکل احساس شدید بی‌ریشگی، ترس از طرد شدن، یا برعکس، فاصله‌ی دفاعی از روابط جدید.

در روان‌شناسی یونگی، مهاجرت رو می‌شه به‌عنوان یک «سفر فردیت اجباری» دید — جایی که «پرسونا»ی قدیمی (هویت فرهنگی-اجتماعی در ایران) زیر فشار قرار می‌گیره و فرد باید «خود یونگی»خود یونگی واقعی‌تری رو بسازه. این فرآیند بدون یک پایگاه ایمن — حالا در قالب روابط امن در دیاسپورا یا درمانگر — بسیار سخت‌تره.

مولانا در مثنوی از این جدایی با تصویر «نی» حرف می‌زنه: «بشنو این نی چون شکایت می‌کند / از جدایی‌ها حکایت می‌کند.» اگرچه زمینه‌ی مولانا عرفانی‌ست، از منظر روان‌شناسی تحلیلی این تصویر با تجربه‌ی کسی که از «پایگاه ایمن» اولیه‌اش جدا شده عمیقاً طنین می‌زنه.

تمایز از مفاهیم مشابه

اینسورث در مقابل بولبی: جان بولبی پایه‌های نظری دلبستگی رو گذاشت — منطق تکاملی، سیستم دلبستگی، مدل‌های کاری درونی. اینسورث روش تجربی و طبقه‌بندی‌های عملیاتی رو آورد. بولبی فیلسوف بود، اینسورث آزمایش‌گر.

اینسورث در مقابل هری هارلو: هارلو با آزمایش‌هایی روی میمون‌ها نشون داد که تماس جسمی بیش از غذا برای دلبستگی مهمه. اینسورث این پیدایش رو در انسان‌ها تأیید کرد و پیچیدگی‌های کیفی دلبستگی رو اضافه کرد.

اینسورث در مقابل مری مِین: مین که دانشجوی دکترای اینسورث بود، «مصاحبه‌ی دلبستگی بزرگسال» (AAI) رو ساخت تا دلبستگی رو در بزرگسالان بررسی کنه. مین همچنین گروه چهارم «نامنظم» رو به طبقه‌بندی اینسورث اضافه کرد. کار مین ادامه و توسعه‌ی کار اینسورثه، نه جایگزینش.

مفهوم «پایگاه ایمن» در مقابل «امنیت پایه» در یونگ: در نظریه‌ی اینسورث، پایگاه ایمن یک واقعیت رابطه‌ای‌ست — یک مراقب واقعی. در روان‌شناسی یونگی، امنیت درونی از طریق فرآیند فردیت و ارتباط با «خود» بزرگ‌تر (Self) شکل می‌گیره. این دو مفهوم مکمل هم هستن: اولی توضیح می‌ده که چرا روابط اولیه مهمن، دومی می‌گه که این مسیر در بزرگسالی چطور ادامه پیدا می‌کنه.

نقشه لینک‌سازی داخلی برای توسعه‌دهنده

منابع و مراجع

۳ منبع
  1. ۳. Bretherton, I. (1992). The origins of attachment theory: John Bowlby and Mary Ainsworth. Developmental Psychology, 28(5), 759–775. منبع آنلاین: https://psychology.psy.sunysb.edu/attachment/online/inge_origins%20DP1992.pdf [Supports: زندگینامه و همکاری اینسورث با بولبی] · psychology.psy.sunysb.edu/attachment/online/inge_origins%20DP1992.pdf
  2. ۴. Knox, J. (1999). The relevance of attachment theory to a contemporary Jungian view of the internal world: internal working models, implicit memory and internal objects. Journal of Analytical Psychology, 44(4), 511–530. PubMed ID: 10651548. منبع: https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/10651548/ [Supports: ارتباط نظریه دلبستگی با روان‌شناسی یونگی — مدل‌های کاری درونی و عقده‌ها] · pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/10651548/
  3. ۵. Encyclopædia Britannica (2024). Mary Salter Ainsworth. منبع: https://www.britannica.com/biography/Mary-Salter-Ainsworth [Supports: اطلاعات بیوگرافیک، جوایز، و موقعیت تاریخی اینسورث] · www.britannica.com/biography/Mary-Salter-Ainsworth