«دلتنگی» رو یه کلمه میگیم، ولی UHS پنج تیکهش میکنه — دلتنگیِ خانواده، تنهایی، دلتنگیِ دوستا، سختیِ سازگاری، و فکرِ مدام به وطن — و هرکدوم رو جدا میخونه. برای کسی که از یه کشور دل کنده، همین تفکیک کلِ ماجراست: دونستنِ اینکه کدوم تیکه بلندتره، چیزی بهت میگه که یه عددِ تنها هیچوقت نمیگه.
این یه خودسنجیِ آموزشیه، نه تشخیص. دلتنگیِ وطن یه واکنشِ طبیعیِ آدمیه به دلکندن از خونه، نه یه اختلال — نمرهٔ بالا یعنی این نیست که یه ایرادی توی توئه، و نمرهٔ پایین هم یعنی این نیست که چیزی رو نادیده گذاشتی. این مقیاس نشون میده توی این چهار هفته چقدر قوی این چیزها رو حس کردی، که با فصل، با خبری که از وطن میرسه، و با اینکه چقدر جا افتادی عوض میشه. نتیجه رو نقشهای ببین از اینکه این حس کجا سنگینتره، نه یه حُکم.