آینه:پلتفرم تخصصی سلامت روان‌ لیست انتظار کارگاه های رشد فردی تخصصی در استرالیا - کانادا - آمریکا - امارات
در اینستاگرام دنبال کنید

کار با دفاع در ISTDP — چرا درمانگر با دفاع کار می‌کند؟

به‌قلم · انتشار

فهرست محتوا۰٪
عکس: Alex Green / Pexels
TL;DR · خلاصهٔ شنیداری
در ISTDP، کار با دفاع یعنی کمک به مراجع تا ببیند چطور مکانیزم‌های دفاعی‌اش — آن الگوهای ذهنی که برای آرام کردن اضطراب ساخته شده‌اند — همزمان مانع تجربه‌ی احساسات واقعی‌اش می‌شوند. درمانگر نه دفاع را حذف می‌کند، نه آن را «بد» می‌داند؛ بلکه به آرامی و با همدلی به مراجع نشان می‌دهد که این دفاع چه هزینه‌ای دارد. این فرایند از شناسایی شروع می‌شود، به روشن‌سازی می‌رسد، و اگر شرایط آماده باشد، به یک «گشایش» منجر می‌شود — لحظه‌ای که احساسات عمیق‌تر می‌توانند در امنیت ظاهر شوند. ---

مسئله — چرا دفاع اصلاً مهم است؟

وقتی کسی برای اولین بار درباره‌ی ISTDP می‌شنود، اغلب این سوال برایش پیش می‌آید: «چرا درمانگر این‌قدر روی دفاع تمرکز می‌کند؟ مگر دفاع چیز بدی است؟»

جواب کوتاه این است: دفاع بد نیست.مکانیزم دفاعی در ابتدا برای حفاظت ساخته می‌شود — ذهن ما راهی پیدا می‌کند که درد را قابل‌تحمل کند، روابط را حفظ کند، و در موقعیت‌های دشوار دوام بیاورد. مشکل وقتی شروع می‌شود که همان الگوهای حفاظتی که زمانی نجات‌دهنده بودند، حالا به موانعی تبدیل شده‌اند که مانع زندگی کامل‌تر می‌شوند.

تصور کنید کسی که در کودکی یاد گرفته بود هرگز عصبانی نشود — چون عصبانیت خطرناک بود. این الگو سال‌ها کارکرد. اما حالا در میانسالی، همان آدم نمی‌تواند در روابطش حد و مرز بگذارد، نمی‌تواند نه بگوید، و احساس می‌کند همیشه تحت فشار است. دفاع هنوز فعال است — اما دیگر خادم نیست، ارباب است.

در رویکردISTDP کهحبیب داوانلوروان‌پزشک ایرانی‌تبار — در دهه‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ طراحی کرد، کار با دفاع قلب فرایند درمانی است. این رویکرد بر پایه‌ی مثلثمثلث تعارض بنا شده است: احساس ← اضطراب ← دفاع. وقتی احساسی سر بر می‌آورد، اضطراب فعال می‌شود؛ وقتی اضطراب فعال شد، دفاع وارد می‌شود. کار درمانگر این است که این چرخه را در لحظه ببیند و با مراجع در میان بگذارد.

دفاع در ISTDP چه شکلی دارد؟

قبل از اینکه بفهمیم چطور با دفاع کار می‌شود، باید بدانیم دفاع در جلسه‌ی درمانی چه شکلی دارد. دفاع‌ها اغلب ظاهر بی‌گناهی دارند:

دفاع‌های شناختی: تبدیل احساس به فکر («فکر می‌کنم ناراحتم»، «احساس می‌کنم که شاید...»)، عقلانی‌سازی («البته منطقاً می‌دانم که...»)، تعمیم‌دهی («همه همین‌طورند»).

دفاع‌های فیزیکی: بی‌حسی، جدا شدن از بدن، خنده‌ی نابه‌جا در موقعیت دردناک، خستگی ناگهانی در لحظات حساس.

دفاع‌های رابطه‌ای: منحرف کردن موضوع، سوال پرسیدن به جای پاسخ دادن، مطیع بودن افراطی با درمانگر، یا برعکس، مخالفت‌کردن سریع با هر چیزی که درمانگر می‌گوید.

داوانلو بین دو نوعمقاومت تمایز قائل می‌شود: مقاومت تاکتیکی (که در لحظه ظاهر می‌شود) و مقاومت استراتژیک (که ساختار شخصیتی عمیق‌تری دارد). کار با دفاع در هر دو سطح انجام می‌شود، اما ترتیب و شدت آن با شرایط مراجع تنظیم می‌شود.

چهار مرحله‌ی کار با دفاع

این مراحل تجربه‌ی بالینی را خلاصه می‌کنند — نه یک پروتکل ثابت. هر درمانگر با توجه به حال مراجع، وقت‌بندی و شدت مداخلاتش را تنظیم می‌کند.

مرحله‌ی اول: شناسایی (Identification)

درمانگر وقتی دفاع را می‌بیند، آن را نام می‌برد. نه به شکل اتهام — بلکه با کنجکاوی. «متوجه شدم که وقتی گفتم دلتنگ پدرت هستی، شروع کردی به خندیدن. این خنده چیست به نظرت؟»

شناسایی فقط یک مشاهده است. مراجع ممکن است در ابتدا ندیده بگیرد، یا انکار کند. این هم بخشی از فرایند است. درمانگر صبور است.

مرحله‌ی دوم: روشن‌سازی (Clarification)

وقتی دفاع شناسایی شد، درمانگر کمک می‌کند مراجع هزینه‌ی آن را ببیند. «این خنده کجا کمکت می‌کند؟ وقتی می‌خندی، چه اتفاقی برای آن دلتنگی می‌افتد؟»

هدف این نیست که دفاع را بد جلوه بدهیم. هدف این است که مراجع خودش ببیند چطور این الگو — که زمانی منطقی بود — حالا چه چیزی را از او می‌گیرد. این مرحله اغلب آرام‌ترین و درعین‌حال عمیق‌ترین مرحله است.

مرحله‌ی سوم: چالش (Challenge)

اگر مراجع آمادگی داشته باشد — یعنی اضطرابش در سطح قابل‌تحملی باشد و اتحاد درمانی محکم باشد — درمانگر یک قدم جلوتر می‌رود. دفاع را مستقیم‌تر به چالش می‌کشد.

«می‌بینم که هر بار که به احساست نزدیک می‌شویم، این تغییر موضوع اتفاق می‌افتد. اگر بمانیم — اگر این بار فرار نکنیم — به نظرت چه اتفاقی می‌افتد؟»

چالش در ISTDP باچالش با دفاع در مفهوم تخصصی‌اش شناخته می‌شود. این یک مواجهه‌ی مستقیم نیست — یک دعوت است. درمانگر با همدلی می‌گوید: «دیگر لازم نیست از این محافظت کنی. بگذار با هم نگاه کنیم.»

مرحله‌ی چهارم: گشایش (Breakthrough)

وقتی کار با دفاع ادامه می‌یابد و مراجع آماده می‌شود، لحظه‌ای می‌رسد که احساسی که سال‌ها پنهان بود می‌تواند در فضای امن جلسه ظاهر شود. در ISTDP این لحظه را «گشایش» یا «باز شدن ناخودآگاه» می‌نامند.

داوانلو در کتاب «Unlocking the Unconscious» (1990) این فرایند را با جزئیات توضیح می‌دهد. گشایش لحظه‌ای است که شخص برای اولین بار می‌تواند غم، خشم، یا عشقی را که زیر لایه‌های دفاع پنهان بود، کاملاً حس کند — بدون اینکه فوراً از آن فرار کند.

مثلث تعارض: نقشه‌ی راه کار با دفاع

درک کار با دفاع بدون آشنایی بامثلث تعارض کامل نیست. این مدل را اصالتاً دیوید مالان در کتاب «Individual Psychotherapy and the Science of Psychodynamics» (1979) فرموله کرد و داوانلو آن را در ISTDP به شکل عملیاتی درآورد.

سه راس مثلث:

  • احساس (F): آنچه واقعاً احساس می‌شود — خشم، غم، عشق، ترس، گناه
  • اضطراب (A): واکنشی که ذهن به آمدن احساس نشان می‌دهد
  • دفاع (D): آنچه ذهن برای کنترل اضطراب به کار می‌برد

درمانگر ISTDP در هر لحظه می‌پرسد: «الان کجای این مثلث هستیم؟» اگر مراجع در گوشه‌ی دفاع باشد، کار این است که به او کمک شود دفاع را ببیند و از طریق اضطراب به احساس برسد.

مثلث شخصکه رابطه با درمانگر، روابط فعلی، و روابط دوران کودکی را به هم وصل می‌کند — نشان می‌دهد که این الگوهای دفاعی در کجاهای زندگی مراجع تکرار می‌شوند.

تفاوت مهم: دفاع‌زدایی در برابر کار با دفاع

یکی از سوءتفاهم‌های رایج این است که درمانگر ISTDP می‌خواهد «دفاع را از بین ببرد». این تصویر دقیق نیست.

هدف کار با دفاع این است که مراجع انتخاب داشته باشد. وقتی دفاع ناخودآگاه است، مراجع هیچ انتخابی ندارد — الگو خودکار است. وقتی دفاع آگاهانه دیده می‌شود، مراجع می‌تواند تصمیم بگیرد که آیا می‌خواهد به احساسش نزدیک شود یا نه.

هیچ درمانگری حق ندارد تصمیم بگیرد که مراجع «باید» دفاعش را کنار بگذارد. بلکه درمانگر شرایطی فراهم می‌کند که مراجع در امنیت، خودش این انتخاب را بکند.

این تمایز در YMYL مهم است: این مقاله فرایند درمانی را توصیف می‌کند — نه دستورالعملی برای انجام کار با دفاع در منزل. کار با دفاع یک فرایند بالینی است که توسط درمانگر آموزش‌دیده انجام می‌شود.

در بافت ایرانی-دیاسپورا

داوانلو و ریشه‌ی ایرانی ISTDP

حبیب داوانلو در ایران به دنیا آمد و رشد کرد. این تنها یک نکته‌ی بیوگرافی نیست — ریشه‌ی فرهنگی او در شکل‌دادن به نگاهش به رابطه‌ی درمانی، به شدت رابطه، و به نقش عاطفه در بهبودی بی‌تأثیر نبوده است. برای ایرانیانی که با ISTDP آشنا می‌شوند، این ارتباط فرهنگی می‌تواند پل اعتماد باشد.

دفاع‌های فرهنگاً همگون در جامعه‌ی ایرانی

برخی دفاع‌ها در فرهنگ ایرانی به قدری رایج‌اند که دیده نمی‌شوند.تعارففاصله‌ای که آدم بین احساس واقعی و بیان آن می‌گذارد — می‌تواند یک دفاع رابطه‌ای باشد.آبروترس از خدشه‌دار شدن وجهه‌ی اجتماعی — اغلب منجر به سرکوب خشم و ابراز نیاز می‌شود.غیرتدر معنای اینکه «مرد/زن قوی گریه نمی‌کند» — با دفاع‌هایی مثل بی‌حسی و سرکوب عاطفی همراه است.

در کار بالینی با ایرانیان دیاسپورا، درمانگر ISTDP با این می‌شود که دفاع‌هایی که در فرهنگ اصلی «خوب» بودند، حالا در بافت فرهنگ جدید چه کارکردی دارند. مراجع ایرانی ممکن است در ابتدا احساس کند که درمانگر داره ارزش‌های فرهنگی‌اش را زیر سوال می‌برد — اما کار با دفاع در ISTDP این کار را نمی‌کند. درمانگر نمی‌گوید «تعارف بد است». می‌پرسد: «این تعارف الان چه کاری برات می‌کند؟ در این رابطه، چه چیزی را از خودت می‌پوشاند؟»

وصله‌نشدن مهاجر: دفاع‌های جدید برای دنیای جدید

مهاجرت خودش نوعی کار دفاعی می‌طلبد. آدم‌ها برای اینکه در فرهنگ جدید عملکرد داشته باشند، دفاع‌های جدیدی می‌سازند — شاید انکار دردهای مربوط به مهاجرت، شاید فعال‌بودن مفرط برای فرار از خلأ هویتی، شاید کنترل شدید به جای کنار آمدن با ابهام. این دفاع‌های جدید در ISTDP همان‌طور کار می‌شوند که دفاع‌های قدیمی‌تر.

شرم فرهنگی و دفاع

پژوهش در جامعه‌ی دیاسپورا ایرانی نشان می‌دهد که شرم اجتماعی — نگرانی از قضاوت خانواده و جامعه — یکی از عوامل مهمی است که مانع جستجوی کمک روان‌پزشکی می‌شود. در ISTDP، درمانگر اغلب با دفاع‌هایی مواجه می‌شود که ریشه در همین شرم دارند: کم‌اهمیت جلوه دادن مشکلات («خب همه همین‌طورند»)، حرف زدن درباره‌ی دیگران به جای خود، یا ارائه‌ی چهره‌ی «خوب» حتی در اتاق درمان.

دسترسی: ISTDP درمانگران فارسی‌زبان کمیاب‌اند

باید صادقانه گفت: در استرالیا، کانادا، بریتانیا و آمریکا، یافتن درمانگر آموزش‌دیده در ISTDP که فارسی هم بلد باشد، چالش است. تعداد این متخصصان محدود است. برخی کلینیک‌ها جلسات آنلاین ارائه می‌دهند که این فاصله‌ی جغرافیایی را کم می‌کند. اگر به دنبال این نوع درمان هستید، ارزش دارد که صراحتاً بپرسید که آیا درمانگر آموزش رسمی ISTDP دیده است یا خیر.

سلب مسئولیت

این مقاله صرفاً آموزشی است و جایگزین مشاوره با متخصص سلامت روان نیست. اگر با علائم روانی دست و پنجه نرم می‌کنید، لطفاً با یک درمانگر واجد شرایط مشورت کنید.

مرتبط در این حوزه

بالاتر: ستون اصلی

خواهرمقاله‌های همین حوزه

روش

واژه‌نامه

کارگاه

  • کارگاه تجربی کار با دفاع (ISTDP-based)
بحران · CRISIS

اگر در بحرانی، الان زنگ بزن

این خط‌ها رایگان، محرمانه و ۲۴ ساعته‌اند. خواندن مقاله می‌تواند منتظر بماند.

  • استرالیا · AU
    Lifeline Australia
    13 11 14
    اضطراری: 000
  • کانادا · CA
    9-8-8 Suicide Crisis Helpline
    988
    اضطراری: 911
  • بریتانیا · GB
    Samaritans
    116 123
    اضطراری: 999
  • آمریکا · US
    988 Suicide & Crisis Lifeline
    988
    اضطراری: 911
  • امارات · AE
    National Mental Support Line (800-HOPE)
    800-HOPE (800-4673)
    اضطراری: 999
سؤال‌های پُرتکرار · FAQ

پرسش‌های اساسی

چرا ISTDP این‌قدر روی دفاع تمرکز دارد؟

چون دفاع چیزی است که در لحظه‌ی حاضر جلسه قابل مشاهده است. درمانگر می‌تواند درست الان ببیند که دفاع کار می‌کند — نه فقط از گذشته‌ی مراجع بشنود. این کار زنده‌ی بالینی امکان تغییر عمیق‌تری را فراهم می‌کند.

آیا کار با دفاع دردناک است؟

ممکن است ناراحت‌کننده باشد — چون احساساتی که سال‌ها پنهان بودند، ظاهر می‌شوند. اما درمانگر آموزش‌دیده این فرایند را با توجه به ظرفیت مراجع تنظیم می‌کند. هدف شکنجه نیست؛ هدف فراهم کردن شرایط امن برای تجربه‌ی احساسات است.

آیا می‌توانم خودم با دفاع‌هایم کار کنم؟

آگاهی از الگوهای دفاعی می‌تواند مفید باشد. اما کار با دفاع در معنای بالینی‌اش — آنچه در ISTDP انجام می‌شود — به فضای امن رابطه‌ی درمانی و راهنمایی متخصص نیاز دارد. خواندن درباره‌ی دفاع جایگزین درمان نیست.

چه تفاوتی بین کار با دفاع در ISTDP و روان‌کاوی کلاسیک وجود دارد؟

در روان‌کاوی کلاسیک، دفاع معمولاً از طریق تفسیر کار می‌شود — درمانگر برداشتی ارائه می‌دهد. در ISTDP، کار تجربی‌تر است — درمانگر دفاع را در لحظه می‌بیند و مستقیماً با آن درگیر می‌شود. فشردگی و تمرکز روی لحظه‌ی حاضر، تفاوت عمده‌ای است.

آیا ISTDP برای همه مناسب است؟

خیر. درمانگران ISTDP به دقت ارزیابی می‌کنند که آیا مراجع ظرفیت تحمل فشار و شدت کار را دارد یا نه. برای برخی، رویکردهای حمایتی‌تر در ابتدا مناسب‌تر است. این یک تصمیم بالینی است که درمانگر باید بگیرد.

دفاع‌های ایرانی مثل تعارف چطور در ISTDP کار می‌شوند؟

درمانگر ISTDP تعارف را فی‌نفسه نقد نمی‌کند. اما اگر در جلسه‌ی درمانی، تعارف کارکرد دفاعی پیدا کند — یعنی بین مراجع و احساساتش فاصله بیندازد — درمانگر با کنجکاوی می‌پرسد: «وقتی به این شکل جواب می‌دهی، چه اتفاقی برای احساست می‌افتد؟» ---

منابع و مراجع

۱ منبع
  1. کتاب کلاسیک مالان که مثلث تعارض را فرموله کرد — پایه‌ی نظری که داوانلو در ISTDP به کار برد. شرح در Wikipedia · en.wikipedia.org/wiki/Malan_triangles
احسان جهان‌دارپور
دربارهٔ نویسنده

احسان جهان‌دارپور

روان‌شناسیطرحواره‌درمانیISTDPرویکرد یونگی

پانزده سال تجربه روان‌شناسی و رشد فردی برای مهاجران و دیاسپورا، کار با ایرانیان مقیم استرالیا، کانادا، بریتانیا، آمریکا و امارات. بنیان‌گذار و توسعه‌دهندهٔ روش تجربه‌محور برای کارگاه‌های بازی‌محور.