کار با دفاع در ISTDP — چرا درمانگر با دفاع کار میکند؟
بهقلم احسان جهاندارپور· انتشار
فهرست محتوا۰٪
فهرست
- مسئله — چرا دفاع اصلاً مهم است؟
- دفاع در ISTDP چه شکلی دارد؟
- چهار مرحلهی کار با دفاع
- مرحلهی اول: شناسایی (Identification)
- مرحلهی دوم: روشنسازی (Clarification)
- مرحلهی سوم: چالش (Challenge)
- مرحلهی چهارم: گشایش (Breakthrough)
- مثلث تعارض: نقشهی راه کار با دفاع
- تفاوت مهم: دفاعزدایی در برابر کار با دفاع
- در بافت ایرانی-دیاسپورا
- داوانلو و ریشهی ایرانی ISTDP
- دفاعهای فرهنگاً همگون در جامعهی ایرانی
- وصلهنشدن مهاجر: دفاعهای جدید برای دنیای جدید
- شرم فرهنگی و دفاع
- دسترسی: ISTDP درمانگران فارسیزبان کمیاباند
- سلب مسئولیت
- مرتبط در این حوزه
- بالاتر: ستون اصلی
- خواهرمقالههای همین حوزه
- روش
- واژهنامه
- کارگاه

مسئله — چرا دفاع اصلاً مهم است؟
وقتی کسی برای اولین بار دربارهی ISTDP میشنود، اغلب این سوال برایش پیش میآید: «چرا درمانگر اینقدر روی دفاع تمرکز میکند؟ مگر دفاع چیز بدی است؟»
جواب کوتاه این است: دفاع بد نیست.مکانیزم دفاعی در ابتدا برای حفاظت ساخته میشود — ذهن ما راهی پیدا میکند که درد را قابلتحمل کند، روابط را حفظ کند، و در موقعیتهای دشوار دوام بیاورد. مشکل وقتی شروع میشود که همان الگوهای حفاظتی که زمانی نجاتدهنده بودند، حالا به موانعی تبدیل شدهاند که مانع زندگی کاملتر میشوند.
تصور کنید کسی که در کودکی یاد گرفته بود هرگز عصبانی نشود — چون عصبانیت خطرناک بود. این الگو سالها کارکرد. اما حالا در میانسالی، همان آدم نمیتواند در روابطش حد و مرز بگذارد، نمیتواند نه بگوید، و احساس میکند همیشه تحت فشار است. دفاع هنوز فعال است — اما دیگر خادم نیست، ارباب است.
در رویکردISTDP کهحبیب داوانلوروانپزشک ایرانیتبار — در دهههای ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ طراحی کرد، کار با دفاع قلب فرایند درمانی است. این رویکرد بر پایهی مثلثمثلث تعارض بنا شده است: احساس ← اضطراب ← دفاع. وقتی احساسی سر بر میآورد، اضطراب فعال میشود؛ وقتی اضطراب فعال شد، دفاع وارد میشود. کار درمانگر این است که این چرخه را در لحظه ببیند و با مراجع در میان بگذارد.
دفاع در ISTDP چه شکلی دارد؟

قبل از اینکه بفهمیم چطور با دفاع کار میشود، باید بدانیم دفاع در جلسهی درمانی چه شکلی دارد. دفاعها اغلب ظاهر بیگناهی دارند:
دفاعهای شناختی: تبدیل احساس به فکر («فکر میکنم ناراحتم»، «احساس میکنم که شاید...»)، عقلانیسازی («البته منطقاً میدانم که...»)، تعمیمدهی («همه همینطورند»).
دفاعهای فیزیکی: بیحسی، جدا شدن از بدن، خندهی نابهجا در موقعیت دردناک، خستگی ناگهانی در لحظات حساس.
دفاعهای رابطهای: منحرف کردن موضوع، سوال پرسیدن به جای پاسخ دادن، مطیع بودن افراطی با درمانگر، یا برعکس، مخالفتکردن سریع با هر چیزی که درمانگر میگوید.
داوانلو بین دو نوعمقاومت تمایز قائل میشود: مقاومت تاکتیکی (که در لحظه ظاهر میشود) و مقاومت استراتژیک (که ساختار شخصیتی عمیقتری دارد). کار با دفاع در هر دو سطح انجام میشود، اما ترتیب و شدت آن با شرایط مراجع تنظیم میشود.
چهار مرحلهی کار با دفاع
این مراحل تجربهی بالینی را خلاصه میکنند — نه یک پروتکل ثابت. هر درمانگر با توجه به حال مراجع، وقتبندی و شدت مداخلاتش را تنظیم میکند.
مرحلهی اول: شناسایی (Identification)
درمانگر وقتی دفاع را میبیند، آن را نام میبرد. نه به شکل اتهام — بلکه با کنجکاوی. «متوجه شدم که وقتی گفتم دلتنگ پدرت هستی، شروع کردی به خندیدن. این خنده چیست به نظرت؟»
شناسایی فقط یک مشاهده است. مراجع ممکن است در ابتدا ندیده بگیرد، یا انکار کند. این هم بخشی از فرایند است. درمانگر صبور است.
مرحلهی دوم: روشنسازی (Clarification)
وقتی دفاع شناسایی شد، درمانگر کمک میکند مراجع هزینهی آن را ببیند. «این خنده کجا کمکت میکند؟ وقتی میخندی، چه اتفاقی برای آن دلتنگی میافتد؟»
هدف این نیست که دفاع را بد جلوه بدهیم. هدف این است که مراجع خودش ببیند چطور این الگو — که زمانی منطقی بود — حالا چه چیزی را از او میگیرد. این مرحله اغلب آرامترین و درعینحال عمیقترین مرحله است.
مرحلهی سوم: چالش (Challenge)
اگر مراجع آمادگی داشته باشد — یعنی اضطرابش در سطح قابلتحملی باشد و اتحاد درمانی محکم باشد — درمانگر یک قدم جلوتر میرود. دفاع را مستقیمتر به چالش میکشد.
«میبینم که هر بار که به احساست نزدیک میشویم، این تغییر موضوع اتفاق میافتد. اگر بمانیم — اگر این بار فرار نکنیم — به نظرت چه اتفاقی میافتد؟»
چالش در ISTDP باچالش با دفاع در مفهوم تخصصیاش شناخته میشود. این یک مواجههی مستقیم نیست — یک دعوت است. درمانگر با همدلی میگوید: «دیگر لازم نیست از این محافظت کنی. بگذار با هم نگاه کنیم.»
مرحلهی چهارم: گشایش (Breakthrough)
وقتی کار با دفاع ادامه مییابد و مراجع آماده میشود، لحظهای میرسد که احساسی که سالها پنهان بود میتواند در فضای امن جلسه ظاهر شود. در ISTDP این لحظه را «گشایش» یا «باز شدن ناخودآگاه» مینامند.
داوانلو در کتاب «Unlocking the Unconscious» (1990) این فرایند را با جزئیات توضیح میدهد. گشایش لحظهای است که شخص برای اولین بار میتواند غم، خشم، یا عشقی را که زیر لایههای دفاع پنهان بود، کاملاً حس کند — بدون اینکه فوراً از آن فرار کند.
مثلث تعارض: نقشهی راه کار با دفاع
درک کار با دفاع بدون آشنایی بامثلث تعارض کامل نیست. این مدل را اصالتاً دیوید مالان در کتاب «Individual Psychotherapy and the Science of Psychodynamics» (1979) فرموله کرد و داوانلو آن را در ISTDP به شکل عملیاتی درآورد.
سه راس مثلث:
- احساس (F): آنچه واقعاً احساس میشود — خشم، غم، عشق، ترس، گناه
- اضطراب (A): واکنشی که ذهن به آمدن احساس نشان میدهد
- دفاع (D): آنچه ذهن برای کنترل اضطراب به کار میبرد
درمانگر ISTDP در هر لحظه میپرسد: «الان کجای این مثلث هستیم؟» اگر مراجع در گوشهی دفاع باشد، کار این است که به او کمک شود دفاع را ببیند و از طریق اضطراب به احساس برسد.
مثلث شخصکه رابطه با درمانگر، روابط فعلی، و روابط دوران کودکی را به هم وصل میکند — نشان میدهد که این الگوهای دفاعی در کجاهای زندگی مراجع تکرار میشوند.
تفاوت مهم: دفاعزدایی در برابر کار با دفاع
یکی از سوءتفاهمهای رایج این است که درمانگر ISTDP میخواهد «دفاع را از بین ببرد». این تصویر دقیق نیست.
هدف کار با دفاع این است که مراجع انتخاب داشته باشد. وقتی دفاع ناخودآگاه است، مراجع هیچ انتخابی ندارد — الگو خودکار است. وقتی دفاع آگاهانه دیده میشود، مراجع میتواند تصمیم بگیرد که آیا میخواهد به احساسش نزدیک شود یا نه.
هیچ درمانگری حق ندارد تصمیم بگیرد که مراجع «باید» دفاعش را کنار بگذارد. بلکه درمانگر شرایطی فراهم میکند که مراجع در امنیت، خودش این انتخاب را بکند.
این تمایز در YMYL مهم است: این مقاله فرایند درمانی را توصیف میکند — نه دستورالعملی برای انجام کار با دفاع در منزل. کار با دفاع یک فرایند بالینی است که توسط درمانگر آموزشدیده انجام میشود.
در بافت ایرانی-دیاسپورا
داوانلو و ریشهی ایرانی ISTDP
حبیب داوانلو در ایران به دنیا آمد و رشد کرد. این تنها یک نکتهی بیوگرافی نیست — ریشهی فرهنگی او در شکلدادن به نگاهش به رابطهی درمانی، به شدت رابطه، و به نقش عاطفه در بهبودی بیتأثیر نبوده است. برای ایرانیانی که با ISTDP آشنا میشوند، این ارتباط فرهنگی میتواند پل اعتماد باشد.
دفاعهای فرهنگاً همگون در جامعهی ایرانی
برخی دفاعها در فرهنگ ایرانی به قدری رایجاند که دیده نمیشوند.تعارففاصلهای که آدم بین احساس واقعی و بیان آن میگذارد — میتواند یک دفاع رابطهای باشد.آبروترس از خدشهدار شدن وجههی اجتماعی — اغلب منجر به سرکوب خشم و ابراز نیاز میشود.غیرتدر معنای اینکه «مرد/زن قوی گریه نمیکند» — با دفاعهایی مثل بیحسی و سرکوب عاطفی همراه است.
در کار بالینی با ایرانیان دیاسپورا، درمانگر ISTDP با این میشود که دفاعهایی که در فرهنگ اصلی «خوب» بودند، حالا در بافت فرهنگ جدید چه کارکردی دارند. مراجع ایرانی ممکن است در ابتدا احساس کند که درمانگر داره ارزشهای فرهنگیاش را زیر سوال میبرد — اما کار با دفاع در ISTDP این کار را نمیکند. درمانگر نمیگوید «تعارف بد است». میپرسد: «این تعارف الان چه کاری برات میکند؟ در این رابطه، چه چیزی را از خودت میپوشاند؟»
وصلهنشدن مهاجر: دفاعهای جدید برای دنیای جدید
مهاجرت خودش نوعی کار دفاعی میطلبد. آدمها برای اینکه در فرهنگ جدید عملکرد داشته باشند، دفاعهای جدیدی میسازند — شاید انکار دردهای مربوط به مهاجرت، شاید فعالبودن مفرط برای فرار از خلأ هویتی، شاید کنترل شدید به جای کنار آمدن با ابهام. این دفاعهای جدید در ISTDP همانطور کار میشوند که دفاعهای قدیمیتر.
شرم فرهنگی و دفاع
پژوهش در جامعهی دیاسپورا ایرانی نشان میدهد که شرم اجتماعی — نگرانی از قضاوت خانواده و جامعه — یکی از عوامل مهمی است که مانع جستجوی کمک روانپزشکی میشود. در ISTDP، درمانگر اغلب با دفاعهایی مواجه میشود که ریشه در همین شرم دارند: کماهمیت جلوه دادن مشکلات («خب همه همینطورند»)، حرف زدن دربارهی دیگران به جای خود، یا ارائهی چهرهی «خوب» حتی در اتاق درمان.
دسترسی: ISTDP درمانگران فارسیزبان کمیاباند
باید صادقانه گفت: در استرالیا، کانادا، بریتانیا و آمریکا، یافتن درمانگر آموزشدیده در ISTDP که فارسی هم بلد باشد، چالش است. تعداد این متخصصان محدود است. برخی کلینیکها جلسات آنلاین ارائه میدهند که این فاصلهی جغرافیایی را کم میکند. اگر به دنبال این نوع درمان هستید، ارزش دارد که صراحتاً بپرسید که آیا درمانگر آموزش رسمی ISTDP دیده است یا خیر.
سلب مسئولیت
این مقاله صرفاً آموزشی است و جایگزین مشاوره با متخصص سلامت روان نیست. اگر با علائم روانی دست و پنجه نرم میکنید، لطفاً با یک درمانگر واجد شرایط مشورت کنید.
مرتبط در این حوزه
بالاتر: ستون اصلی
خواهرمقالههای همین حوزه
- مثلث تعارض در ISTDP — احساس، اضطراب و دفاع
- تنظیم اضطراب در ISTDP — اضطراب دوست درمان است
- باز کردن ناخودآگاه در ISTDP — کلید داوانلو
- چالش با دفاع در ISTDP — زمانی که درمانگر دفاع را نشان میدهد
روش
- رواندرمانی پویشی فشرده (ISTDP)
- رواندرمانی پویشی
واژهنامه
- مکانیزم دفاعی
- مثلث تعارض
- مثلث شخص
- مقاومت در رواندرمانی
- حبیب داوانلو
کارگاه
- کارگاه تجربی کار با دفاع (ISTDP-based)
اگر در بحرانی، الان زنگ بزن
این خطها رایگان، محرمانه و ۲۴ ساعتهاند. خواندن مقاله میتواند منتظر بماند.
- استرالیا · AULifeline Australia13 11 14اضطراری: 000
- کانادا · CA9-8-8 Suicide Crisis Helpline988اضطراری: 911
- بریتانیا · GBSamaritans116 123اضطراری: 999
- آمریکا · US988 Suicide & Crisis Lifeline988اضطراری: 911
- امارات · AENational Mental Support Line (800-HOPE)800-HOPE (800-4673)اضطراری: 999
پرسشهای اساسی
منابع و مراجع
۱ منبع- کتاب کلاسیک مالان که مثلث تعارض را فرموله کرد — پایهی نظری که داوانلو در ISTDP به کار برد. شرح در Wikipedia · en.wikipedia.org/wiki/Malan_triangles
