چهارشنبهسوری روانشناسی — آتش، پیوند، و هویت جمعی
بهقلم احسان جهاندارپور· انتشار
فهرست محتوا۰٪
فهرست
- لایهی اول — آیینِ گذار: روانشناسی پاکسازی
- لایهی دوم — هیجانِ جمعی: وقتی قلبها با هم میزنن
- لایهی سوم — چهارشنبهسوری در ایران امروز: مراسم بهمثابهی مقاومت
- در بافتِ ایرانی-دیاسپورا
- تعریفِ دوزبانه (برای کلینیسینهای غیرایرانی)
- تفاوتِ نسلی در دیاسپورا
- تنوعِ طبقاتی، شهری-روستایی، و مذهبی
- مقایسهی بینِفرهنگی (برای کلینیسینهای غیرایرانی)
- چهارشنبهسوری در دیاسپورا: وقتی مراسم سفر میکنه
- کاربردِ بالینی — چه زمانی این مفهوم در درمان اهمیت پیدا میکنه
- مرتبط در این حوزه
- پیوندِ بالاتر به ستونِ اصلی
- مقالاتِ مرتبطِ همین حوزه
- روشهای درمانیِ مرتبط
- کارگاهِ پیشنهادی

لایهی اول — آیینِ گذار: روانشناسی پاکسازی
چهارشنبهسوری (Chaharshanbe Suri) یه مراسمِ آتشبازی قدیمی با ریشههای زرتشتیست که در آخرین سهشنبهشبِ سال برگزار میشه. ایرانیان از روی آتش میپرن و میگن: «سرخیِ تو از من، زردیِ من از تو.» این جمله یه تبادل نمادینست: بده رنگِ زرد (ضعف، بیماری، سستی) و بگیر رنگِ سرخ (قدرت، سلامت، گرما).
از دیدگاه روانشناسی، این یهآیینِ گذار (rite of passage) به معنای دقیقِ اصطلاحست — همونطور که مردمشناس آرنولد وان گنپ در ۱۹۰۹ تعریف کرد. آیین گذار سه مرحله داره: جدایی (separation از حالتِ قبلی)، آستانه (liminality — وضعیتِ میانه)، و ادغام (incorporation — ورود به وضعیتِ جدید). پرشِ از آتش دقیقاً این مسیر رو طی میکنه: لحظهای که از رویِ آتش میپری، نماداً «سالِ قدیم» رو پشتِ سر میذاری و واردِ فضایِ جدید میشی.
این نمادپردازی اختصاصی به ایران نیست. بسیاری از فرهنگها مراسمِ مشابهی با عنصرِ آتش دارن: جشنِ آتشِ سانتخوآن در اسپانیا، جشنِ بِلتِین در اسکاتلند، یا آیینهای آتشِ هولیکا در هند. این تشابه نشون میده که آتش برای انسان یه معنایِ روانشناختیِ جهانی داره — «رهاکردن» و «تولدِ دوباره» — حتی اگه در هر فرهنگ شکل و روایتِ خاصِ خودش رو داشته باشه.
در زمینهی رواندرمانی: ابعادِ آیینیِ این مراسم برای رویکردِ رواندرمانیِ پویشی (psychodynamic) جالبست. آیینها یه فضایِ «نمادینِ امن» میسازن که درش میشه با احساساتِ سنگین (ترس از آینده، سوگ از سال گذشته، خستگی) کار کرد — بدون اینکه مستقیم به اون احساسات بپرداخته بشه. این مکانیسمِ کاملاً شناختهشدهایه در ادبیاتِ رواندرمانی.
لایهی دوم — هیجانِ جمعی: وقتی قلبها با هم میزنن

یه جنبهی روانشناختیِ چهارشنبهسوری که کمتر بهش توجه میشه، بُعدِ فیزیولوژیکِ آنست.
جامعهشناس امیل دورکیم در اواخر قرن نوزدهم مفهومِ«هیجانِ جمعی» (collective effervescence) رو معرفی کرد: اون حالتِ خاصی که وقتی یه گروه در یه مراسمِ مشترک شرکت میکنه تجربه میشه — احساسِ وحدت، گرما، سرزندگی، و تعلق که از تنِ فردی فراتر میره و به چیزِ بزرگتری وصل میشه.
این مفهوم حالا دادههای فیزیولوژیکی هم داره. کونوالینکا، زیگالاتاس و همکاران در ۲۰۱۱ در مطالعهای روی مراسمِ آتشپیمایی در اسپانیا نشون دادن که ضربانِ قلبِ کسایی که مستقیم در مراسم شرکت میکردن با ضربانِ قلبِ نزدیکانِ اونها در میانِ تماشاگران همگام میشه — نه با تماشاگرانِ غریبه. این همگامیِ فیزیولوژیک نشون میده که آیینهای جمعی، بهخصوص وقتی عنصرِ خطر یا هیجانِ بالا دارن (مثل عبور از آتش)، یهپیوندِ بیولوژیک بینِ شرکتکنندگانِ آشنا ایجاد میکنن که با پیوندِ بینِ غریبهها فرق داره.
Konvalinka, I., Xygalatas, D., Bulbulia, J., et al. (2011). این یافتهها به ما میگن که وقتی یه خانوادهی ایرانی دورِ آتشِ چهارشنبهسوری جمع میشن و از رویش میپرن، چیزی بیش از یه جشنِ معمولی اتفاق میافته. یه همگامیِ فیزیولوژیک، یه پیوندِ بدنی، یه «ما»یِ مشترک شکل میگیره.
ربطِ این به هویتِ جمعیِ ایرانی: مارکوس و کیتایاما (Markus & Kitayama, 1991) نشون دادن که در فرهنگهایی با خودپندارهی وابسته (interdependent self-construal) — که فرهنگِ ایرانی در این طیف قرار میگیره — هویتِ فرد جدا از پیوندِ او به خانواده و جامعه قابلِ تصور نیست. مراسمِ جمعی مثل چهارشنبهسوری این پیوند رو هر سال بازسازی و تثبیت میکنه. «من» بودن، در این فرهنگ، بخشی از «ما» بودنست.
لایهی سوم — چهارشنبهسوری در ایران امروز: مراسم بهمثابهی مقاومت
یه چیزی که هر تحلیلِ روانشناختیِ چهارشنبهسوری باید بهش بپردازه، بُعدِ سیاسی-روانیِ این مراسم در ایرانِ پسا-انقلابست.
از ۱۳۵۷ به بعد، دولتِ ایران چهارشنبهسوری رو بهعنوانِ «مراسمِ جاهلی» (با تعبیرِ پیش-اسلامی بودن) سعی کرده محدود کنه. این محدودیت باعث شده که برگزاریِ این مراسم، بهخصوص در فضایِ عمومی، یه بارِ مقاومتی پیدا کنه — نه بهخاطرِ محتوایِ سیاسیِ صریحِ مراسم، بلکه بهخاطرِ اینکه «باز هم برگزار کردیم.»
در جریانِ اعتراضاتِ ۲۰۲۲ (پس از مرگِ مهسا امینی در سپتامبر ۲۰۲۲) و سالهای بعد از آن، چهارشنبهسوری تبدیل شد به یکی از فضاهایی که انرژیِ جمعیِ معترضان در اون کانالیزه میشد. نه به این معنا که یه «اعتراضِ سازماندهیشده» بود — بلکه به این معنا که مراسمی که اصلاً قرارش نبود سیاسی باشه، در یه زمینهی سیاسیِ خاص، معنایِ مضاعفی پیدا کرد.
از دیدگاهِ روانشناسیِ سیاسی، این پدیده رو میشه اینطور تحلیل کرد: وقتی کانالهای مستقیمِ ابرازِ خواست بستهان، آدمها کانالهای غیرمستقیم پیدا میکنن. مراسمِ فرهنگی، موسیقی، هنر — اینها میتونن بدل به ظرفهایی بشن که احساساتِ جمعیِ بیانِ مستقیمنیافته رو در خودشون جا بدن.
نکتهی مهمِ بالینی: این بُعدِ سیاسی برای کار با مراجعینِ ایرانی اهمیت داره. یه مراجعِ ایرانی که از داخل ایران به درمان میاد شاید یه درهمآمیختگیِ احساسی داشته باشه بینِ «نگرانی و سوگ» و «غرور و مقاومت» — و این درهمآمیختگی ممکنه در ارتباط با مراسمهایی مثل چهارشنبهسوری سطح بیاد. رواندرمانگر غیرایرانی اگه از این لایهها بیخبر باشه، ممکنه عمقِ این احساسات رو نبینه.
در بافتِ ایرانی-دیاسپورا
تعریفِ دوزبانه (برای کلینیسینهای غیرایرانی)
چهارشنبهسوری (تلفظ: chah-ar-shan-beh soo-ree) = «جشنِ آتشِ آخرینِ سهشنبهشبِ سال» — بهانگلیسی بعضاً «Red Wednesday» یا «Fire Festival» ترجمه میشه. ریشهی زرتشتی داره، جزءِ مجموعهی جشنهای نوروزیست، و در کنارِ آتش، آجیل، قاشقزنی (spoon-banging)، و فالگیری برگزار میشه.
تفاوتِ نسلی در دیاسپورا
تجربهی این مراسم در نسلهای مختلفِ دیاسپورای ایرانی خیلی متفاوته:
نسل اول (مهاجرانِ بزرگسال): برای اونهایی که ایران رو میشناختن، چهارشنبهسوری یه بارِ نوستالژیِ قوی داره. بوی دودِ آتش، صدایِ فیروزهی قدیمی، «صدایِ بچههایی که قاشق میزنن» — اینها میتونن حسِ غمِ غربت (gham-e ghorbat) رو فعال کنن. برگزاریِ مراسم در خارج، اگرچه تسلیبخشه، گاهی این سوگ رو تشدید هم میکنه: «این نسخهی واقعیِ اون نیست.»
نسل ۱.۵ (کسایی که در ایران متولد شدن اما در کشورِ دیگه بزرگ شدن): برای این نسل، چهارشنبهسوری معمولاً یه خاطرهی بدنیست — گرمایِ آتش، صدایِ «سرخیِ تو از من» — اما شاید ندونن چرا این احساس اینقدر قویست. این گروه گاهی در گیرِ یه سردرگمیِ هویتیست: «اونقدر ایرانیام که بخوام این رو برگزار کنم، اما اونقدر هم نه که بدونم همهی لایههاش چیه.»
نسل دوم (ایرانیتبارانِ متولدشده در خارج): این نسل چهارشنبهسوری رو اغلب بهعنوانِ «یه چیزِ جالبِ فرهنگی» تجربه میکنه — نه بارِ سنگینِ نوستالژی، اما شاید یه کنجکاوی برای ریشهها. دیاسپورا-پژوهِ ایرانی ساهار صادقی در کارِ خودش نشون داده که حسِ «بودن بدونِ تعلق» (being without belonging) برای ایرانیانِ نسلِ دوم یه چالشِ مستمره — و مراسمهای فرهنگی میتونن هم به این حل کمک کنن، هم اون رو تشدید کنن (وقتی که «آدمهایی که باید باشی» کنارت نیستن).
تنوعِ طبقاتی، شهری-روستایی، و مذهبی
چهارشنبهسوری در همهی ایرانیان یکسان نیست — و این نکتهی مهمیه برای کار با مراجعِ ایرانی:
- خانوادههای مذهبیتر شاید این مراسم رو برگزار نکنن یا با احتیاط بیشتری باهاش برخورد کنن (بهخاطرِ بارِ پیش-اسلامیِ آن).
- خانوادههای شهری-سکولار (بهخصوص تهرانیها) معمولاً این مراسم رو با شورِ بیشتری برگزار میکنن.
- مهاجرانِ از شهرهای کوچکتر شاید فرمِ محلیِ خودشون از مراسم رو داشته باشن که با فرمِ تهرانی فرق داره.
این تنوع یعنی: هرگز فرض نکنید همهی مراجعینِ ایرانی این مراسم رو میشناسن یا با آن ارتباطِ احساسی دارن.
مقایسهی بینِفرهنگی (برای کلینیسینهای غیرایرانی)
مفهومِ آیینِ سالِ نو با عنصرِ آتش در فرهنگهای دیگه هم هست:
- جشنِ سانتخوآن در اسپانیا/پرتغال: مشابهِ چهارشنبهسوری، شامل آتش و پریدن از رویِ آتش
- هولی در هند: با عنصرِ رنگ بهجای آتش — اما همون کارکردِ «تحولِ نمادین» رو داره
- هالووین در فرهنگِ غربی: مرزِ میانِ دنیایِ زندگان و مردگان، پاکسازیِ نمادین
این تشابهها نشون میده که نیازِ بشر به «آیینِ تحول» جهانیست — شکلِ ایرانیِ آن فقط یکی از بیانهای این نیازِ انسانیست، نه یه استثنایِ اگزوتیک.
چهارشنبهسوری در دیاسپورا: وقتی مراسم سفر میکنه
برگزاریِ چهارشنبهسوری در خارج از ایران یه پدیدهی جالب از دیدگاهِ روانشناسیِ فرهنگیست. در ملبورن، ونکوور، نیویورک، و استکهلم، جوامعِ ایرانی هر ساله این مراسم رو برگزار میکنن — گاهی در پارکهای عمومی، گاهی در خانههای خصوصی.
این برگزاری چند کارکردِ روانشناختی داره:
۱. حفظِ پیوندِ هویتی: مطالعاتِ فرهنگیِ مربوط به ایرانیانِ دیاسپورا (Dehghan Nayeri, 2022) نشون میده که مراسمهایی مثل نوروز (Nowruz) — که چهارشنبهسوری بخشی از آنست — برای مذاکرهی هویت در فضایِ دیاسپورایی کارکردِ مرکزی دارن. برگزاریِ این مراسم به مراجع کمک میکنه که «ایرانی بودن» رو در یه فضای غیرایرانی بازتعریف کنه.
۲. ارتباطِ نسلی: جمعِ بچههایِ نسلِ دوم با نسلِ اول دورِ آتش، یه لحظهی انتقالِ فرهنگیِ عینیِ (tangible) ملموسست. این چیزیست که از طریقِ حرف زدن بهتنهایی منتقل نمیشه — باید بُعدِ بدنی و آیینی داشته باشه.
۳. تسکینِ غمِ غربت: برای بسیاری از ایرانیانِ دیاسپورا، برگزاریِ چهارشنبهسوری یه لحظهی «خانه بودن در غربت» است. البته پژوهشِ رسمیِ منتشرشده در این زمینهی خاص محدود است، اما در کارِ درمانی با مراجعینِ ایرانی این الگو بهکرات گزارش میشه: «اون شب، برای یه لحظه، حس کردم توی ایرانم.»
۴. چالشِ «نسخهی اصیل»: از طرفِ دیگه، برخی مراجعین گزارش میکنن که برگزاریِ مراسم در خارج، بهجای تسکین، یه نوستالژیِ دردناک رو فعال میکنه — حسِ «این اصلی نیست.» این تجربه هم واقعی و هم ارزشمندِ بررسیست در کارِ درمانی.
کاربردِ بالینی — چه زمانی این مفهوم در درمان اهمیت پیدا میکنه
اگه با مراجعِ ایرانی کار میکنید — چه در داخل ایران و چه در دیاسپورا — این موارد میتونه در ارتباط با چهارشنبهسوری مطرح بشه:
الف) سوگ و نوستالژی در اسفندماه: خیلی از مراجعینِ ایرانی در دورهی نوروزی — بهخصوص در آستانهی چهارشنبهسوری — تشدیدِ علائمِ غمِ غربت یا سوگ رو تجربه میکنن. آگاهی به این «تقویمِ عاطفیِ ایرانی» برای رواندرمانگر مفیده.
ب) هویتِ نسلدومی: اگه مراجع یه ایرانیِ نسلِ دومست و احساسِ «نه ایرانیِ کافی، نه (استرالیایی/کانادایی/بریتانیایی) کافی» داره، پرسیدن از تجربهاش با مراسمهایی مثل چهارشنبهسوری میتونه یه درِ ورودیِ خوب به این موضوع باشه.
ج) تروما و رویدادهای ۲۰۲۲ به بعد: برای مراجعینی که از داخلِ ایران به درمان میان (یا از دیاسپورا با نگرانی برای نزدیکانِ داخلِ ایران)، چهارشنبهسوریِ پسا-۲۰۲۲ میتونه یه موضوعِ بار-احساسیِ ترکیبی باشه: غرور، ترس، سوگ، امید — همه با هم. این ترکیب ممکنه در جلسات ظاهر بشه.
د) انتقالِ فرهنگی به کودکان: مراجعینِ والدینی که نگرانِ «آیا فرزندم ایرانیماندن» هستن، گاهی نگرانیشون رو در مورد اینکه «آیا باید برای بچهها چهارشنبهسوری برگزار کنیم یا نه» بیان میکنن. این نگرانی در واقع یه نگرانیِ هویتیِ عمیقتره که ارزشِ کار دارد.
دربارهی رویکردِ درمانی: برای این موضوعات، رواندرمانیِ پویشی (METHOD) و رویکردِ یونگی (METHOD) — با توجه به ابعادِ نمادین و کهنالگویی (archetypal) مراسم — میتونن چارچوبِ مفیدی فراهم کنن.
مرتبط در این حوزه
پیوندِ بالاتر به ستونِ اصلی
مقالاتِ مرتبطِ همین حوزه
- نوروز و روانشناسی — آیینِ تحول در سالِ نو
- یلدا و روانشناسی — شبِ انتظار و کهنالگوی نور
- آشورا و روانشناسی — سوگ جمعی و هویتِ شیعی
- روانشناسیِ آیینهای ایرانی — چارچوبِ کلی
روشهای درمانیِ مرتبط
- رواندرمانیِ پویشی (METHOD) — برای کارِ لایهی نمادین و ناخودآگاه
- روانشناسیِ تحلیلیِ یونگی (METHOD) — برای ابعادِ کهنالگویی و معناشناختیِ مراسم
کارگاهِ پیشنهادی
یادداشتِ آموزشی: این مقاله صرفاً برای آموزش و اطلاعرسانی است و جایگزینِ مشاوره با رواندرمانگرِ متخصص نیست. اگه نگرانیهای جدیِ روانشناختی دارید، با یه متخصصِ واجدِ شرایط مشورت کنید.
اگر در بحرانی، الان زنگ بزن
این خطها رایگان، محرمانه و ۲۴ ساعتهاند. خواندن مقاله میتواند منتظر بماند.
- استرالیا · AULifeline Australia13 11 14اضطراری: 000
- کانادا · CA9-8-8 Suicide Crisis Helpline988اضطراری: 911
- بریتانیا · GBSamaritans116 123اضطراری: 999
- آمریکا · US988 Suicide & Crisis Lifeline988اضطراری: 911
- امارات · AENational Mental Support Line (800-HOPE)800-HOPE (800-4673)اضطراری: 999
پرسشهای اساسی
منابع و مراجع
۲ منبع- ۱. Konvalinka, I., Xygalatas, D., Bulbulia, J., Schjoedt, U., Jegindø, E. M., Wallot, S., Van Orden, G., & Roepstorff, A. (2011). Synchronized arousal between performers and related spectators in a fire-walking ritual. Proceedings of the National Academy of Sciences (PNAS), 108(20), 8514–8519. https://doi.org/10.1073/pnas.1016955108 · doi.org/10.1073/pnas.1016955108
- ۵. NIAC (2025, March 19). Chaharshanbe Suri in Iran: A Blend of Ancient Celebration and Modern Defiance. National Iranian American Council. https://niacouncil.org/chaharshanbe-suri-in-iran-a-blend-of-ancient-celebration-and-modern-defiance/ · niacouncil.org/chaharshanbe-suri-in-iran-a-blend-of-ancient-celebration-and-modern-defiance/
