آینه:پلتفرم تخصصی سلامت روان‌ لیست انتظار کارگاه های رشد فردی تخصصی در استرالیا - کانادا - آمریکا - امارات
در اینستاگرام دنبال کنید

تروما نسل انقلاب — آن‌هایی که ایران قبل و بعد از ۵۷ را با پوست دیدن

به‌قلم · انتشار

فهرست محتوا۰٪
عکس: Tahir Boyacı / Pexels
TL;DR · خلاصهٔ شنیداری
<div class="tldr-block"> نسل اول ایرانی دیاسپورا — کسانی که انقلاب ۵۷ را در بدن خودشون زیستن، جنگ شنیدن، دوست و برادر و همسایه را از دست دادن، یا از وطن کنده شدن — یه نوع خاص از [تروما][/fa/واژه‌نامه/تروما] با خودشون حمل می‌کنن. این تروما اغلب نه تشخیص داده شده، نه حرف زده شده، نه سوگواری شده. بدن یادشه، حتی وقتی زبان سکوت کرده. این مقاله توضیح می‌ده این تروما چطور شکل گرفت، چه الگوهایی به وجود آورد، و چطور ممکنه بدون اسم به فرزندان منتقل شده باشه. </div> ---
یادداشت: این مقاله آموزشی است و جایگزین مشاوره با روان‌درمان‌گر متخصص نیست. اگر تجربه‌هایی که اینجا توصیف می‌شن برات آشنا هستن، صحبت با یه روان‌درمان‌گر آشنا به تروما سیاسی و فرهنگی می‌تونه تفاوت مهمی ایجاد کنه.

این مقاله درباره‌ی چیه

یه مرد شصت‌ساله که سال ۵۸ از ایران رفت می‌گه: «من فرار نکردم. من رفتم که برگردم. اما دیگه چیزی نبود که برگردم بهش.»

یه زن پنجاه‌وپنج‌ساله که برادرش را در اوایل دهه‌ی شصت از دست داد می‌گه: «تا به حال یه‌بار درباره‌اش گریه نکردم. نمی‌تونم. انگار اون بخش از من یخ زده.»

یه مرد شصت‌وهشت‌ساله‌ی بازنشسته که در تهران مهندس بود و الان در تورنتو زندگی می‌کنه می‌گه: «نمی‌دونم چرا هنوز با صدای در بلند شدن از خوابم، چرا هنوز به هر آدم جدیدی بی‌اعتماد می‌شم، چرا هنوز وقتی خبرهای ایران می‌یاد نفسم بند می‌یاد.»

اینا تجربه‌های منحصربه‌فرد چند نفر نیستن. اینا الگوهای یه نسل کامل‌ان — نسل اول ایرانی دیاسپورا کهتروما سیاسی جمعی رو از نزدیک زیستن.

این مقاله اون تجربه رو جدی می‌گیره. نه به‌عنوان «گذشته‌ای که باید فراموشش کرد»، نه به‌عنوان «ضعف»، بلکه به‌عنوان یه واکنش عصبی قابل‌فهم به رویدادهایی که اغلب از ظرفیت پردازش انسان فراتر می‌رفتن.

ایران ۵۷ — از کجا به کجا

برای فهمیدن تروما نسل اول، لازمه اول مقیاس تغییرات رو ببینیم — نه به‌عنوان تحلیل سیاسی، بلکه به‌عنوان زمینه‌ی روان‌شناختی.

در طول چند سال کوتاه اواخر دهه‌ی پنجاه و اوایل دهه‌ی شصت، میلیون‌ها ایرانی با چیزی روبرو شدن که روان‌شناسان بهش «از دست دادن چارچوب زندگی» می‌گن. نه فقط شغل یا خانه یا شهر — بلکه از دست دادن همزمان چندین چیزی که هویت‌شون روشون بنا شده بود:

  • جهان اجتماعی: شبکه‌ی دوستان، همکاران، همسایگان — ناگهان پراکنده شد. بعضی ماندن، بعضی رفتن، بعضی در خشونت سیاسی از دست رفتن.
  • چارچوب فرهنگی: آنچه «نرمال» بود — طرز لباس پوشیدن، معاشرت کردن، صحبت کردن در عمومی، آرزوهای حرفه‌ای — در مدت کوتاهی دگرگون شد.
  • احساس امنیت: برای خیلی‌ها، ترس از دستگیری، پرسیده شدن، لو رفتن، تبدیل شد به یه ترس مزمن و زمینه‌ای.
  • سرزمین: برای کسانی که رفتن، این از دست دادن به معنای قطع شدن از وطن بود — یه «سوگ فرهنگی» که هرگز تشریفات رسمی نداشت.

بسل ون‌دِر‌کولک (van der Kolk, 2014) توضیح می‌ده که تروما زمانی شکل می‌گیره که رویدادها از «ظرفیت یکپارچه‌سازی» سیستم عصبی فراتر می‌رن. این یعنی مشکل در رویداد نیست — مشکل در این‌ه که رویداد بیش از حد بود، بیش از حد ناگهانی بود، و اغلب بدون امکان پردازش، سوگواری، یا حمایت کافی بود.

برای نسل اول ایرانی، اغلب همه‌ی این عوامل با هم بودن.

چه نوعی از تروما

نسل اول ایرانی با چند لایه از تروما مواجه بوده که می‌شه آن‌ها را از هم تفکیک کرد — نه به این خاطر که جدا جدا حل‌شونی‌ان، بلکه چون هر کدام الگوهای خاص خودشون رو دارن.

۱. تروما رویداد مشخص (Big-T Trauma)

برای بعضی از نسل اول، رویدادهای مشخصی وجود داشتن که معیارهای بالینیPTSD را دارن: دستگیری خودشون یا کسی که بهشون نزدیک بود، شاهد خشونت بودن، از دست دادن ناگهانی عزیزان در شرایط سیاسی، فرار اجباری با جان در خطر.

این رویدادها می‌تونن باعثفلشبک‌ها، کابوس‌های مکرر، پاسخ‌های ترس شدید، و اجتناب از محرک‌های مرتبط بشن — که همه‌شون علائم شناخته‌شده‌ی PTSD هستن.

۲. تروما تجمعی و از دست دادن پیوسته

برای بسیاری دیگر، یه رویداد واحد نبود — بلکه یه فرایند تدریجی بود که هر قدم کوچیک به تنهایی «قابل‌تحمل» به نظر می‌رسید اما در کنار هم چیزی رو ساختن که جودیت هرمان (Herman, 1992) بهش «تروما پیچیده» یاC-PTSD می‌گه: فرسایش تدریجی احساس امنیت، کنترل، و معنا.

۳. تروما سوگ مبهم

پائولین باس (Pauline Boss) مفهوم «سوگ مبهم» (ambiguous loss) را برای توصیف از دست‌دادن‌هایی ابداع کرد که نه حضور دارن، نه غیاب کامل. برای نسل اول ایرانی، «ایران» خودش اغلب همین نوع از دست دادن‌ه — هست، ولی دسترسی‌پذیر نیست. جایی که یادشه، ولی دیگه همون‌جا نیست.

این نوع سوگ تشریفات «معمول» ندارد. هیچ مراسمی نیست، هیچ جامعه‌ای نمی‌پرسد حالت چطوره، هیچ کلمه‌ای نیست که کامل توصیفش کنه. نتیجه اغلب سوگی‌ه که هرگز تموم نمی‌شه، چون هرگز شروع رسمی نداشت.

۴. تروما تجمعی جامعه — تروما جمعی

موباشر (Mobasher, 2006) در پژوهشش درباره‌ی هویت ایرانی-آمریکایی نشون داد که انقلاب ۵۷ و بحران گروگان‌گیری ۱۳۵۸ با هم یه «تروما فرهنگی» ایجاد کردن — تجربه‌ای جمعی که سایه‌اش بر هویت‌یابی نسل اول افتاد. خیلی‌ها ایرانی بودنشون رو پنهان کردن، اسم‌هایشون را تغییر دادن، از گفتن «ایرانی» اجتناب کردن.

این انکار هویت یه مکانیسم دفاعی بود — اما در بلندمدت خودش به یه زخم تبدیل شد.

الگوهایی که از تروما نسل اول می‌مونه

شواهد بالینی و پژوهشی نشون می‌ده که تروما پردازش‌نشده در نسل اول اغلب به صورت چند الگوی مکرر تظاهر می‌کنه.این الگوها نشانه‌ی ضعف نیستن — این‌ها نشانه‌ی این‌ان که سیستم عصبی یه روزی با وسایلی که داشت بهترین کاری رو که می‌تونست کرد:

هوشیاری مزمن (Hypervigilance)

هوشیاری بیش از حدآن حس دائمی که «باید مراقب باشم» — یکی از رایج‌ترین میراث‌های تروما سیاسی‌ه. این دقیقاً همون چیزیه که ون‌دِر‌کولک توصیف می‌کنه: سیستم عصبی یاد گرفته که «خطر همیشه ممکنه» — و این یادگیری بدون مداخله، خودش رو تغییر نمی‌ده.

در نسل اول این می‌تونه شبیه این باشه: نگران همه‌چیز بودن، نتونستن کاملاً ریلکس کنن، واکنش‌های بیش از حد به خبرهای بد، مشکل با اعتماد کردن به آدم‌های جدید، بی‌خوابی یا کابوس، و یه احساس کلی که «نمی‌شه به ثبات اعتماد کرد».

سکوت درباره‌ی گذشته

یکی از رایج‌ترین الگوها در خانواده‌های ایرانی دیاسپورا اینه که درباره‌ی «آن دوران» حرف زده نمی‌شه. این سکوت ریشه‌های چندگانه داره:

  • محافظت از فرزندان: «نمی‌خوام بچه‌ام سنگینی این تاریخ رو حمل کنه.»
  • درد بازگشایی: «هر بار که یادم میاد، انگار همون موقعه. نمی‌تونم حرف بزنم.»
  • شرم و آبرو: در فرهنگ ایرانی، صحبت از «مشکلات» — حتی تاریخی — می‌تونه با مفهوم آبرو تداخل پیدا کنه.
  • احساس بی‌مشتری: «کی می‌خواد بشنوه؟ کی می‌فهمه؟»

این سکوت یه پارادوکس ایجاد می‌کنه: رویداد گفته نمی‌شه، اما اثرش هر روز در خانه حس می‌شه.

بی‌اعتمادی ساختاری به قدرت و نهادها

بسیاری از نسل اول — حتی اگر هرگز مستقیماً از طرف دولت آسیب ندیدن — نوعی بی‌اعتمادی عمیق نسبت به نهادها، قدرت، و «سیستم» توسعه دادن. این بی‌اعتمادی وقتی منطقی نباشه تبدیل می‌شه به مانع: مانع دریافت کمک پزشکی یا روان‌شناختی، مانع شرکت کامل در جامعه‌ی جدید، مانع تفویض اختیار.

سوگ هضم‌نشده

پژوهشگران حوزه‌ی سوگ می‌گن برای اینکه سوگواری «تموم» بشه، لازمه چند چیز اتفاق بیفته: تأیید از دست دادن توسط جامعه، فضای ایمن برای بیان احساسات، و یه روایت منسجم از آنچه از دست رفت. خیلی از نسل اول ایرانی هیچ‌کدام از اینا رو نداشتن — نه جامعه‌ای که بفهمه، نه فضای امن، نه روایتی که حرف زده بشه.

نتیجه‌اش اغلب یه سوگ منجمد‌ه — نه شروع شده، نه تموم شده.

در بافت ایرانی-دیاسپورا

این بخش قلب این مقاله‌ست. تروما نسل اول ایرانی یه سری ویژگی‌های خاص داره که از تروما سیاسی عمومی متمایزش می‌کنه.

وقتی تروما «اسم» ندارد

یکی از تفاوت‌های اصلی اینه که برای خیلی از نسل اول، کلمه‌ی «تروما» اصلاً وجود نداشت. «ما فقط رفتیم. همه می‌رفتن. این زندگی بود.» این نرمال‌سازی — که اغلب از سر ضرورت بود — یعنی هیچ‌وقت فضای پردازش باز نشد.

مطالعات درباره‌ی مهاجران ایرانی نشون می‌ده که یکی از موانع اصلی دریافت کمک روان‌شناختی اینه که بسیاری تجربه‌هاشون رو «تروما» تعریف نمی‌کنن. تجربه‌شون رو «واقعیت زندگی» می‌دونن — و این یعنی هرگز کمک نمی‌طلبن (eReliever, 2024؛ Jarahzadeh, Center for Iranian Diaspora Studies, 2024).

سکوت فرهنگی و آبرو

مفهوم آبرو در فرهنگ ایرانی یه چاقوی دو لبه‌ست. از یه طرف قدرت می‌ده — حس تعلق به چیزی بزرگ‌تر از خود. از طرف دیگه می‌تونه مانع «اعتراف» به تجربه‌های دردناک بشه. صحبت از اعدام یه برادر، از زندان یه پدر، از فرار شبانه — اینا می‌تونن با احساس «شرم خانوادگی» درهم بشن حتی وقتی هیچ شرمی واقعی وجود نداره.

این به‌اضافه‌ی این باور که «مشکلات خانوادگی خانوادگی می‌مونن» — که در بسیاری از فرهنگ‌های ایرانی رایجه — یعنی تروماها هرگز از دیوارهای خانه خارج نمی‌شن.

تروما ثانوی از اخبار ایران

برای نسل اول که عمیقاً به ایران وصله، هر موج اخبار — اعتراضات ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۴۰۱ — می‌تونه یه تروما ثانوی ایجاد کنه. این اخبار فقط اطلاعات نیستن؛ برای کسانی که بخشی از هویتشون همچنان آنجاست، این اخبار یه فعال‌سازی مجدد تروماهای قدیمی‌ان.

این الگو — که گاهی «تروما جانبی» (vicarious trauma) یا «تروما ثانوی» (secondary traumatic stress) نامیده می‌شه — در دیاسپورای ایرانی به‌ویژه شدیده چون فاصله‌ی جغرافیایی احساس بی‌قدرتی رو تشدید می‌کنه.

از دست دادن جایگاه و هویت حرفه‌ای

بسیاری از نسل اول — که پزشک، مهندس، معلم، هنرمند بودن — با مهاجرت هویت حرفه‌ای خود را از دست دادن. در کشور جدید، مدارکشون اعتبار نداشت، زبانشون کافی نبود، شبکه‌ی ارتباطی‌شون از صفر شروع شد. این یه «از دست دادن تجمعی» بود که به ندرت به رسمیت شناخته شد.

انتقال بدون کلام به نسل دوم

این بخش باتروما نسل به نسل (TRAU-06) ارتباط مستقیم داره. رِیچل یِهودا (Yehuda & Lehrner, 2018) نشون داده که تروما می‌تونه از طریق مکانیسم‌های اپی‌ژنتیک — تغییر در بیان ژن بدون تغییر در توالی DNA — منتقل بشه. اما فراتر از بیولوژی، الگوهای رفتاری هم منتقل می‌شن: هوشیاری مزمن والدین به هوشیاری مزمن فرزند تبدیل می‌شه، سکوت والد به سکوت فرزند.

نسل دوم اغلب «چیزی» را حس می‌کنه که نمی‌تونه توضیح بده — و این مقاله برای نسل دوم هم می‌تونه باشه، برای فهمیدن اینکه والدینشون چه بار سنگینی حمل کردن.

درمان و اقدام عملی

یه نکته‌ی مهم ابتدایی: تروما قابل پردازش‌ه. این به‌معنای «خوب شدن کامل» نیست — چون تجربه‌ها واقعی بودن و آثارشون بخشی از کیستی ما هستن. اما این‌که یه نفر تا آخر عمر با سطح اضطراب امروزشون زندگی کنه ضروری نیست.

رویکردهای مناسب برای تروما سیاسی و مهاجرت

روان‌درمانی تجربه‌محور (Experiential Psychotherapy): روان‌درمانی که با بدن و هیجان کار می‌کنه — نه صرفاً با تحلیل فکری — برای تروما‌های سیاسی و از دست دادن بخصوص مناسبه. این رویکرد به فرد اجازه می‌ده که تجربه را در فضای ایمن پردازش کنه، بدون اینکه مجبور بشه دوباره همه را روایت کنه.

طرح‌واره‌درمانی (Schema Therapy): وقتی تروما زودهنگام به طرح‌واره‌های اولیه‌ی «دنیا ناامن است» یا «من تنهام» منجر شده باشه،طرح‌واره‌درمانی می‌تونه این الگوهای عمیق‌تر را هدف بگیره.

درمان مبتنی بر تروما (Trauma-Focused Therapy): NICE Guideline NG116 (2018، به‌روز شده ۲۰۲۵) EMDR و CBT متمرکز بر تروما را به‌عنوان درمان‌های خط اول PTSD معرفی می‌کنه. برای کسانی که رویدادهای مشخص تروما‌زا داشتن، این رویکردها پایه‌ی شواهدی قوی دارن.

روان‌درمانی یونگی (Jungian Psychotherapy): برای کسانی که بعد روایتی و معنا‌سازی براشون مهمه — «این تجربه‌ها چه معنایی در کل داستان زندگیم دارن؟» — رویکردهای یونگی می‌تونن فضا برای این سفر باز کنن.

اقدام‌های عملی بدون درمان رسمی

اگر درمان فوری دردسترس نیست، چند چیز می‌تونن کمک‌کننده باشن:

۱.نامگذاری: اولین قدم اغلب فقط نامیدن تجربه‌ست — «اینی که من حمل می‌کنم تروما است.» این نامگذاری معجزه نمی‌کنه، اما یه فضای ادراکی باز می‌کنه. ۲.جستجوی یه شاهد: یه نفر — دوست، شریک زندگی، درمان‌گر — که بتونه بشنوه. نه برای حل مشکل، فقط برای شنیدن. ۳.پذیرش محدودیت کنترل: برای کسانی که هوشیاری مزمن دارن، تکنیک‌های تنظیم سیستم عصبی (تنفس عمیق، تماس با جسم در لحظه‌ی حال) می‌تونن مفید باشن. ۴.دوری موقتی از اخبار ایران: برای کسانی که هر بار با اخبار ایران‌ دچار فعال‌سازی می‌شن، مرز گذاشتن با مصرف اخبار یه اقدام مراقبتی‌ه — نه بی‌تفاوتی.

مرتبط در این حوزه

مقاله‌ی مادر (پیلار)

خوشه‌های هم‌حوزه (زیرگروه ۴.B — تروما دیاسپورا)

روش‌های درمانی مرتبط

کارگاه

این مقاله آموزشی است. هیچ محتوایی در این سایت جایگزین مشاوره، تشخیص، یا درمان توسط روان‌درمان‌گر متخصص نیست.

بحران · CRISIS

اگر در بحرانی، الان زنگ بزن

این خط‌ها رایگان، محرمانه و ۲۴ ساعته‌اند. خواندن مقاله می‌تواند منتظر بماند.

  • استرالیا · AU
    Lifeline Australia
    13 11 14
    اضطراری: 000
  • کانادا · CA
    9-8-8 Suicide Crisis Helpline
    988
    اضطراری: 911
  • بریتانیا · GB
    Samaritans
    116 123
    اضطراری: 999
  • آمریکا · US
    988 Suicide & Crisis Lifeline
    988
    اضطراری: 911
  • امارات · AE
    National Mental Support Line (800-HOPE)
    800-HOPE (800-4673)
    اضطراری: 999
سؤال‌های پُرتکرار · FAQ

پرسش‌های اساسی

آیا همه‌ی نسل اول ایرانی تروما دارن؟

خیر. تجربه‌ها متفاوت‌ان. بعضی‌ها رویدادهایی داشتن که به‌وضوح تروما‌زا بودن؛ بعضی‌ها فرایندهای تدریجی‌تری رو گذروندن؛ و برخی هم با وجود سختی‌های زیاد، منابع کافی برای پردازش داشتن. هدف این مقاله اینه که اگر این الگوها آشناست، اسمی برای تجربه پیدا بشه — نه اینکه همه رو در یه دسته بگذاریم.

اگه مدت‌هاست مشکلی احساس نمی‌کنم، آیا واقعاً تروما دارم؟

تروما لزوماً به شکل «احساس مشکل» ظاهر نمی‌شه. گاهی در الگوهای رفتاری هست — اجتناب، کنترل، بیش‌کار بودن — که از بیرون سالم به نظر می‌رسن. و گاهی هم واقعاً تروما به شکل PTSD پردازش شده یا تجربه‌ی آسیب‌زا‌ای در کار نبوده.

آیا صحبت کردن درباره‌ی گذشته همیشه ضروری‌ه؟

نه. یکی از پیشرفت‌های مهم روان‌درمانی مدرن اینه که می‌دونیم تروما می‌تونه بدون روایت کامل رویداد هم پردازش بشه. رویکردهایی مثل EMDR، [تجربه‌گری بدنی][/fa/واژه‌نامه/تجربه‌گری-بدنی]، و برخی رویکردهای تجربه‌محور مستقیماً با سیستم عصبی کار می‌کنن — نه با گفتار.

چطور با والدم درباره‌ی این حرف بزنم؟

این یکی از سخت‌ترین سؤالاست. هیچ فرمول جادویی‌ای نیست. اما یه چیز که اغلب کار می‌کنه اینه که از کنجکاوی شروع کنی، نه از تشخیص. «می‌خوام بفهمم اون سال‌ها چطور بود» خیلی کمتر دفاعی‌آور‌ه از «فکر می‌کنم تروما داری».

آیا این تروما به بچه‌هام منتقل شده؟

احتمالش هست — نه اینکه حتماً شده. پژوهش‌های یِهودا و همکاران نشون می‌ده که تروما می‌تونه از مسیرهای رفتاری، سبک دلبستگی، و حتی اپی‌ژنتیک منتقل بشه. اما این انتقال سرنوشت نیست — آگاهی از الگو اولین قدم برای تغییره. برای بیشتر خوندن درباره‌ی این موضوع، [تروما نسل به نسل][/fa/مقاله/تروما-نسل-به-نسل] رو ببین.

کجا یه روان‌درمان‌گر فارسی‌زبان پیدا کنم؟

در بسیاری از کشورهای دیاسپورا، درمان‌گران فارسی‌زبان وجود دارن — اما یافتنشون ممکنه زمان ببره. برخی از آن‌ها به‌صورت آنلاین کار می‌کنن که دسترسی را آسان‌تر می‌کنه. [تله‌هلث روان‌درمانی][/fa/واژه‌نامه/تله‌هلث-رواندرمانی] یه گزینه‌ی واقعی و مؤثر‌ه. ---

منابع و مراجع

۴ منبع
  1. ۳. Yehuda, R., & Lehrner, A. (2018). Intergenerational transmission of trauma effects: putative role of epigenetic mechanisms. World Psychiatry, 17(3), 243–257. https://onlinelibrary.wiley.com/doi/full/10.1002/wps.20568 — شواهد اپی‌ژنتیک انتقال بین‌نسلی تروما. · onlinelibrary.wiley.com/doi/full/10.1002/wps.20568](https://onlinelibrary.wiley.com/doi/full/10.1002/wps.20568
  2. ۵. NICE Guideline NG116 (2018، به‌روز شده ۲۰۲۵). Post-traumatic stress disorder. National Institute for Health and Care Excellence. https://www.nice.org.uk/guidance/ng116 — راهنمای بالینی PTSD؛ EMDR و CBT متمرکز بر تروما به‌عنوان خط اول. · www.nice.org.uk/guidance/ng116](https://www.nice.org.uk/guidance/ng116
  3. ۶. Jarahzadeh, K. (2024). Between two worlds: How one Iranian-American therapist is confronting generational trauma in the diaspora. Center for Iranian Diaspora Studies. https://centerforiraniandiasporastudies.wordpress.com/2024/12/02/between-two-worlds-how-one-iranian-american-therapist-is-confronting-generational-trauma-in-the-diaspora/ — دیدگاه‌های بالینی درباره‌ی تروما نسل‌های ایرانی دیاسپورا. · centerforiraniandiasporastudies.wordpress.com/2024/12/02/between-two-worlds-how-one-iranian-american-therapist-is-confronting-generational-trauma-in-the-diaspora/](https://centerforiraniandiasporastudies.wordpress.com/2024/12/02/between-two-worlds-how-one-iranian-american-therapist-is-confronting-generational-trauma-in-the-diaspora/
  4. ۷. Sahebi, B. (2026, April 11). Iran's collective trauma: The psychological aftermath of repression and violence. Fair Observer. https://www.fairobserver.com/world-news/middle-east-news/irans-collective-trauma-the-psychological-aftermath-of-repression-and-violence/ — تروما جمعی ایرانیان و تأثیرش بر دیاسپورا. · www.fairobserver.com/world-news/middle-east-news/irans-collective-trauma-the-psychological-aftermath-of-repression-and-violence/](https://www.fairobserver.com/world-news/middle-east-news/irans-collective-trauma-the-psychological-aftermath-of-repression-and-violence/
احسان جهان‌دارپور
دربارهٔ نویسنده

احسان جهان‌دارپور

روان‌شناسیطرحواره‌درمانیISTDPرویکرد یونگی

پانزده سال تجربه روان‌شناسی و رشد فردی برای مهاجران و دیاسپورا، کار با ایرانیان مقیم استرالیا، کانادا، بریتانیا، آمریکا و امارات. بنیان‌گذار و توسعه‌دهندهٔ روش تجربه‌محور برای کارگاه‌های بازی‌محور.