آینه:پلتفرم تخصصی سلامت روان‌ لیست انتظار کارگاه های رشد فردی تخصصی در استرالیا - کانادا - آمریکا - امارات
در اینستاگرام دنبال کنید

فقدان مبهم در دیاسپورا — وقتی نه مرگ است، نه حضور

به‌قلم · انتشار

فهرست محتوا۰٪
عکس: rakhmat suwandi / Pexels
TL;DR · خلاصهٔ شنیداری
فقدان مبهم یعنی فقدانی که نه کامل است نه بسته — کسی که مرده نیست اما در دسترس نیست، یا جایی که هست اما دیگر «خانه» نیست. پاولین باس (Boss, 1999) این مفهوم را برای توصیف فقدان‌هایی مثل جدایی خانوادگی ناشی از مهاجرت ساخت. در دیاسپورای ایرانی، این فقدان چند لایه دارد: والدین در ایران، ایرانی که در ذهن داشتین دیگر وجود نداره، و بخشی از هویت خودتون که جا ماند. این تجربه طبیعی‌ست، شناختنش اولین قدم است. ---
این مقاله آموزشی است و جایگزین مشاوره یا درمان تخصصی نمی‌شود.
اگه الان در بحران هستین یا به آسیب رساندن به خودتون فکر می‌کنین، لطفاً با یکی از خطوط اورژانس بخش پایین این صفحه تماس بگیرین.

۱. مسئله — وقتی نمی‌دانید برای چه غمگینید

یه صحنه‌ی آشنا: یه مهاجر ایرانی سه‌ساله در ملبورن یا ونکوور یا استکهلم، زندگی ظاهراً درستی داره — کار، خانه، دوستی‌های تازه. اما هر شب قبل از خواب یه چیز سنگین روی سینه می‌شینه که اسمش رو نمی‌دونه. گاهی عکس قدیمی از ایران می‌بینه و گریه می‌کنه. گاهی با مادرش ویدئوکال می‌کنه و بعد از قطع تماس احساس می‌کنه چیزی کم دارن که با صدا و تصویر پُر نمی‌شه. گاهی اخبار ایران رو می‌خونه و یه‌جور احساس جداشدگی عجیب داره — انگار داره درباره‌ی جای دیگه‌ای می‌خونه، نه جایی که متعلقش بود.

این تجربه‌ها با سوگ معمولی فرق دارن. در سوگ معمولی، یک نفر مرده، یک فرآیند اجتماعی برای سوگواری وجود داره، دیگران می‌فهمن. اما در اینجا والدین زنده‌ان، ایران هنوز هست، و شما «انتخاب کردین» که بیاین. پس از نظر بیرونی دلیلی برای سوگ وجود نداره — و همین باعث می‌شه این درد بدون اسم بمونه.

روان‌شناس آمریکایی پاولین باس دهه‌ها پیش برای این دسته از فقدان‌ها اسم گذاشت:فقدان مبهم (Ambiguous Loss). این مقاله توضیح می‌ده این مفهوم چیه، چطور در دیاسپورای ایرانی شکل می‌گیره، و چطور می‌شه باهاش کنار آمد.

۲. فقدان مبهم چیست — چارچوب باس

دو نوع فقدان مبهم

پاولین باس در کتاب «فقدان مبهم: یادگیری زندگی با سوگ حل‌نشده» (Boss, 1999, هاروارد یونیورسیتی پرس) دو نوع فقدان مبهم را تعریف کرد:

نوع اول — حضور فیزیکی با غیاب روانی. کسی که بدنش پیش شماست اما ذهناً یا هیجانی در دسترس نیست. مثال بالینی: والد مبتلا به آلزایمر، یا شریک زندگی‌ای که افسردگی عمیق داره و دیگر آن کسی نیست که بود.

نوع دوم — غیاب فیزیکی با حضور روانی. کسی که جسماً نیست اما ذهن و قلب شما را پُر کرده — نه مُرده، اما رفته. این نوع دقیقاً در مهاجرت رخ می‌ده: والدین در ایران زنده‌ان، دوستان قدیمی هنوز هستن، اما شما نه می‌تونین بهشون برسین نه می‌تونین قطعشون کنین.

چرا این فقدان «حل» نمی‌شود

باس در مقاله‌ی ۲۰۰۷ خود در مجله‌ی Family Relations توضیح داد که فقدان مبهم به‌خاطر نبود «بستن» (closure) مشکل‌ساز می‌شه (Boss, 2007, Family Relations, 56(2), 105–111). در سوگ معمولی یه مراسم داریم، جنازه داریم، تاریخ مشخصی هست — این‌ها به سیستم عصبی کمک می‌کنن واقعیت رو بپذیره. در فقدان مبهم این نشانه‌ها نیستن. ذهن نمی‌دونه باید «رها کنه» یا «نگه داره» — و این بلاتکلیفی خودش منبع رنج مزمنه.

اهمیت نام‌گذاری

تحقیقات نشون می‌ده که وقتی آدم‌ها نام درستی برای تجربه‌شون پیدا می‌کنن، بار روانی‌اش کاهش پیدا می‌کنه. نه به این معنا که درد رفع می‌شه — بلکه به این معنا که دیگه فکر نمی‌کنن چیزی «اشتباه» باهاشونه. فقدان مبهم یه واکنش طبیعی به یه موقعیت غیرطبیعی‌ست.

۳. فقدان مبهم در مهاجرت — چه چیزی گم شده

کارلوتا فالیکوف در مقاله‌ی «آموختن عاطفی فراملی و هویت‌های خانوادگی» (Falicov, 2005, Family Process, 44(4), 399–406) نشون داد که مهاجران — خصوصاً مهاجران لاتین‌تبار — با چند لایه از فقدان مبهم هم‌زمان درگیرن: جدایی از والدین، از دست رفتن شبکه‌ی اجتماعی، تغییر هویت، و جدایی از «نسخه‌ی قبلی خود».

برای مهاجران ایرانی، لایه‌های این فقدان بیشترند.

لایه‌ی اول — والدین و خویشاوندان در ایران

این شایع‌ترین و مشخص‌ترین لایه‌ست. والدین‌تون زنده‌ان، اما شما نمی‌تونین در مراسم‌هاشون باشین — نه عید، نه ختنه‌سوران نوه‌شون، نه تشییع جنازه‌ی پدربزرگ. هر بار که اخبار اقتصادی ایران بد می‌شه و می‌دونین داروی پدرتون گران شده یا پیدا نمی‌شه، یه نوع درد خاص داره که اسمش نگرانی از راه دور با احساس گناه بازمانده است.

زاویه‌ی روان‌شناختی: در این وضعیت شما نه می‌تونین «راحت رها کنین» (چون ارتباط قطع نیست) نه می‌تونین «کاری کنین» (چون فاصله و شرایط اجازه نمی‌ده). این بلاتکلیفی رنج‌زاست.

لایه‌ی دوم — ایرانی که در ذهن داشتید

بسیاری از مهاجران — خصوصاً کسانی که بعد از بیست‌وچند سالگی رفتن — یه تصویر ذهنی از ایران دارن که با ایران امروز فرق می‌کنه. محله‌ای که در خاطره دارن ساختمان شده. کافه‌ای که عاشقش بودن دیگه نیست. دوستی که پیش خودشون تصور می‌کردن هنوز همانه که بود، ولی هر دو تغییر کردن.

این یعنی وقتی «برمی‌گردین»، بازگشت به چیزی که در ذهن داشتین ممکن نیست — و این یه نوع فقدان مبهم دیگه‌ست.

لایه‌ی سوم — نسخه‌ای از خود که جا ماند

در ایران یه نسخه از شما بود — کسی که به زبان فارسی شوخی می‌کرد، کسی که جایگاه اجتماعی داشت، کسی که در محیطش شناخته بود. آن نسخه در بافت جدید موجود نیست. این تجربه را در درمان «ازدست‌دادن هویت مبتنی بر بافت» می‌نامند.

برای دیاسپورایی که پس از ۱۴۰۱ (۲۰۲۲) رفتن — یا پس از مرگ مهسا امینی — این لایه عمیق‌تر هم هست: احساسی که ایرانی که در ذهن داشتن، قبل از رفتن هم از دست رفته بود.

۴. در بافت ایرانی-دیاسپورا

۴.۱ وقتی عزیزان در ایران «حاضر در غیاب» هستند

تعریف باس از نوع دوم فقدان مبهم — غیاب فیزیکی با حضور روانی — در خانواده‌های ایرانی شکل خاصی داره. پدر و مادرتون در ایران‌اند. آن‌ها هر هفته ویدئوکال می‌کنن، مشاوره می‌دن، مراقب می‌شن. از یه جهت هستن. اما شما نمی‌تونین دستشون رو بگیرین وقتی بیمار می‌شن. نمی‌تونین خونه‌تون رو با عطر آشپزخونه‌شون پُر کنین. و اگه یه روز یکی‌شون بره، خیلی احتمال داره نتونین برگردین برای مراسم.

این وضعیت یه نوع «سوگ پیش‌بینانه» (anticipatory grief) هم ایجاد می‌کنه — یعنی قبل از اینکه اتفاق بیفته، داری برای فقدانی که هنوز نیامده سوگواری می‌کنی.

۴.۲ سوگ فرهنگی و لایه‌های روزمره

سوگ فرهنگیمفهومی که دینش بهوگرا (Bhugra, 2004) در British Medical Bulletin بسطش داد — در دیاسپورای ایرانی در لحظه‌های کوچک دیده می‌شه: وقتی چهارشنبه‌سوری می‌شه و نمی‌تونین بوی دودِ آتش رو حس کنین. وقتی نوروز می‌شه و هفت‌سین رو تنها چیدین. وقتی بچه‌تون فارسی جواب نمی‌ده و دلتنگ می‌شین برای چیزی که هنوز کاملاً نرفته.

این لایه‌ها معمولاً در جامعه‌ی میزبان دیده نمی‌شن و همین باعث می‌شه «ساکت» بمونن — نه جایی برای عزاداری، نه کسی که بگه «می‌فهمم چرا این برات سنگینه».

۴.۳ احساس گناه بازمانده

احساس گناه بازمانده در دیاسپورای ایرانی خصوصاً بعد از رویدادهای سال‌های اخیر تشدید شده. «من اینجا راحتم، اون‌ها اونجا چی می‌کشن؟» این احساس گناه با فقدان مبهم گره می‌خوره: نمی‌تونی کاری کنی برای آن‌هایی که عاشقشانی، اما این ناتوانی رو هم کاملاً نمی‌پذیری.

مهم است بدانید که این احساس گناه، علامت دلبستگی و مراقبت است — نه ضعف. اما اگه مزمن بشه و زندگی روزمره رو مختل کنه، نیاز به کار درمانی داره.

۴.۴ تجربه‌ی نسل ۱.۵ — نه ایرانی ایران، نه کاملاً «آنجایی»

برای کسانی که در نوجوانی مهاجرت کردن — نسل ۱.۵ — فقدان مبهم شکل خاص‌تری داره. اون‌ها نه خاطرات عمیق بزرگسال از ایران دارن نه ریشه‌ی کامل در کشور میزبان. اینلیمینالیتیحالت «نه اینجا، نه آنجا» — می‌تونه به شکل‌های مختلف بروز کنه: احساس اینکه در هر جمعی یه بیگانه‌اند، یا برعکس، تلاش برای «کامل ایرانی بودن» یا «کامل غربی بودن» که هر دو ناممکنه.

۴.۵ تفاوت نسل اول — فقدان مبهم چندلایه در طول دهه‌ها

تحقیق شیشه‌گر و همکاران (Shishehgar et al., 2015, BMC International Health and Human Rights, 15, 20) نشون داد که مهاجران ایرانی در طول سال‌های اقامت با موج‌های متعدد چالش روان‌شناختی روبرو می‌شن — از جمله جداشدن از شبکه‌های حمایتی، مشکلات هویتی، و فشارهای سازگاری. این یعنی فقدان مبهم یه تجربه‌ی یک‌بار نیست — ممکنه هر بار که بحران سیاسی یا اقتصادی ایران تشدید می‌شه، یا هر بار که خویشاوندی می‌میره و شما نمی‌تونین برید، دوباره فعال بشه.

۵. رویکردهای درمانی — چطور می‌شود با فقدان مبهم کار کرد

باس (2007) تأکید داره که هدف درمان فقدان مبهم «حل کردن» یا «بستن» اون نیست — چون این نوع فقدان اغلب باز می‌مونه. هدف کمک به «انعطاف‌پذیری در برابر ابهام» است — یعنی یاد گرفتن اینکه با نادانستن و بلاتکلیفی زندگی کنین بدون اینکه فلج‌تون کنه.

۵.۱ نام‌گذاری و اعتبارسنجی

اولین قدم درمانی اینه که این فقدان اسم پیدا کنه. وقتی مراجع می‌فهمه «من با فقدان مبهم دارم کنار میام، نه اینکه ضعیفم یا ناسپاسم»، خودش یه تحول کوچکه. درمان‌های تجربی (METHOD(/fa/روش-درمانی/رویکرد-تجربی)) که با بدن و هیجان کار می‌کنن، به مراجع کمک می‌کنن این احساس رو از لایه‌ی شناختی به لایه‌ی حسی برن.

۵.۲ روایت‌سازی و گسستگی هویتی

رویکردهای روان‌پویشی (METHOD(/fa/روش-درمانی/روان-پویشی)) کمک می‌کنن مراجع روایت چندلایه‌ی خودش رو بسازه — نه یه روایت که در اون «ایرانی» و «مهاجر» در تعارضند، بلکه روایتی که هر دو جا داشته باشن. این کار اغلب شامل گفتگو با «نسخه‌های مختلف خود» در زمان‌های مختلف است.

۵.۳ اقدام معنادار به‌جای کنترل

یکی از توصیه‌های باس اینه که وقتی کنترل شرایط ممکن نیست، اقدام معنادار جایگزین بشه. برای دیاسپورای ایرانی این می‌تونه یعنی: برنامه‌ی مالی برای والدین در ایران، تماس منظم با ساختار و آیین مشخص، برنامه‌ریزی واقع‌بینانه برای دیدار هر چند سال یک‌بار، یا مشارکت معنادار در حفظ فرهنگ (زبان، موسیقی، روایت تاریخی) به عنوان شکلی از عزاداری فعال.

۵.۴ پردازش در گروه

بسیاری از مراجعان ایرانی می‌گویند که شنیدن تجربه‌ی مشابه از دیگران — در گروه‌درمانی یا کارگاه — اولین باری بود که احساس کردند تنها نیستند. این «اعتبارسنجی اجتماعی» در فقدان مبهم اهمیت بیشتری داره چون جامعه‌ی میزبان معمولاً این فقدان رو نمی‌شناسه.

۹. مرتبط در این حوزه

کلاسترهای هم‌گروه در حوزه ۱

مقاله · گروه موضوعی

غم غربت چیست · IDENT-02 · سوگ و فقدان

افسردگی بعد از مهاجرت · IDENT-04 · سوگ و فقدان

شوک فرهنگی مراحل · IDENT-06 · مسیر فرهنگ‌پذیری

مراحل سازگاری فرهنگی · IDENT-07 · مسیر فرهنگ‌پذیری

واژه‌نامه‌ی مرتبط

رویکردهای درمانی

کارگاه

کارگاه سوگ مهاجرتاگه این مقاله با تجربه‌تون هم‌خوانی داشت، کارگاه سوگ مهاجرت ما یه فضای گروهی امن می‌سازه برای نام‌گذاری این فقدان‌ها در کنار دیگران.جزئیات کارگاه را ببینید ·

پایان · IDENT-05

بحران · CRISIS

اگر در بحرانی، الان زنگ بزن

این خط‌ها رایگان، محرمانه و ۲۴ ساعته‌اند. خواندن مقاله می‌تواند منتظر بماند.

  • استرالیا · AU
    Lifeline Australia
    13 11 14
    اضطراری: 000
  • کانادا · CA
    9-8-8 Suicide Crisis Helpline
    988
    اضطراری: 911
  • بریتانیا · GB
    Samaritans
    116 123
    اضطراری: 999
  • آمریکا · US
    988 Suicide & Crisis Lifeline
    988
    اضطراری: 911
  • امارات · AE
    National Mental Support Line (800-HOPE)
    800-HOPE (800-4673)
    اضطراری: 999
سؤال‌های پُرتکرار · FAQ

پرسش‌های اساسی

فقدان مبهم با سوگ معمولی چه فرقی دارد؟

سوگ معمولی یه پایان مشخص داره — مرگ، جدایی قطعی. فقدان مبهم پایان نداره: نه رفته، نه مانده. این بلاتکلیفی باعث می‌شه مسیر سوگ معمولی (انکار، خشم، معامله، افسردگی، پذیرش) کار نکنه.

آیا فقدان مبهم یه اختلال روانی است؟

نه. فقدان مبهم یه تجربه‌ی روان‌شناختی‌ست که می‌تونه به اختلال خلقی یا اضطرابی منجر بشه اگه کار نشه — اما خودش تشخیص بالینی نیست. یه واکنش طبیعی به یه موقعیت غیرعادیه.

والدینم ایران‌اند و نمی‌توانم ببینم‌شان. این حتما باید سخت باشد؟

بله، این سخته — و مجاز است سخت باشه. احساس گناه از این که «راحتی» و «آن‌ها نه»، احساس غم از فاصله، احساس درماندگی از نتوانستن — همه‌شون واکنش‌های طبیعی هستن.

آیا با گذر زمان فقدان مبهم کم می‌شود؟

گاهی آدم یاد می‌گیره باهاش زندگی کنه — نه اینکه «حل» بشه. این فرق مهمیه. هدف انعطاف‌پذیری در برابر ابهام است، نه رسیدن به یه «نقطه‌ی بستن».

بچه‌هایم در کشور میزبان بزرگ می‌شوند. آیا آن‌ها هم فقدان مبهم تجربه می‌کنند؟

بله — اما به شکل متفاوت. آن‌ها ممکنه فقدان رابطه با پدربزرگ و مادربزرگی که ندیدن، یا فقدان بخشی از هویت که «ایرانی» نامش می‌گذارن ولی کاملاً نمی‌شناسنش رو تجربه کنن. این موضوع در کارگاه ما بیشتر بحث می‌شه.

آیا مهاجرانی که «داوطلبانه» مهاجرت کردند حق دارند این احساس را داشته باشند؟

کاملاً. فقدان مبهم به «چرا» مهاجرت ربطی نداره — داوطلبانه، اجباری، اقتصادی، سیاسی. این تجربه در همه‌ی این گروه‌ها دیده می‌شه. ---

منابع و مراجع

۳ منبع
  1. ۲. Boss, P. (2007). Ambiguous loss theory: Challenges for scholars and practitioners. Family Relations, 56(2), 105–111. DOI: 10.1111/j.1741-3729.2007.00444.x · onlinelibrary.wiley.com/doi/abs/10.1111/j.1741-3729.2007.00444.x
  2. ۳. Falicov, C. J. (2005). Emotional transnationalism and family identities. Family Process, 44(4), 399–406. DOI: 10.1111/j.1545-5300.2005.00068.x — همچنین: Falicov, C. J. (2005). Ambiguous loss: Risk and resilience in Latino immigrant families. In M. Suárez-Orozco et al. (Eds.), The New Immigration: An Interdisciplinary Reader. Taylor & Francis. · onlinelibrary.wiley.com/doi/abs/10.1111/j.1545-5300.2005.00068.x
  3. ۴. Shishehgar, S., Gholizadeh, L., DiGiacomo, M., & Davidson, P. M. (2015). The impact of migration on the health status of Iranians: An integrative literature review. BMC International Health and Human Rights, 15, 20. DOI: 10.1186/s12914-015-0058-7 · pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC4537565/
احسان جهان‌دارپور
دربارهٔ نویسنده

احسان جهان‌دارپور

روان‌شناسیطرحواره‌درمانیISTDPرویکرد یونگی

پانزده سال تجربه روان‌شناسی و رشد فردی برای مهاجران و دیاسپورا، کار با ایرانیان مقیم استرالیا، کانادا، بریتانیا، آمریکا و امارات. بنیان‌گذار و توسعه‌دهندهٔ روش تجربه‌محور برای کارگاه‌های بازی‌محور.