آینه:پلتفرم تخصصی سلامت روان‌ لیست انتظار کارگاه های رشد فردی تخصصی در استرالیا - کانادا - آمریکا - امارات
در اینستاگرام دنبال کنید

افسردگی و تغییر اشتها — کم‌خوری یا پرخوری

به‌قلم · انتشار

فهرست محتوا۰٪
عکس: Sinitta Leunen / Pexels
TL;DR · خلاصهٔ شنیداری
راهنمای آموزشی درباره‌ی تغییر اشتها در افسردگی — چرا برخی در افسردگی چیزی نمی‌خورند و برخی دیگر پرخوری می‌کنند، مکانیسم‌های مغزی، انواع افسردگی، و بافت فرهنگی ایرانی-دیاسپورا. راهنمای آموزشی درباره‌ی تغییر اشتها در افسردگی — چرا برخی در افسردگی چیزی نمی‌خورند و برخی دیگر پرخوری می‌کنند، مکانیسم‌های مغزی، انواع افسردگی، و بافت فرهنگی ایرانی-دیاسپورا.

خلاصه گویا (TL;DR)

تغییر اشتها یکی از علائم شناخته‌شده‌ی افسردگی است — هم کم‌خوری و هم پرخوری. در نوع مالیخولیایی (Melancholic) معمولاً اشتها کاهش می‌یابد؛ در نوع آتیپیکال (Atypical) اشتها افزایش می‌یابد، به‌خصوص برای غذاهای شیرین و پرکالری. این تفاوت ریشه‌ی مغزی دارد و نشانه‌ی ضعف یا بی‌اراده‌گی نیست. برای ایرانیان دیاسپورا، پیوند عمیق غذا با هویت فرهنگی می‌تواند این تغییرات را پیچیده‌تر کند. اگر تغییر اشتها بیش از دو هفته ادامه دارد، صحبت با یک متخصص توصیه می‌شود.

مسئله — وقتی غذا دیگر همان معنا را ندارد

یکی از کمتر‌دیده‌شده‌ترین علائم افسردگی این است: صبح از خواب پا می‌شوی و نه میل به خوردن داری، نه به چیزی که قبلاً دوستش داشتی. یا برعکس — بدون اینکه واقعاً گرسنه باشی، می‌خوری؛ انگار خوردن تنها کاری است که می‌توانی انجام بدهی.

این دو تجربه — کم‌خوری و پرخوری — هر دو می‌توانند نشانه‌یافسردگی اساسی باشند. DSM-5-TR تغییر قابل‌توجه در وزن یا اشتها (بدون رژیم) را به‌عنوان یکی از نه علامت اصلی افسردگی ثبت کرده‌ است. اما چرا این دو شکل کاملاً متفاوت اتفاق می‌افتند؟ و وقتی فرهنگی مثل فرهنگ ایرانی غذا را به عشق، خانواده، و هویت گره زده، این تغییرات چه بار اضافه‌ای با خودشان می‌آورند؟

این مقاله به هر دو سوال پاسخ می‌دهد — از ساختار بالینی تا تجربه‌ی روزمره در دیاسپورا.

اشتها چطور با افسردگی تغییر می‌کند

علامت بالینی — نه انتخاب

دراختلال افسردگی اساسی (MDD)، تغییر اشتها یک واکنش مغزی است، نه یک تصمیم. بر اساس DSM-5-TR، برای تشخیص MDD باید حداقل پنج علامت از نه علامت مشخص، دست‌کم دو هفته حضور داشته باشند. «تغییر قابل‌توجه در وزن یا اشتها» یکی از این علائم است.

این تغییر می‌تواند به دو شکل بروز کند:

  • کاهش اشتها: فرد میل به غذا ندارد، غذا بی‌مزه به نظر می‌رسد، یا خوردن فراموش می‌شود. وزن کم می‌شود.
  • افزایش اشتها: فرد بیشتر از حد معمول می‌خورد، به‌خصوص غذاهای شیرین، نشاسته‌ای، یا پرچرب. وزن اضافه می‌شود.

نکته‌ی مهم: هیچ‌کدام از این دو «ضعف اراده» نیستند. هر دو ریشه در تغییرات عصبی‌شیمیایی دارند که در پایین‌تر توضیح می‌دهیم.

دو الگو، دو نوع افسردگی

پژوهش‌ها نشان می‌دهند که کاهش یا افزایش اشتها در افسردگی تصادفی نیست — این دو الگو با انواع متفاوتی از افسردگی در ارتباطند:

افسردگی مالیخولیایی (Melancholic Depression): این نوع از افسردگی با کاهش شدید اشتها، از دست دادن وزن، و بی‌لذتی (آنهدونی) همراه است. خلق فرد در صبح‌ها بدتر است و در طول روز بهبود کمتری دارد. مطالعه‌ای که در Molecular Psychiatry منتشر شد نشان داد افراد با کاهش اشتها، سطح کورتیزول شبانه‌ی بالاتری دارند و پاسخ‌دهی ناحیه‌ی ventral striatum مغز (مرکز پردازش پاداش) به محرک‌های غذایی در آن‌ها کاهش یافته [۱].

افسردگی آتیپیکال (Atypical Depression): در این نوع، اشتها افزایش می‌یابد — به‌خصوص میل به کربوهیدرات‌ها و غذاهای شیرین. خواب هم زیاد می‌شود (هایپرسومنیا). DSM-5-TR این الگو را با «خلق واکنش‌پذیر» مشخص می‌کند — یعنی خلق فرد در پاسخ به رویدادهای مثبت موقتاً بهتر می‌شود. همان مطالعه نشان داد افراد با افزایش اشتها، نشانگرهای التهابی (CRP، IL-6)، مقاومت به انسولین، و لپتین بالاتری دارند [۱].

مغز، غذا، و افسردگی — چرا این اتفاق می‌افتد

سیستم پاداش مغز

دوپامین نقش اصلی را در تنظیم اشتها بازی می‌کند. وقتی افسردگی فعال است، سیستم مزولیمبیک دوپامین (که ارزش‌گذاری و انگیزه را کنترل می‌کند) دچار اختلال می‌شود.

پژوهش Uchida و همکاران (2024) که در Frontiers in Human Neuroscience منتشر شد، دو مکانیسم متضاد را شناسایی کرد:

  • کاهش اشتها: سیگنال‌های پاداش کاهش می‌یابند، سیگنال‌های تنبیه افزایش می‌یابند، و فرد انگیزه‌ای برای خوردن ندارد.
  • افزایش اشتها: سیستم پاداش در پاسخ به غذاهای لذیذ بیش از حد واکنش نشان می‌دهد، اما توانایی برای دنبال کردن اهداف بلندمدت کاهش می‌یابد [۲].

به‌عبارت ساده: مغز در افسردگی، توانایی عادی پردازش لذت از غذا را از دست می‌دهد. برخی کمتر می‌خورند چون غذا دیگر معنایی ندارد؛ برخی بیشتر می‌خورند چون غذا آخرین چیزی است که می‌تواند کمی آرامش فوری بدهد.

تغییر تاریخی در الگوی افسردگی

نکته‌ی جالب: در دهه‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰، کاهش اشتها و لاغری نشانه‌ی کلاسیک افسردگی بود. امروز، افزایش اشتها و اضافه‌وزن در بسیاری از موارد افسردگی دیده می‌شود. Privitera و همکاران (2013) در Frontiers in Psychology استدلال کردند که این تغییر بازتابی از دسترسی بیشتر به غذاهای پرکالری است — افراد افسرده یاد گرفته‌اند به «comfort food» پناه ببرند [۳].

این یعنی پرخوری در افسردگی یک پاسخ تطبیقی است — نه انتخاب آگاهانه، نه بی‌بندوباری.

خوردن هیجانی — وقتی غذا جای احساس را می‌گیرد

تعریف و پیوند با افسردگی

خوردن هیجانی (Emotional Eating) یعنی خوردن در پاسخ به احساسات، نه گرسنگی جسمی. پژوهش‌ها نشان می‌دهند رابطه‌ای دوطرفه بین خوردن هیجانی و افسردگی وجود دارد: افسردگی می‌تواند خوردن هیجانی را تقویت کند، و خوردن هیجانی می‌تواند احساس شرم و بدتر شدن خلق را به دنبال داشته باشد [۴].

مکانیسم این است: وقتیآنهدونی (بی‌لذتی) چیزهایی را که قبلاً لذت‌بخش بودند بی‌معنا می‌کند، غذا ممکن است تنها چیزی باشد که هنوز کمی احساس لذت یا آرامش فوری می‌دهد. این نه شکست اخلاقی، بلکه یک واکنش عصبی‌زیست‌شناختی است.

مرز مهم: خوردن هیجانی در افسردگی با اختلالات خوردن (Eating Disorders) مثل بی‌اشتهایی عصبی (Anorexia) یا پرخوری درمانده (Bulimia) متفاوت است. اگر نگران الگوهای خوردن خود هستید و این الگوها شدید، مداوم، و آسیب‌رسان‌اند، مراجعه به متخصص اختلالات خوردن توصیه می‌شود.

در بافت ایرانی-دیاسپورا

غذا در فرهنگ ایرانی — بار هویتی

در فرهنگ ایرانی، غذا صرفاً تغذیه نیست. سفره یعنی خانواده. پختن یعنی محبت. رد کردن غذا می‌تواند توهین تلقی شود. این پیوند عمیق غذا با هویت و روابط، وقتی افسردگی اشتها را تغییر می‌دهد، لایه‌های اضافه‌ای از پیچیدگی ایجاد می‌کند:

  • فردی که در افسردگی اشتها ندارد، ممکن است در جمع خانوادگی مجبور به توضیح‌دادن باشد — «چرا نمی‌خوری؟» — که خودش استرس اضافه است.
  • کسی که پرخوری می‌کند ممکن است از خانواده قضاوت بشنود — «پرخوری می‌کنی، اما حالت خوب نیست؟»

غذای نوستالژیک و غم غربت

برای ایرانی‌های دیاسپورا، غذای ایرانی اغلب بار نوستالژی دارد. یک قابلمه قرمه‌سبزی می‌تواند یاد خانه و خانواده را زنده کند — هم آرام‌بخش، هم غم‌انگیز. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که غذاهای آشنا برای مهاجران می‌توانند هم به کاهش غم غربت کمک کنند و هم یادآور چیزهایی باشند که از دست رفته‌اند.

در این بافت، تغییر اشتها در افسردگی می‌تواند پنهان‌تر باقی بماند. وقتی خوردن هیجانی از قبل بخشی از فرهنگ مقابله با استرس مهاجرت بوده — خوردن غذای ایرانی برای دلتنگی، جمع‌شدن دور سفره برای آرامش — شناسایی اینکه «این دیگر افسردگی است، نه فقط دلتنگی» سخت‌تر می‌شود.

فشار اجتماعی برای «خوب نشان دادن» مهاجرت

یکی از ویژگی‌های مشترک تجربه‌ی ایرانیان دیاسپورا فشار اجتماعی برای موفق و شاد نشان دادن مهاجرت است. وقتی علائم افسردگی — از جمله تغییر اشتها — ظاهر می‌شوند، پذیرفتن و صحبت کردن درباره‌شان سخت‌تر می‌شود. «مهاجرت کردیم تا بهتر باشیم؛ پس چرا حالم بد است؟»

Shishehgar و همکاران (2015) در مرور ادبیات پژوهشی خود یافتند که نرخ افسردگی در ایرانیان مهاجر در برخی کشورها بین ۲۱ تا ۴۸ درصد گزارش شده — نرخی که بسیار بالاتر از نرخ‌های عمومی جمعیت میزبان است [۵]. با این حال، بسیاری از این افراد هرگز کمک نمی‌گیرند، چون افسردگی پنهان می‌ماند.

موانع زبانی در توصیف علائم

توضیح تغییر اشتها به یک روان‌درمانگر غیرفارسی‌زبان دشوار است. «میل به غذا ندارم» یا «داری پرخوری می‌کنی اما احساس بدی داری» — این‌ها در زبان دوم باریک‌بینی‌های فرهنگی را از دست می‌دهند. یافتن یک روان‌درمانگر فارسی‌زبان یا یک متخصص آشنا با فرهنگ ایرانی می‌تواند تفاوت قابل‌توجهی در کیفیت درمان ایجاد کند.

درمان و اقدام عملی

رویکردهای شناخته‌شده

تغییر اشتها در افسردگی با درمان افسردگی بهتر می‌شود — نه با کنترل مستقیم خوردن. رویکردهایی که شواهد پژوهشی دارند عبارتند از:

روان‌درمانی:

درمان دارویی: داروهای ضدافسردگی می‌توانند بر اشتها تأثیر بگذارند — بعضی‌ها اشتها را کاهش می‌دهند، بعضی‌ها افزایش. نوع دارو باید توسط روانپزشک با توجه به الگوی اشتهای بیمار انتخاب شود. این یک تصمیم پزشکی است و باید با متخصص در میان گذاشته شود.

نکته‌ی مهم: پژوهش‌ها نشان می‌دهند که درمان ترکیبی (روان‌درمانی + دارو) در بسیاری از موارد مؤثرتر از هر کدام به تنهایی است. دارو «آخرین راه‌حل» نیست — یکی از ابزارهای درمانی معتبر است.

چه زمانی با متخصص صحبت کنیم

اگر یک یا چند مورد زیر را تجربه می‌کنید، صحبت با یک روان‌درمانگر یا پزشک توصیه می‌شود:

  • تغییر قابل‌توجه در اشتها (خیلی کم یا خیلی زیاد) بیش از دو هفته ادامه دارد
  • تغییر وزن غیرارادی همراه با خلق پایین یا بی‌انگیزگی است
  • خوردن به شکل اصلی مقابله با احساسات دردناک در آمده
  • احساس می‌کنید کنترلی بر خوردن ندارید و این شما را نگران کرده
  • کم‌خوری به حدی است که به سلامت جسمی آسیب می‌زند

درباره‌ی بحران: اگر افکاری درباره‌ی آسیب به خود دارید، لطفاً همین الان با یکی از خطوط بحران زیر تماس بگیرید:

کشور · سرویس · شماره

استرالیا · Lifeline · ۱۳ ۱۱ ۱۴

استرالیا · Beyond Blue · ۱۳۰۰ ۲۲ ۴۶۳۶

کانادا · خط بحران ۹۸۸ · ۹۸۸

بریتانیا · Samaritans · ۱۱۶ ۱۲۳

آمریکا · خط بحران ۹۸۸ · ۹۸۸

امارات · National Mental Support Line · ۸۰۰-۴۶۷۳

این مقاله آموزشی است و جایگزین مشاوره‌ی متخصص نیست.

مرتبط در این حوزه

پیلار اصلی (بالاتر)

مقالات خواهر در همین حوزه (symptoms_mechanisms)

روش درمانی مرتبط

کارگاه

  • کارگاه افسردگی و سوگ — WRK-02: اگر می‌خواهید با حمایت گروهی این مسیر را طی کنید، این کارگاه تجربی برای ایرانی‌های دیاسپورا طراحی شده است.
بحران · CRISIS

اگر در بحرانی، الان زنگ بزن

این خط‌ها رایگان، محرمانه و ۲۴ ساعته‌اند. خواندن مقاله می‌تواند منتظر بماند.

  • استرالیا · AU
    Lifeline Australia
    13 11 14
    اضطراری: 000
  • کانادا · CA
    9-8-8 Suicide Crisis Helpline
    988
    اضطراری: 911
  • بریتانیا · GB
    Samaritans
    116 123
    اضطراری: 999
  • آمریکا · US
    988 Suicide & Crisis Lifeline
    988
    اضطراری: 911
  • امارات · AE
    National Mental Support Line (800-HOPE)
    800-HOPE (800-4673)
    اضطراری: 999
سؤال‌های پُرتکرار · FAQ

پرسش‌های اساسی

آیا تغییر اشتها در افسردگی همیشه کاهش است؟

نه. هم کاهش اشتها و هم افزایش آن می‌توانند از علائم افسردگی باشند. نوع مالیخولیایی اغلب با کاهش اشتها همراه است؛ نوع آتیپیکال با افزایش اشتها و میل به شیرینی‌جات. هر دو الگو پایه‌ی مغزی دارند.

اگر پرخوری می‌کنم ولی افسرده هم هستم، آیا این اختلال خوردن است؟

نه لزوماً. پرخوری هیجانی در افسردگی با اختلالات خوردن مثل بی‌اشتهایی عصبی یا پرخوری درمانده (Bulimia) متفاوت است. اگر الگوی خوردن شدید، مداوم، و ناراحت‌کننده است، صحبت با متخصص می‌تواند تشخیص درستی بدهد.

وقتی غذای ایرانی می‌خورم حالم بهتر می‌شود — آیا این نشانه‌ی افسردگی است؟

لذت بردن از غذای آشنا خودش نشانه‌ی افسردگی نیست. مسئله وقتی پیش می‌آید که خوردن تبدیل به تنها روش مقابله با احساسات شده باشد، یا اینکه تغییرات اشتها همراه با دیگر علائم افسردگی (بی‌انگیزگی، خلق پایین، بی‌خوابی یا پرخوابی) ادامه داشته باشند.

آیا کنترل خوردن می‌تواند افسردگی را درمان کند؟

خیر. رژیم غذایی سالم می‌تواند به‌عنوان یک عامل کمکی مفید باشد، اما جایگزین درمان افسردگی نیست. افسردگی یک اختلال است، نه نتیجه‌ی «بد خوردن».

در دیاسپورا چطور روان‌درمانگر فارسی‌زبان پیدا کنم؟

می‌توانید از سرویس‌های آنلاین روان‌درمانی که با فارسی‌زبانان کار می‌کنند استفاده کنید، یا با سازمان‌های ایرانی-استرالیایی، ایرانی-کانادایی، یا ایرانی-بریتانیایی محلی تماس بگیرید. برخی کلینیک‌های دانشگاهی نیز مترجم دارند.

چقدر طول می‌کشد تا اشتها با درمان برگردد؟

این بستگی به نوع افسردگی و روش درمان دارد. در بسیاری از موارد، با شروع روان‌درمانی یا دارو، تغییرات اشتها در هفته‌های اول تا چهارم بهبود نشان می‌دهند — اما جدول زمانی از فردی به فرد دیگر متفاوت است. ---

منابع و مراجع

۶ منبع
  1. ۱. Simmons, W. K., Burrows, K., Avery, J. A., et al. (2018). Appetite Changes Reveal Depression Subgroups with Distinct Endocrine, Metabolic, and Immune States. Molecular Psychiatry, 25(7), 1457–1468. https://doi.org/10.1038/s41380-018-0093-6 · doi.org/10.1038/s41380-018-0093-6
  2. ۲. Uchida, Y., Hikida, T., Honda, M., & Yamashita, Y. (2024). Heterogeneous appetite patterns in depression: computational modeling of nutritional interoception, reward processing, and decision-making. Frontiers in Human Neuroscience, 18, 1502508. https://doi.org/10.3389/fnhum.2024.1502508 · doi.org/10.3389/fnhum.2024.1502508
  3. ۳. Privitera, G. J., Misenheimer, M. L., & Doraiswamy, P. M. (2013). From weight loss to weight gain: appetite changes in major depressive disorder as a mirror into brain-environment interactions. Frontiers in Psychology, 4, 873. https://doi.org/10.3389/fpsyg.2013.00873 · doi.org/10.3389/fpsyg.2013.00873
  4. ۴. Dakanalis, A., et al. (2023). The Association of Emotional Eating with Overweight/Obesity, Depression, Anxiety/Stress, and Dietary Patterns: A Review of the Current Clinical Evidence. Nutrients, 15(5), 1173. https://doi.org/10.3390/nu15051173 · doi.org/10.3390/nu15051173
  5. ۵. Shishehgar, S., Gholizadeh, L., DiGiacomo, M., & Davidson, P. M. (2015). The impact of migration on the health status of Iranians: an integrative literature review. BMC International Health and Human Rights, 15, 20. https://doi.org/10.1186/s12914-015-0058-7 · doi.org/10.1186/s12914-015-0058-7
  6. ۶. Ebrahimi, E., Mardani-Hamooleh, M., Khezeli, M., Avatef-Fazeli, M., & Habibi-Asgarabad, M. (2024). Traces of social culture in the lived experiences of emotional eating among Iranian obese women. BMC Public Health, 24. https://doi.org/10.1186/s12889-024-19501-x · doi.org/10.1186/s12889-024-19501-x
احسان جهان‌دارپور
دربارهٔ نویسنده

احسان جهان‌دارپور

روان‌شناسیطرحواره‌درمانیISTDPرویکرد یونگی

پانزده سال تجربه روان‌شناسی و رشد فردی برای مهاجران و دیاسپورا، کار با ایرانیان مقیم استرالیا، کانادا، بریتانیا، آمریکا و امارات. بنیان‌گذار و توسعه‌دهندهٔ روش تجربه‌محور برای کارگاه‌های بازی‌محور.