تروما جنگ ایران و عراق — زخمهایی که هشت سال طول کشید
بهقلم احسان جهاندارپور· انتشار
فهرست محتوا۰٪
فهرست
- این مقاله دربارهی چیه
- جنگ هشتساله — برای روانشناختی چه معنایی داشت
- ابعاد تروما در این جنگ
- چه کسانی تروما جنگ را حمل میکنند
- گروه اول: رزمندگان و سربازان
- گروه دوم: غیرنظامیان شهرهای بمباردشده
- گروه سوم: کودکانی که جنگ را با پوست دیدند
- چرا این زخمها در سکوت ماند
- فرهنگ سکوت در مورد جنگ
- در بافت ایرانی-دیاسپورا
- آنچه در خانوادههای دیاسپورا دیده میشود
- موانع دریافت کمک
- درمانهای مبتنی بر شواهد
- مرتبط در این حوزه
- پیلار (مقالهی اصلی)
- خوشههای مرتبط — زیرگروه ۴.B (تروما سیاسی دیاسپورا)
- روشهای درمانی
- کارگاهها
- واژهنامهی مرتبط

یادداشت: این مقاله آموزشی است و جایگزین مشاوره با رواندرمانگر متخصص نیست. اگر تجربههایی که اینجا توصیف میشه برایت آشناست، صحبت با یه رواندرمانگر آشنا به تروما میتونه کمک مهمی باشه.
این مقاله دربارهی چیه
یه مرد پنجاهوهفتساله در تورنتو میگه: «وقتی صدای موتور هواپیما میشنوم، هنوز پاهام سست میشه. بیستوپنج ساله که از ایران رفتم ولی انگار بخشی از من هنوز توی خندقهای اهواز موندهه.»
دختری سیودوساله در ملبورن میگه: «بابام هیچوقت از جنگ حرف نزد. اما وقتی اخبار بد میشنیدیم، میرفت توی اتاقش و ساعتها بیرون نمیاومد. من کودک بودم که یاد گرفتم: بعضی چیزها رو نمیپرسی.»
این دو تجربه از دو نسلاند — اما هر دو ردپای یک جنگ هشتساله را دارند. جنگ ایران و عراق (۱۳۵۹–۱۳۶۷) یکی از طولانیترین جنگهای متعارف قرن گذشته بود: بمباران شهرها، اعزام اجباری جوانان نوجوان، حملات شیمیایی، و اسارت طولانی. آثار روانی این جنگ نه فقط در میان رزمندگان، بلکه در میان غیرنظامیانی که شهرشان زیر بمباران بود و در میان نسل دومیهایی که در غربت بزرگ شدند، همچنان زنده است.
این مقاله توضیح میدهد که [تروما]GLOSSARY جنگ ایران و عراق چطور شکل گرفت، در چه گروههایی تجربه میشود، در دیاسپورا چطور خودش را نشان میدهد، و اگر این تجربه برایت آشناست چه مسیرهایی برای کمک وجود دارد. هدف این مقاله قضاوت تاریخ یا ادعای سیاسی نیست — بلکه کمک به درک یک رنج روانی واقعی است که طولانی در سکوت مانده.
جنگ هشتساله — برای روانشناختی چه معنایی داشت

ابعاد تروما در این جنگ
جنگ ایران و عراق از نظر روانشناختی چند ویژگی متمایز داشت که آثار آن را بهخصوص پایدار کرد:
طول مدت: هشت سال — یعنی بسیاری از رزمندگان دورههای تکراری از رویارویی با مرگ و تروما را تجربه کردند. بر خلاف جنگهای کوتاهمدت، مغز و سیستم عصبی فرصت «برگشت به حالت عادی» بین رویدادها نداشت.
اعزام اجباری: بسیاری از جوانان نوجوان و مردان جوان بدون انتخاب، بدون آمادگی روانی، و گاه در سنین ۱۵ تا ۱۷ سالگی به جبهه فرستاده شدند. این الگو — که [تروما]GLOSSARY را با احساس «کنترل نداشتن» ترکیب میکند — یکی از عوامل تشدیدکنندهی PTSD است.
بمباران شهرها: غیرنظامیانِ ساکن شهرهایی مثل خرمشهر، اهواز، آبادان، دزفول، و تهران، بدون اینکه رزمنده باشند، با بمباران و موشکباران مواجه شدند. کودکانی که در این شهرها بزرگ شدند، نوعی [تروما]GLOSSARY غیرنظامی — تروما شهری — را تجربه کردند که اغلب بدون تشخیص باقی ماند.
از دست دادن همسالان: بسیاری از رزمندگان شاهد مرگ دوستان، همشاگردیها، یا برادرانشان بودند. این نوع از دست دادن — که به آن «تروما سوگواری رزمی» میگویند — اغلب با احساس گناه از زنده ماندن همراه است.
اسارت: دهها هزار ایرانی سالهای طولانی در اسارت عراق بودند. پژوهشها نشان میدهد [PTSD]GLOSSARY در اسرای جنگی از رزمندگان معمولی بالاتر است.
بسل وان دِر کولک، یکی از مهمترین پژوهشگران تروما، توضیح میدهد که تروما در بدن ذخیره میشود — نه فقط در خاطرات. «بدن حساب میکند» (The Body Keeps the Score) — یعنی حتی وقتی خاطرات آگاهانه محو میشوند، سیستم عصبی در حالت هشدار باقی میماند.
چه کسانی تروما جنگ را حمل میکنند
گروه اول: رزمندگان و سربازان
یک مرور سیستماتیک منتشرشده در مجلهی روانشناسی، سلامت و پزشکی (۲۰۲۳) که ۱۴ مطالعهی ایرانی را بررسی کرد، نشان داد شیوع تجمعی [PTSD]GLOSSARY در میان رزمندگان، سربازان و آزادگان ایرانی ۲۷.۸ درصد بود — رقمی که از میانگین جهانی برای نظامیان فراتر میرود. علاوه بر این، مطالعهی دیگری در مجلهی روانشناسی بینالملل (۲۰۲۲) نشان داد شیوع افسردگی در میان سربازان ایرانی جنگ ایران و عراق ۲۲.۴ درصد بوده است.
این ارقام بهخصوص وقتی در نظر بگیریم که بسیاری از این مردان با زخمهای هضمنشده به زندگی مدنی برگشتند — بدون خدمات روانی مناسب — و بسیاریشان بعدتر مهاجرت کردند، معنا پیدا میکنند.
گروه دوم: غیرنظامیان شهرهای بمباردشده
آنهایی که در شهرهای جنگی زندگی میکردند — خرمشهر که ماهها در محاصرهی کامل بود، اهواز و آبادان زیر موشک — نوعی تروما را تجربه کردند که اغلب دیده نشد: «من سرباز نبودم ولی هر شب نمیدانستم که زنده میمانم یا نه.»
این غیرنظامیان معمولاً هیچوقت تشخیص PTSD نگرفتند. جنگ که تمام شد، گفته شد «الحمدلله تمام شد» — و انتظار بود که زندگی ادامه یابد. اما بدن فراموش نکرد.
گروه سوم: کودکانی که جنگ را با پوست دیدند
بسیاری از کسانی که الان در سنین ۴۵ تا ۵۵ سال دارند، جنگ را در کودکی یا نوجوانی تجربه کردند — یا شخصاً در شهرهای بمباردشده، یا با نگرانی مداوم از پدر، عموها، یا برادرانی که در جبهه بودند.
کودکانی که والدینشان در جبهه بود، نوعی استرس مزمن و آمادهباش دائمی را تجربه کردند. از نظر عصبی، این آمادهباش مداوم — که ماهها یا سالها طول کشید — سیستم عصبی را بهگونهای شکل میدهد که تأثیرات آن تا بزرگسالی باقی میماند.
چرا این زخمها در سکوت ماند
فرهنگ سکوت در مورد جنگ
یکی از الگوهای متداول در خانوادههای ایرانی دیاسپورا این است که جنگ — با همهی وحشت و دردش — موضوعی نیست که دربارهاش صحبت شود. چند دلیل برای این سکوت وجود دارد:
«حفظ آبرو» و شرم: صحبت از ترس، بیقراری، یا آسیبپذیری — بهخصوص برای مردانی که «جنگیدند» — با آموزههای فرهنگی دربارهی مردانگی و آبرو همخوان نیست. «مرد که گریه نمیکنه. مرد که از جنگ نمیترسه.»
نگرانی از آسیبزدن به فرزندان: بسیاری از والدین عمداً چیزی نگفتند چون نمیخواستند فرزندانشان بترسند یا غمگین شوند. اما سکوت هم یک پیام دارد — و کودکان آن را حس میکنند.
نداشتن کلمه برای آن: در فرهنگ ایرانی آن دوره، مفهوم «PTSD» یا «تروما» وجود نداشت — یا اگر بود، برای «ضعیفها» بود. بنابراین خیلیها نام مناسبی برای آنچه تجربه میکردند نداشتند.
«جنگ تمام شد — کنارش بذار»: این جمله — در نسخههای مختلف — یکی از متداولترین پاسخهایی بود که رزمندگان و بازماندگان شنیدند. انگار که تروما مثل لباسی است که میشود درآورد و کنار گذاشت.
جودیت هرمن، روانپزشک و نویسندهی کتاب «تروما و بهبود»، نشان داده که یکی از مراحل اساسی سلامت بعد از تروما، «شناسایی» است — داشتن یک روایت، یک نام، یک فضای امن برای آنچه اتفاق افتاد. بدون این شناسایی، [تروما]GLOSSARY در تاریکی باقی میماند و علائمش به روشهای دیگر — جسمی، رفتاری، رابطهای — بروز میکند.
در بافت ایرانی-دیاسپورا
آنچه در خانوادههای دیاسپورا دیده میشود
در جامعهی ایرانی مهاجر، تروما جنگ اغلب به شکلهای خاصی ظاهر میشود:
بیشهوشیاری و آمادهباش دائمی: بسیاری از کسانی که جنگ را تجربه کردند، حتی در محیط امن غربت، با [هوش هوشیاری بالا]GLOSSARY (hypervigilance) زندگی میکنند. صدای هواپیما، بمبآتشبازی، خبرهای بد از ایران — هر کدام میتوانند واکنشهای جسمانی غیرمتناسب ایجاد کنند.
انتقال به نسل دوم: پژوهش آراش رحمانی از مرکز مطالعات دیاسپورای ایرانی دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو (۲۰۲۴) نشان میدهد که الگوهای تروما جنگ به نسل دوم منتقل شده — نه از طریق «حرف زدن» بلکه از طریق رفتار، سکوت، و الگوهای رابطهای والدین. فرزندان کسانی که جنگ را تجربه کردند ممکن است بدون اینکه بدانند چرا، احساس اضطراب مزمن، ترس از دست دادن، یا نیاز به کنترل مداوم محیط داشته باشند.
مهاجرت بعد از جنگ: بسیاری از کسانی که جنگ را تجربه کردند، در دهههای ۷۰ و ۸۰ ایران را ترک کردند. این افراد دو تروما را با هم حمل میکنند: تروما جنگ و تروما مهاجرت. ترکیب این دو — از دست دادن همزمان ایمنی جسمانی و خانه و جامعه — بار مضاعفی ایجاد میکند.
تروما ثانوی از اخبار: حتی افرادی که دهههاست از ایران دورند، وقتی اخبار تنشهای منطقهای یا جنگ جدید میشنوند، ممکن است واکنشهایی نامتناسب با موقعیت فعلیشان تجربه کنند — چرا که این اخبار ناخودآگاه سیستم عصبی را به همان حالت جنگ برمیگردانند.
نسل دوم و میراث نامریی: فرزندان رزمندگان یا غیرنظامیانی که جنگ را دیدند، ممکن است با «حس مبهم» ای بزرگ شده باشند که نمیتوانند توضیحش دهند: حس که «نباید خوشحال باشم»، احساس مسئولیت برای حال والدین، یا ترس از رها شدن. اینها اغلب ردپای [تروما نسل به نسل]GLOSSARY هستند.
موانع دریافت کمک
برای ایرانیانی که تروما جنگ دارند، موانع خاصی در مسیر دریافت کمک وجود دارد:
- «من که سرباز نبودم» یا «من که خیلیها بدتر از من دیدن»این مقایسهها اغلب جلوی اعتراف به درد را میگیرد
- نبود رواندرمانگر فارسیزبانی که آشنا به تاریخ ایران باشددرمانگری که نمیداند جنگ ایران و عراق چه بود، نمیتواند بهدرستی با این تروما کار کند
- شرم از «ضعیف بودن»فرهنگی که جنگ را افتخار میدانست، آسیب روانی ناشی از جنگ را اغلب به رسمیت نمیشناسد
- باور که «اینها مشکل روانی نیست — زندگی بوده»این بیان صادقانهای از تجربه است، اما مانع درک این میشود که مغز و سیستم عصبی برای پردازش چنین تجربههایی به کمک نیاز دارند
درمانهای مبتنی بر شواهد
[PTSD]GLOSSARY ناشی از تروما جنگ قابل درمان نیست به معنای «از بین رفتن کامل» — اما پژوهشهای وسیعی نشان میدهد که علائم میتوانند بهطور معناداری کاهش پیدا کنند و کیفیت زندگی بهبود یابد.
راهنمای بالینی NICE (NG116، بازبینیشده ۲۰۲۵) دو درمان خط اول را برای PTSD توصیه میکند:
EMDR (حرکت چشم و پردازش مجدد): روشی که در آن خاطرات تروماتیک بدون نیاز به بازگویی تفصیلی پردازش میشوند. این روش بهخصوص برای کسانی که نمیخواهند یا نمیتوانند با کلمات از تروما صحبت کنند، مناسب است. در زمینهی تروما جنگ، این میتواند گزینهای کمفشارتر باشد.
رواندرمانی متمرکز بر تروما (CBT-T): نوعی از درمان شناختی-رفتاری که بهطور خاص برای تروما طراحی شده — شامل پردازش تدریجی خاطرات در محیطی امن.
علاوه بر این، رویکردهای بدنمحور مثلتجربهگری بدنی (Somatic Experiencing) که توسط پیتر لواین توسعه یافته، برای کسانی که علائم تروما بیشتر در بدن (تنش مزمن، بیقراری جسمی، مشکلات خواب، واکنشهای غیرارادی) ظاهر میشود، میتواند مفید باشد.
برای [تروما پیچیده]GLOSSARY — که در کسانی که سالها در معرض آسیب مکرر بودند (مثل رزمندگانی که دورههای طولانی در جبهه بودند) رایجتر است — رویکردهای مثلطرحوارهدرمانی برای کار با باورهای عمیقتری که از تروما شکل گرفتهاند، مناسبتر است.
مطالعهی مسعودنیا و رحمتی فارمانی (۲۰۲۴) نشان داد که قویترین عامل حمایتی برای بازماندگان جنگ ایران و عراق،حمایت اجتماعی بود — یعنی احساس که دیده میشوی، شنیده میشوی، و تنها نیستی. این هم نوعی درمان است، حتی قبل از درمان رسمی.
مرتبط در این حوزه
پیلار (مقالهی اصلی)
- [روانشناسی تروما و PTSD — راهنمای جامع]PILLAR — /fa/مقاله/تروما-و-درمان
خوشههای مرتبط — زیرگروه ۴.B (تروما سیاسی دیاسپورا)
- [تروما سیاسی ایرانیان — زخمهایی که از تاریخ به روح رسیدن] — /fa/مقاله/تروما-سیاسی-ایرانیان
- [تروما نسل انقلاب — آنهایی که ایران قبل و بعد از ۵۷ را با پوست دیدن] — /fa/مقاله/تروما-انقلاب-نسل-اول
- [تروما به ارث رسیده از والدین ایرانی] — /fa/مقاله/تروما-به-ارث-رسیده-از-والدین-ایرانی
- [تروما نسل به نسل — چطور زخمهای والدین به فرزند منتقل میشه] — /fa/مقاله/تروما-نسل-به-نسل
- [تروما اعدام در خانواده] — /fa/مقاله/تروما-اعدام-در-خانواده
روشهای درمانی
- [رواندرمانی تجربی]METHOD — برای پردازش تروما جنگ در بافت فرهنگی
- [رواندرمانی یونگی]METHOD — برای معناسازی از تجربههای جنگ
کارگاهها
- کارگاه هویت دیاسپورابرای کسانی که میخواهند آثار جنگ و مهاجرت را در یک فضای گروهی امن کار کنند
واژهنامهی مرتبط
- [تروما]GLOSSARY
- [PTSD / اختلال استرس پس از سانحه]GLOSSARY
- [تروما پیچیده]GLOSSARY
- [تروما نسل به نسل]GLOSSARY
- [فلشبک]GLOSSARY
اگر در بحرانی، الان زنگ بزن
این خطها رایگان، محرمانه و ۲۴ ساعتهاند. خواندن مقاله میتواند منتظر بماند.
- استرالیا · AULifeline Australia13 11 14اضطراری: 000
- کانادا · CA9-8-8 Suicide Crisis Helpline988اضطراری: 911
- بریتانیا · GBSamaritans116 123اضطراری: 999
- آمریکا · US988 Suicide & Crisis Lifeline988اضطراری: 911
- امارات · AENational Mental Support Line (800-HOPE)800-HOPE (800-4673)اضطراری: 999
پرسشهای اساسی
منابع و مراجع
۲ منبع- ۱. Shahmiri Barzoki, H., Ebrahimi, M., Khoshdel, A., Noorbala, A. A., & Rahnejat, A. M. (2023). Studying the prevalence of PTSD in veterans, combatants and freed soldiers of Iran-Iraq War: A systematic and meta-analysis review. Psychology, Health & Medicine, 28(3). https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/34579600/ [پشتیبانی از: شیوع ۲۷.۸٪ PTSD در رزمندگان ایرانی] · pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/34579600/
- ۲. Rahnejat, A. M., Ebrahimi, M., Khoshdel, A., Noorbala, A. A., Shahmiri Barzoki, H., Avarzamani, L., Avakh, F., & Taghva, A. (2022). The prevalence of depression among iran-iraq war veterans, combatants and former prisoners of war: A systematic review and meta-analysis. International Journal of Psychology, 57(2), 295–305. https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/34608645/ [پشتیبانی از: شیوع ۲۲.۴٪ افسردگی در سربازان ایرانی] · pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/34608645/
