آلن آباس (Allan Abbass) روانپزشک و پژوهشگر کاناداییست که کارش روی درمان پویشی فشرده کوتاهمدت (ISTDP — Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy) متمرکزه. اون در دانشگاه دالهاوزی هالیفاکس استاده و مرکز هیجان و سلامت اون دانشگاه رو تأسیس کرده. آباس شاگرد مستقیم حبیب دوانلوحبیب دوانلو بوده و بعدها با پژوهشهای بالینی و مرورهای سیستماتیک، شواهد تجربی محکمی برای اثربخشی رواندرمانیهای پویشی کوتاهمدت فراهم کرده. کتابش «رسیدن از پس مقاومت» (Reaching Through Resistance، ۲۰۱۵) یکی از منابع اصلی آموزش ISTDP در سطح جهانیه.
تعریف گسترده
آلن آباس در ۲۲ فوریه ۱۹۶۲ در کانادا متولد شد. تخصصش روانپزشکیه و فعالیت اصلیاش در دانشگاه دالهاوزی (Dalhousie University) در هالیفاکس، نوا اسکوشیا، کاناداست. اون مدیر مؤسس مرکز هیجان و سلامت (Centre for Emotions and Health) این دانشگاهست.
پایه نظری کار آباس روانشناسی پویشیست که ریشههاش به فرویدزیگموند فروید و بهویژه به تحولاتی برمیگرده که دوانلو از دهه ۶۰ میلادی به بعد در آن ایجاد کرد. ISTDP بر این ایده بنا شده که علائم روانشناختی و حتی جسمی توضیحناپذیر، اغلب ناشی از احساسات سرکوبشده و مقاومت ناخودآگاه برابر آنهاست. درمانگر با فشار روانشناختی فعال و سپس حمایت، مراجع رو کمک میکنه تا این احساسات رو بشناسه و تجربه کنه.
آباس در چارچوب پویشی کار میکنه، نه در چارچوب یونگی. با این حال، ارتباط کار اون با روانشناسی تحلیلی یونگیروانشناسی تحلیلی یونگی در یک نقطهی مشترک مهمه: هر دو سنت بر نقش ناخودآگاهناخودآگاه فردی در تجربهی درد روانشناختی و اهمیت رویارویی با محتوای پنهان روان تأکید میکنن. در اون چارچوب، کار آباس رو میشه بهمثابه یک مسیر موازی دید — نه یونگی، اما در همسایگی نظری با مفاهیمی مثل سایهسایه که یونگ دربارهشون نوشته.
آباس در دورههای آموزشی ISTDP در سراسر اروپا — سوئیس، نروژ، هلند، بریتانیا، ایتالیا، یونان — تدریس میکنه. در ۲۰۱۸ بهعنوان استاد مهمان رواندرمانی در تاویستاک لندن دعوت شد.
تظاهر بالینی یا کاربردی
کار آباس در سه حوزهی اصلی قابل دیدنه:
۱. پژوهش تجربی دربارهی رواندرمانی پویشی آباس یکی از معدود پژوهشگرانیه که رواندرمانی پویشی رو با طراحیهای سختگیرانه — کارآزماییهای تصادفیشده و مرورهای سیستماتیک کاکرین — بررسی کرده. مرور کاکرین اون در ۲۰۱۴ روی ۳۳ کارآزمایی تصادفیشده با ۲۱۷۳ شرکتکننده نشون داد که رواندرمانی پویشی کوتاهمدت بهبود معناداری در علائم عمومی روانپزشکی، اضطراب و افسردگی ایجاد میکنه (Abbass et al., 2014).
۲. ISTDP برای اختلالات شخصیت در یک کارآزمایی تصادفیشده (Abbass et al., 2008)، نشون داده شد که ISTDP در درمان اختلالات شخصیت DSM-IV مؤثره — با کاهش ۸۳.۳ درصدی تشخیص اختلال شخصیت در پیگیری بلندمدت. این کار یکی از شواهد مهم علیه نظریهی «درمانناپذیری» اختلالات شخصیت بهشمار میاد.
۳. اختلالات روانتنی (سایکوفیزیولوژیک) آباس از پیشروان حوزهایست که نشون میده علائم جسمی توضیحناپذیر — مثل دردهای مزمن، سردرد، سندرم رودهی تحریکپذیر — میتونن بهواسطهی احساسات سرکوبشده بهوجود بیان. کتاب «پنهان از دید» (Hidden from View، ۲۰۱۸) با همکاری دکتر هاوارد شوبینر، این حوزه رو برای بالینگران خلاصه میکنه.
در درمان، آباس از مفهوم «مثلث تعارض» دوانلو استفاده میکنه: احساس — دفاع — اضطراب. بالینگر مقاومت مراجع رو شناسایی میکنه، درست مثل آنچه در رواندرمانی پویشیرواندرمانی پویشی بهشکل کلیتر توصیف میشه، با این تفاوت که در ISTDP سرعت و فشار درمانی بالاتره.
ارتباط با اختلالات یا الگوها
پژوهشهای آباس بهویژه در این حوزهها کاربرد داره:
- اختلالات اضطرابی: ISTDP شواهدی داره که در درمان اختلال اضطراب اجتماعیاختلال اضطراب اجتماعی و اختلال اضطراب فراگیراختلال اضطراب فراگیر (GAD) چیست؟ مؤثره.
- اختلالات شخصیت: بهویژه اختلالات خوشه C؛ شواهد آباس برای اختلال شخصیت مرزیاختلال شخصیت مرزی هم رو به رشده.
- افسردگی: مرور کاکرین شواهدی برای کاهش علائم افسردگی اساسیاختلال افسردگی اساسی چیست؟ فراهم میکنه.
- اختلالات جسمانیشده: این حوزه از تخصصهای اصلی آباسه و ارتباط مستقیمی با پنهانترین لایههای تعارض هیجانی داره.
در نگاه یونگی، این مراجعانی که آباس باهاشون کار میکنه اغلب کسانی هستن که سایهی هیجانیشون — احساساتی که از آنها میترسن یا ازشون شرم دارن — در علائم جسمی یا روانی تجلی پیدا کرده. این نقطهی تقاطع بین سنت پویشی آباس و روانشناسی تحلیلی یونگکارل گوستاو یونگ، اگرچه هر دو با روشهای متفاوت، در فهم ما از «آنچه پنهان نگه داشته میشه» مشترکه.
بافت دیاسپورای ایرانی
برای مهاجران ایرانی، رویکرد آباس یک جنبهی ویژه داره. جامعهی ایرانی — چه در ایران، چه در دیاسپورا — اغلب با فرهنگ آبرو، شرم و سرکوب هیجانی زندگی میکنه. خیلی از ایرانیانی که در دیاسپورا زندگی میکنن، درد جسمی یا خستگی مزمن دارن که ریشهی هیجانی داره اما در فرهنگ ایرانی «قابل گفتن» نیست — چون درد جسمی مشروعتره از درد هیجانی.
آباس در کتاب «پنهان از دید» دقیقاً همین پدیده رو توصیف میکنه: علائم جسمی بهمثابهی «سخنگوی» هیجاناتی که صدایی ندارن. در بافت مهاجرت، این پدیده تشدید میشه — سوگ جدایی از وطنغم مهاجرت، استرس فرهنگپذیریاسترس فرهنگپذیری، و هویت دوگانهای که آبرو نمیذاره کاملاً ابراز بشه، همه میتونن در قالب علائم جسمی یا اختلالات خلقی ظاهر بشن.
رویکرد پویشی آباس در این بافت ارزش داره چون به مراجع کمک میکنه همین احساسات سرکوبشده رو — نه فقط شناختی، بلکه هیجانی و جسمانی — تجربه کنه. این بهویژه برای کسانی مفیده که فرهنگشون سالها بهشون یاد داده که احساساتشون رو «ببلعن».
یونگ این فرآیند رو در قالب مواجهه با سایه توصیف میکرد. آباس همون مسیر رو با ابزارهای بالینی و پژوهشیتری طی میکنه. برای ایرانی دیاسپورا، هر دو در نهایت یک دعوت دارن: آنچه پنهانه رو ببین.
تمایز از مفاهیم مشابه
آباس اغلب با دیگر شخصیتهای کلیدی رواندرمانی پویشی مقایسه میشه. چند تمایز مهم:
آباس در برابر دوانلوحبیب دوانلو: دوانلو مبتکر ISTDP بوده. آباس نظام دوانلو رو تدوین، ساختارمند و از طریق پژوهش تجربی سیستماتیک تأیید کرده. دوانلو بیشتر بالینگر-مبتکر بود؛ آباس بیشتر پژوهشگر-مروّج.
آباس در برابر مالندیوید ماالن: هر دو در رواندرمانی کوتاهمدت پویشی کار کردهان. مالن بیشتر روی فرمولبندی پویشی و «مثلث تعارض» تمرکز داشت؛ آباس بیشتر روی شواهد تجربی و آموزش فنی.
آباس در برابر فوشادیانا فوشا: دیانا فوشا با رویکرد AEDP تمرکزش بیشتر روی هیجان مثبت و «چه حسیه که بهتر باشی» بوده؛ آباس بیشتر روی مکانیزمهای دفاعی، مقاومت و علائم جسمی.
آباس در برابر یونگ: یونگ نظریهپرداز تحلیلیست که با مفاهیمی مثل ناخودآگاه جمعیناخودآگاه جمعی، کهنالگوکهنالگو و فردیتفردیت کار کرده. آباس پژوهشگر بالینیست که با دادههای تجربی کار میکنه. هیچکدام از مفاهیم یونگی در سیستم آباس بهصراحت بهکار نمیان — اما هر دو بر این اصل پایه مشترکن که آنچه ناخودآگاه میمونه به درد روانی و جسمی تبدیل میشه.
نقشه لینکسازی داخلی
منابع و مراجع
۲ منبع- [۱] Abbass, A. A., Kisely, S. R., Town, J. M., Leichsenring, F., Driessen, E., De Maat, S., Gerber, A., Dekker, J., Rabung, S., Rusalovska, S., & Crowe, E. (2014). Short-term psychodynamic psychotherapies for common mental disorders. Cochrane Database of Systematic Reviews, 2014(7), CD004687. https://doi.org/10.1002/14651858.CD004687.pub4. PMID: 24984083. [Supports: ادعای اثربخشی رواندرمانی پویشی کوتاهمدت در بهبود علائم عمومی روانپزشکی، اضطراب و افسردگی] · doi.org/10.1002/14651858.CD004687.pub4.
- [۲] Abbass, A., Sheldon, A., Gyra, J., & Kalpin, A. (2008). Intensive short-term dynamic psychotherapy for DSM-IV personality disorders: A randomized controlled trial. Journal of Nervous and Mental Disease, 196(3), 211–216. https://doi.org/10.1097/NMD.0b013e3181662ff0. PMID: 18340256. [Supports: ادعای کاهش ۸۳.۳ درصدی تشخیص اختلال شخصیت در پیگیری بلندمدت با ISTDP] · doi.org/10.1097/NMD.0b013e3181662ff0.