تروما سیاسی ایرانیان — زخمهایی که از تاریخ به روح رسیدن
بهقلم احسان جهاندارپور· انتشار
فهرست محتوا۰٪
فهرست
- مسئله — چه چیزی این مقاله را شکل میدهد
- تروما سیاسی چیست و چرا از تروماهای دیگر متمایز است
- تروما سیاسی ایرانیان — یک نقشهی تاریخی
- تروما جمعی در برابر PTSD فردی — یک تمایز مهم
- چطور تروما سیاسی در بدن و ذهن ذخیره میشود
- در بافت ایرانی-دیاسپورا
- سکوت بهعنوان بقا — و هزینهی آن
- آبرو و ننگ تروما سیاسی
- اخبار از ایران — تروما ثانوی مداوم
- موانع دریافت کمک
- مسیرهای درمان و پردازش
- مرتبط در این حوزه
- ستون اصلی (پیلار-آپ)
- خوشههای خواهر در همین حوزه
- روشهای درمانی مرتبط
- کارگاه پیشنهادی

مسئله — چه چیزی این مقاله را شکل میدهد
یک ایرانی پنجاهوچند ساله در ملبورن زندگی میکند. در سالهای پس از مهاجرت موفق شده، خانه خریده، بچههایش دانشگاه میروند. اما هر بار که خبری از ایران میرسد — هر گرفتاری، هر اعتراض، هر موج دستگیری — یک چیزی در او منجمد میشود. شبها خواب نمیبیند. روزها در مه دنبال میکند. با بچههایش کمحرف میشود. اینها را «عادی» میداند — همهی ایرانیها اینطورند، نه؟
یا یک ایرانی سیوچند ساله در تورنتو که خودش هیچوقت ایران را ندیده. اما وقتی اخبار جنبش «زن زندگی آزادی» در ۱۴۰۱ به اوج رسید، یک چیزی در درونش شکست. اشک میریخت بدون اینکه بداند چرا. احساس گناه میکرد که امنیت دارد. انگار چیزی قدیمیتر از خودش در او درد میکشید.
هر دوی اینها با تروما سیاسی درگیرند — اما اغلب این اسم را نمیدانند، یا اگر بدانند، باور نمیکنند که برای «کسی مثل آنها» صدق میکند.
این مقاله برای آنهاست.
تروما سیاسی چیست و چرا از تروماهای دیگر متمایز است

جودیت هرمن در کتاب «تروما و بازیابی» (۱۹۹۲) برای اولین بار تروما سیاسی را در کنار خشونت خانگی و بهرهکشی جنسی بهعنوان یک دستهی مستقل از آسیب روانی تعریف کرد. استدلال او این بود: تروما همیشه دربارهی قدرت است — و وقتی قدرت دولتی، نهادی، یا سیاسی پشت آسیبرسانی باشد، ابعاد آن عمیقتر و پیچیدهتر میشود.
تفاوت اصلی با تروماهای دیگر چیست؟
در خشونت میانفردی — تصادف، آسیب، از دست دادن ناگهانی — حادثه محدود است. یک لحظهای هست که آسیب در آن اتفاق افتاده. اما در تروما سیاسی:
- منبع آسیب سیستمیک است: نه یک فرد، بلکه یک ساختار — دولت، ایدئولوژی، اقتدار جمعی. این به معنای آن است که تهدید ادامهدار، پیشبینیناپذیر، و فراگیر است.
- حس گواهیدهی وجود ندارد: در تروماهای فردی، جامعه اغلب تأیید میکند که آسیب واقعی بوده. در تروما سیاسی، خود دولت یا جامعه ممکن است وقوع آن را انکار کند — و این انکار خودش آسیب دومی است.
- هویت با تروما گره خورده: آنچه اتفاق افتاده فقط یک رخداد نیست — بخشی از تاریخ گروهی، هویت ملی، یا خاطرهی جمعی است.
- گریز ممکن نیست یا گریز خودش هزینه دارد: مهاجرت اجباری پاسخی به تهدید سیاسی است — اما مهاجرت خودش ضربه میزند، و تروما را با خود حمل میکند.
تروما پیچیده (C-PTSD)که توسط هرمن در دههی ۱۹۹۰ و بعداً در ICD-11 (WHO، ۲۰۲۲) بهعنوان تشخیص مستقل گنجانده شد — اغلب با تروما سیاسی همراه است، چون این نوع تروما معمولاً طولانیمدت، مکرر، و ناشی از روابط قدرت نابرابر است.
تروما سیاسی ایرانیان — یک نقشهی تاریخی
برای درک آنچه در روح جمعی ایرانیان دیاسپورا حمل میشود، باید نقشهای از رویدادهایی که تروما سیاسی ایجاد کردند داشت. این نقشه، بیانیهی سیاسی نیست — توصیف واقعیت روانشناختی یک جمعیت است.
انقلاب ۱۳۵۷ (۱۹۷۸-۷۹) بسیاری از مهاجران نسل اول در دوران انتقال سریع از یک جهان به جهان دیگر زندگی کردند — تغییر ناگهانی ارزشها، از دست دادن شغل و موقعیت اجتماعی، گسست شبکهی دوستی و خانوادگی. بعضیها آنچه را که «ایران» میدانستند از دست دادند بدون اینکه به جای دیگری رفته باشند. این از دست دادن دنیای آشنا — که پژوهشگران آن را «سوگ فرهنگی» مینامند — یک نوع آسیب روانی مستقل است.
جنگ ایران-عراق (۱۳۵۹-۶۷) هشت سال جنگ که بسیاری از دیاسپورا نسل اول یا در ایران تجربه کردهاند یا از دور شاهدش بودهاند. جانبازان مهاجر اغلب تروماهای جنگی پردازشنشده با خود حمل میکنند. نسل دومیهایی که والدینشان در این جنگ بودهاند اغلب با آثار غیرمستقیم آن — سکوت، دوری عاطفی، واکنشهای بیش از حد — بزرگ شدهاند.
اعدامهای دههی شصت (بهخصوص تابستان ۱۳۶۷) هزاران زندانی سیاسی در فاصلهای کوتاه اعدام شدند. خانوادههای بسیاری نه اجساد دریافت کردند، نه اجازهی سوگواری رسمی. این «سیاست مرگ» — طبق تحلیل پژوهشگرانی که تاریخ پس از انقلاب را بررسی کردهاند — خود نوعی تروما اضافی بر خانوادههاست. سوگی که نه تأیید میشود، نه میتواند آشکارا بر زبان بیاید.
جنبش سبز ۱۳۸۸ (۲۰۰۹) اولین جنبش اعتراضی بزرگ که برای دیاسپورا از طریق شبکههای اجتماعی قابل دیدن بود. تصاویر خشونت و کشتهشدنها مستقیم به صفحههای موبایل رسید. پژوهشگران این را بهعنوان یک لحظهی تروما ثانوی جمعی برای دیاسپورا شناسایی کردهاند.
خیزشهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، و جنبش «زن زندگی آزادی» ۱۴۰۱ هر موج اعتراض — و هر سرکوب — یک لایهی جدید از تروما روی لایههای قبلی میگذارد. پژوهش منتشرشده در ژورنال روانپزشکی کانادا (Marchetti و Feinstein، ۲۰۲۴) نشان داد معترضانی که مستقیم با خشونت روبرو شدند نشانههای PTSD معنادار نشان دادند — و این خبر از طریق رسانه به دیاسپورا رسید و تروما ثانوی ایجاد کرد.
تروما جمعی در برابر PTSD فردی — یک تمایز مهم
پژوهشهای اخیر بهروشنی نشان میدهند که تروما سیاسی فقط مجموعهی PTSDهای فردی نیست — یک پدیدهی جمعی متمایز است.
تروما جمعی چیست؟ وقتی یک رویداد یا سری رویدادها بافت اجتماعی یک جمعیت را بههم میزنند — اعتماد، حس امنیت، توانایی مشترک برای معنا دادن به زندگی — تروما جمعی رخ داده. فرزاد قلی (۲۰۲۶) در مطالعهای دربارهی تروما، خشونت سیاسی، و بهداشت روان استدلال میکند که تروماهای سیاسی مکرر «تروماهای تاریخی قبلی را فعال میکنند» و آسیبهای لایهبندیشده ایجاد میکنند که بر بافت روانی نسلها اثر میگذارند.
این برای ایرانیان دیاسپورا چه معنایی دارد؟
یعنی کسی که خودش مستقیم هیچ رویداد سیاسی آسیبزایی را تجربه نکرده — نه در اعدامها بوده، نه در جنگ — ممکن است این تروما را حمل کند:
۱. از طریق آنچه والدینش روایت کردهاند — یا «روایت نکردهاند» ۲. از طریق الگوهای رفتاری که از دوران خطر باقی مانده: هایپرویجیلانس، بیاعتمادی به مرجعیت، سکوت دربارهی سیاست ۳. از طریق تروما ثانوی — دیدن تصاویر و اخبار سرکوب از راه دور ۴. از طریق انتقال بیولوژیک — پژوهشهای راشل یهودا (۲۰۱۸) دربارهی انتقال اپیژنتیک نشان میدهند که اثرات استرس شدید میتوانند در بدن فرزندان زنده بمانند
تمایز تروما جمعی از PTSD فردی اهمیت بالینی دارد:PTSD یک تشخیص فردی است با معیارهای مشخص. اما کسی که تروما سیاسی جمعی حمل میکند ممکن است کاملترین معیارهای PTSD را نداشته باشد — اما درد و اختلال عملکرد واقعی است.
چطور تروما سیاسی در بدن و ذهن ذخیره میشود
بِسِل واندرکولک در «بدن حساب نگه میدارد» (۲۰۱۴) نشان میدهد که تروما — از هر نوعی — بهعنوان یک وضعیت فعلی در سیستم عصبی ذخیره میشود، نه فقط یک خاطره. این دربارهی تروما سیاسی بهخصوص صادق است.
نشانههای رایج در کسانی که تروما سیاسی حمل میکنند:
- هایپرویجیلانس مزمن: گوشبهزنگی دائمی که از دوران خطر باقی مانده — حتی در محیطهای کاملاً امن. بسیاری از مهاجران نسل اول توصیف میکنند که چطور سالها طول کشید تا در کشور جدید احساس «واقعی امنیت» کنند.
- بیاعتمادی به مرجعیت: پلیس، دولت، سیستمهای رسمی بهطور اتوماتیک خطرناک احساس میشوند — حتی در کشوری که این سیستمها واقعاً امنتر هستند.
- سکوت و اجتناب: دربارهی سیاست، دربارهی گذشته، دربارهی آنچه دیده یا شنیده شده صحبت نمیشود. این سکوت اغلب نسلها طول میکشد و خودش به شکل یک خلاء در هویت خانوادگی بازتولید میشود.
- فعالشدن با محرکهای خاص: اخبار از ایران، صدای سرود خاصی، عکسی از دورهی جنگ، حتی بوی خاصی — میتوانندفلشبک یا واکنشهای بدنی شدید ایجاد کنند.
- احساس گناه بازمانده: کسانی که رفتند در حالی که دیگران ماندند؛ کسانی که نجات یافتند در حالی که دیگران نجات نیافتند — این احساس گناه میتواند دههها ناپردازش بماند.
- از دست دادن آیندهی ذهنی: برخی پژوهشگران تروما از «پرتاب شدن از زمان» صحبت میکنند — ناتوانی در برنامهریزی بلندمدت، احساس اینکه «آیندهای وجود ندارد». این در جمعیتهای تروما سیاسی شایع است.
پژوهش Salimi و همکاران (BMC Psychiatry، ۲۰۲۳) در نمونهای از جمعیت ایرانی نشان داد که ۹۶.۶٪ حداقل یک رویداد آسیبزا گزارش کردند و حدود ۵۲٪ معیار PTSD احتمالی را داشتند — ارقامی که نشان میدهد تروما در این جمعیت نه استثنا که یک واقعیت گسترده است.
در بافت ایرانی-دیاسپورا
سکوت بهعنوان بقا — و هزینهی آن
در خانوادههای ایرانی مهاجر، سکوت دربارهی تروما سیاسی اغلب نه از بیمبالاتی، بلکه از یک منطق بقا میآید. کسانی که در دههی شصت ایران زندگی کردند یاد گرفتند که حرف زدن دربارهی سیاست خطرناک است. این الگو را با خود به مهاجرت بردند — حتی وقتی خطر واقعی وجود نداشت.
نسل دوم اغلب با این تجربه بزرگ میشود: میبینند که والدینشان هر بار که خبری از ایران میآید تغییر میکنند، اما هیچوقت توضیحی داده نمیشود. میبینند که موضوعاتی «وجود ندارند» — سالهایی از تاریخ خانوادگی که هرگز روایت نشدهاند.
این خلاء روایی — چیزی که کامیار جراحزاده، رواندرمانگر ایرانی-آمریکایی، «از دست دادن بدون کشف دوباره» مینامد — خودش یک نوع آسیب است. نسل دوم نه خاطره دارد نه توضیح، اما آثار جسمانی و رفتاری را به ارث میبرد.
آبرو و ننگ تروما سیاسی
فرهنگ آبرو در جامعهی ایرانی با تروما سیاسی تقاطع پیچیدهای دارد. زندانی شدن، اعدام عزیزان، اخراج، ترک کشور — اینها میتوانستند در برخی زمینهها با ننگ اجتماعی همراه شوند. گاهی خانوادهها ترجیح میدادند «نگویند» تا آبرو محفوظ بماند. این سکوت اجباری آسیب را عمیقتر میکند — چون پردازش تروما نیاز به گواه دارد.
اخبار از ایران — تروما ثانوی مداوم
برای دیاسپورا، تروما سیاسی یک رویداد گذشته نیست — یک فرآیند جاری است. هر موج اخبار از اعتراض، دستگیری، اعدام، یا سرکوب میتواند سیستم عصبی را دوباره فعال کند. کسانی که خودشان تروما سیاسی حمل میکنند، بهخصوص آسیبپذیرند. پژوهشهای اخیر نشان میدهند اینترنتبلاکها و تصاویر خشونت — حتی از صفحهی موبایل — میتوانند نشانههای PTSD مشابه تجربهی مستقیم ایجاد کنند.
موانع دریافت کمک
پژوهشهای اخیر — از جمله مطالعهای در ScienceDirect (۲۰۲۵) دربارهی موانع کمکطلبی در ایرانیان آمریکایی نسل اول — نشان میدهند چند عامل اصلی مانع میشوند:
- نبود متخصص فارسیزبان آشنا با بافت سیاسی: بسیاری از درمانگران غربی با ابعاد تروما سیاسی ایرانیان آشنا نیستند.
- باور «مشکل ما فرهنگی است، نه روانپزشکی»: تصور اینکه تروما سیاسی یک پدیدهی روانشناختی مستقل نیست، بلکه طبیعی زندگی است.
- ترس از قضاوت: صحبت دربارهی تروما سیاسی با نیاز به صحبت دربارهی خانواده، سیاست، و چیزهایی که «باید سکوت میماندند» گره خورده.
- شرم: باور اینکه «دیگران بدتر از من داشتند، من حقی ندارم که تروما داشته باشم».
مسیرهای درمان و پردازش
این بخش آموزشی است. هیچ رویکردی برای همه نیست و پژوهش رسمی دربارهی درمان تروما سیاسی خاص ایرانیان هنوز محدود است.
رویکردهایی که برای تروما سیاسی پشتوانهی پژوهشی دارند:
EMDR (حساسیتزدایی و پردازش مجدد از طریق حرکت چشم) — که در رهنمود NICE NG116 (۲۰۱۸، بهروزرسانی ۲۰۲۵) بهعنوان درمان خط اول PTSD توصیه شده — در پردازش خاطرات تروماتیک مؤثر است، حتی وقتی خاطرهها مبهم یا ناقص هستند.
تجربهگری بدنی (Somatic Experiencing)رویکرد پیتر لواین — بهخصوص برای کسانی مفید است که نمیتوانند یا نمیخواهند خاطرات را به صورت روایی بازگو کنند. کار مستقیم با بدن، بدون نیاز به روایت.
رواندرمانی تجربیبهخصوص رویکردهایی که با هیجانهای پردازشنشده کار میکنند — میتوانند «لایهی منجمد» تروما سیاسی را که سالها تحت سکوت بوده ذوب کنند.
رواندرمانی یونگیبا توجه به اینکه تروما سیاسی اغلب با سؤالات هویت، معنا، و «من کجا ایستادهام» گره خورده — میتواند یک چارچوب معناسازی عمیقتر ارائه دهد.
یک نکتهی مهم: کار با تروما سیاسی نیاز به درمانگری دارد که با این بافت آشنا باشد. «روایت کردن همه چیز» الزامی نیست — رویکردهای بدنمحور اغلب کمک میکنند بدون اینکه فرد را مجبور کنند همهی تاریخ خود را دوباره تعریف کند.
مرتبط در این حوزه
ستون اصلی (پیلار-آپ)
- **روانشناسی تروما و PTSD — راهنمای جامع** — پیلار حوزه ۴: مرور کامل انواع تروما، PTSD، C-PTSD، رویکردهای درمانی، و بافت دیاسپورا
خوشههای خواهر در همین حوزه
- **تروما نسل انقلاب — آنهایی که ایران قبل و بعد از ۵۷ را با پوست دیدن** — تروما نسل اول مهاجر
- **تروما جنگ ایران و عراق — زخمهایی که هشت سال طول کشید** — آثار روانی جنگ بر مهاجران و فرزندانشان
- **تروما به ارث رسیده از والدین ایرانی** — انتقال نسلبهنسل تروما در خانوادههای ایرانی
- **تروما دیدن خبرهای ایران از راه دور** — تروما ثانوی دیاسپورا از اخبار
- **تروما جنبش زن زندگی آزادی — آنچه ۱۴۰۱ با روح دیاسپورا کرد** — آثار روانی خیزش ۱۴۰۱ بر دیاسپورا
روشهای درمانی مرتبط
- **رواندرمانی تجربی** — رویکرد پایه برای پردازش تروما سیاسی
- **رواندرمانی یونگی** — کار با معنا، هویت، و سایه در بافت تروما
کارگاه پیشنهادی
- **کارگاه هویت دیاسپورا** — فضای گروهی برای پردازش آنچه از تاریخ به روح رسیده
این مقاله آموزشی است و جایگزین تشخیص یا درمان تخصصی نیست. اگر نشانههایی که در این مقاله توصیف شده برایتان آشناست، مراجعه به یک رواندرمانگر آموزشدیده در حوزهی تروما توصیه میشود.
اگر در بحرانی، الان زنگ بزن
این خطها رایگان، محرمانه و ۲۴ ساعتهاند. خواندن مقاله میتواند منتظر بماند.
- استرالیا · AULifeline Australia13 11 14اضطراری: 000
- کانادا · CA9-8-8 Suicide Crisis Helpline988اضطراری: 911
- بریتانیا · GBSamaritans116 123اضطراری: 999
- آمریکا · US988 Suicide & Crisis Lifeline988اضطراری: 911
- امارات · AENational Mental Support Line (800-HOPE)800-HOPE (800-4673)اضطراری: 999
پرسشهای اساسی
منابع و مراجع
۴ منبع- ۳. Salimi, N. et al. (2023). Trauma and its consequences in Iran: cross-cultural adaption and validation of the Global Psychotrauma Screen. BMC Psychiatry. PMC9873548. — شیوع PTSD احتمالی ۵۲٪ در نمونهی ایرانی؛ ۹۶.۶٪ حداقل یک رویداد آسیبزا گزارش کردند. تأیید: pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC9873548. · pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC9873548/
- ۴. Marchetti, S., & Feinstein, A. (2024). The Psychological Health of Iranian Citizens Protesting the Actions of Their Country's Morality Police. Canadian Journal of Psychiatry. PMC11562944. — پژوهش دربارهی سلامت روانی معترضان ایرانی. تأیید: pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC11562944. · pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC11562944/
- ۵. NICE Guideline NG116 — Post-traumatic stress disorder. (2018, بهروزرسانی ۲۰۲۵). National Institute for Health and Care Excellence. — EMDR و تروما-فوکوس CBT بهعنوان درمان خط اول PTSD. تأیید: nice.org.uk/guidance/ng116. · www.nice.org.uk/guidance/ng116
- ۶. Goli, F. (2026). Collective Trauma, Political Violence, and the Critical Need for an Integrated Mental Health Care. International Journal of Body, Mind and Culture. — چارچوب تروما جمعی و اثرات نسلبهنسل خشونت سیاسی در ایران. تأیید: ijbmc.org/index.php/ijbmc/article/view/1355. · ijbmc.org/index.php/ijbmc/article/view/1355
