آینه:پلتفرم تخصصی سلامت روان‌ لیست انتظار کارگاه های رشد فردی تخصصی در استرالیا - کانادا - آمریکا - امارات
در اینستاگرام دنبال کنید

تروما اعدام در خانواده — وقتی کشتن عزیزت را برایت نوشتن

به‌قلم · انتشار

فهرست محتوا۰٪
عکس: Tahir Boyacı / Pexels
TL;DR · خلاصهٔ شنیداری
وقتی یکی از اعضای خانواده اعدام می‌شود — به‌ویژه در شرایط سیاسی — نوعی تروما شکل می‌گیرد که با سوگ معمولی فرق دارد. بدون جنازه، بدون مراسم، اغلب بدون حق بلندگفتن اسم آن عزیز. روان‌شناسان این را «سوگ محروم‌سازی‌شده» می‌نامند. این تروما در خانواده‌های ایرانی دیاسپورا دهه‌هاست که در سکوت حمل می‌شود و اثرات آن به نسل بعد هم منتقل شده. </div> ---
هشدار محتوا: این مقاله به موضوع اعدام‌های سیاسی دهه‌ی شصت ایران و تأثیر روان‌شناختی آن بر خانواده‌ها می‌پردازد. هیچ توصیف گرافیکی از رویدادها وجود ندارد. اگر در حال تجربه‌ی بحران روانی هستید، لطفاً ابتدا به بخش «چه زمان به کمک فوری نیاز است» مراجعه کنید.

این مقاله برای کیست

اگر در خانواده‌ات کسی در اعدام‌های سیاسی دهه‌ی شصت — یا در هر زمان دیگری — از دست رفته، و اگر همیشه احساس کردی این غم «جای درستی» برای بیان شدن ندارد، این مقاله برای توست.

شاید پدر یا مادرت درباره‌اش حرف نزدند. شاید تو خودت آن‌قدر کوچک بودی که نفهمیدی چه اتفاقی افتاده، و بعدها فهمیدی — از یک عکس، از یک جمله‌ی نیمه‌کاره، از سکوتی که خودش همه چیز را می‌گفت. شاید الان در استرالیا، کانادا، بریتانیا، یا آمریکا زندگی می‌کنی و این بار را تنها حمل می‌کنی.

این مقاله آموزشی است، نه جایگزین روان‌درمانی. اما ما اینجاییم تا بگوییم این تجربه دیده می‌شود — و نامی دارد.

سوگ محروم‌سازی‌شده — وقتی عزاداری حق نداری

«سوگ محروم‌سازی‌شده» (disenfranchised grief) اصطلاحی است که روان‌شناس کنث دوکا (Kenneth Doka) آن را توصیف کرده: سوگی که جامعه رسمیتش نمی‌دهد. نه مراسم برایش هست، نه کسی تسلیت می‌گوید، نه مرخصی کاری به‌خاطرش می‌دهند. کسی که این سوگ را حمل می‌کند اغلب باید وانمود کند که اتفاقی نیفتاده — یا اگر افتاده، مهم نیست.

برای خانواده‌های ایرانی که عزیزشان در اعدام‌های سیاسی از دست رفته، این محروم‌سازی لایه‌های متعدد دارد:

لایه‌ی اول — نبود جنازه: در بسیاری از موارد، خانواده‌ها جنازه دریافت نکردند. بدون جنازه، سوگ جایی برای «لنگر انداختن» ندارد. این همان چیزی‌ست که روان‌شناس پائولاین باس (Pauline Boss) «از دست دادن مبهم» (ambiguous loss) می‌نامد — از دست دادنی که هرگز به‌طور قطعی تأیید نمی‌شود یا بدنی برای خاکسپاری وجود ندارد.

لایه‌ی دوم — نبود مراسم: مراسم عزاداری در فرهنگ ایرانی نقش حیاتی دارد. هفت، چهلم، سال — این‌ها ساختارهایی هستند که به سوگ شکل می‌دهند. وقتی این ساختارها نیستند، غم سرگردان می‌ماند.

لایه‌ی سوم — سکوت اجباری: در ایران دهه‌ی شصت، خانواده‌های داغ‌دیده اغلب حتی اجازه‌ی ابراز علنی سوگ نداشتند. در دیاسپورا هم این سکوت ادامه یافت — گاهی از ترس، گاهی از شرم، گاهی برای محافظت از فرزندان.

لایه‌ی چهارم — انگ سیاسی: در بعضی جوامع دیاسپورا، داشتن عضو اعدامی در خانواده باری از هویت سیاسی می‌آورد که همیشه خوش‌آیند نیست. این انگ باعث می‌شود غم پنهان‌تر بماند.

تروما بدون روایت — چه اتفاقی برای بدن و ذهن می‌افتد

بسل وان‌درکولک، یکی از برجسته‌ترین پژوهشگران تروما، در کتاب «بدن امتیاز را نگه می‌دارد» نشان می‌دهد کهتروما در شکل‌های فیزیولوژیک در بدن ذخیره می‌شود — نه‌فقط در حافظه‌ی روایی. وقتی سوگ به‌خاطر شرایط سیاسی یا اجتماعی نمی‌تواند بیان شود، این فرآیند ذخیره‌سازی بدون پردازش ادامه می‌یابد.

در خانواده‌هایی که اعدام سیاسی را تجربه کرده‌اند، این الگوها در درمان مشاهده می‌شوند:

روایت خانوادگی تکه‌تکه: تاریخ خانواده سوراخ دارد. یک نام که ذکر نمی‌شود. یک عکس که نیست. یک دوره که از آن حرف نمی‌زنند. کودکانی که در این خانواده‌ها بزرگ می‌شوند اغلب احساس می‌کنند «یک چیزی هست که نمی‌دانند» — و این نادانستن خودش نوعی اضطراب مزمن ایجاد می‌کند.

سوگ انجماد‌شده: جودیت هرمن در کتاب «تروما و بازیابی» توضیح می‌دهد که تروما می‌تواند فرآیند سوگواری را متوقف کند. خانواده‌هایی که در خطر بوده‌اند یا وقت و فضا برای عزاداری نداشته‌اند، گاهی در مرحله‌ای از سوگ «یخ می‌زنند» — نه این‌که دیگر غم ندارند، بلکه غم راهی برای جریان پیدا نکرده.

بدن‌های هوشیار: سیستم عصبی این افراد اغلب در حالت هشدار مزمن باقی می‌ماند. سردرد، مشکلات گوارشی، بی‌خوابی، یا حساسیت بیش از حد به اخبار — این‌ها نشانه‌های فیزیکی تروماهای حل‌نشده هستند.

نسل دوم و انتقال غیرکلامی: پژوهش‌های ریچل یهودا درباره‌ی انتقال بین‌نسلی تروما نشان می‌دهد که کودکان والدین تروما‌دیده اغلب الگوهای فیزیولوژیک مشابه — از جمله تغییرات در محور کورتیزول — نشان می‌دهند، حتی بدون این‌که خودشان رویداد آسیب‌زا را تجربه کرده باشند (Yehuda & Lehrner, 2018).

روایت‌های شکسته — چه چیزی به نسل بعد می‌رسد

در خانواده‌هایی که عضوی را در اعدام‌های سیاسی از دست داده‌اند، اغلب یک دینامیک خاص شکل می‌گیرد که در درمان بارها مشاهده می‌شود:

«اطاق ممنوع» در روایت خانوادگی: یک بخش از تاریخ خانواده که همه می‌دانند وجود دارد، ولی کسی نمی‌تواند یا نمی‌خواهد وارد آن شود. کودکان این اطاق ممنوع را حس می‌کنند — حتی اگر دقیقاً ندانند چیست.

بار هویتی: «شهید» یا «اعدامی» در خانواده بودن یک بار هویتی است که ممکن است با افتخار، شرم، ترس، یا هر سه‌ی این‌ها همراه باشد. این هویت‌های چندگانه و متضاد می‌توانند تعارض درونی قابل توجهی ایجاد کنند.

وفاداری پیچیده: گاهی بازماندگان احساس می‌کنند که اگر بخندند، اگر شاد باشند، اگر خوب زندگی کنند — به آن عزیز از دست رفته خیانت کرده‌اند. این نوعی وفاداری ناخودآگاه است که می‌تواند لذت بردن از زندگی را دشوار کند.

جستجوی بی‌پایان برای «واقعیت»: بعضی از افراد — به‌خصوص کسانی که در کودکی چیز زیادی نمی‌دانستند — سال‌ها بعد می‌روند دنبال اسناد، شاهدان، هر سندی که داستان را کامل کند. این جستجو می‌تواند التیام‌بخش باشد، یا می‌تواند چرخه‌ای از بازتروما شود — بستگی دارد چطور پیش می‌رود.

در بافت ایرانی-دیاسپورا

تروما سیاسی دهه‌ی شصت — چرا این موضوع خاص است

اعدام‌های دهه‌ی شصت ایران یک رویداد تاریخی با ابعاد گسترده است. ده‌ها هزار خانواده تحت تأثیر قرار گرفتند. این خانواده‌ها در عرض چند دهه پراکنده شدند — به استرالیا، کانادا، آمریکا، اروپا. آن‌ها با خود نه‌فقط خاطرات، بلکه سوگ‌هایی آوردند که در ایران فرصت بیان نداشت.

آنچه در جامعه‌ی دیاسپورا گزارش شده: بسیاری از بازماندگان می‌گویند در دیاسپورا هم نمی‌توانستند به‌راحتی درباره‌ی آنچه از دست داده‌اند حرف بزنند. دلایل مختلف بود: در بعضی جوامع ایرانی خارج از کشور، موضع سیاسی خانواده همچنان حساس بود. در بعضی خانواده‌ها، ترجیح بر فراموش کردن و «پیش رفتن» بود. در بعضی موارد، نسل اول نمی‌دانست چطور با زبان انگلیسی یا در فرهنگ جدید این غم را توضیح دهد.

نسل دوم و «داستانی که نشنیدم»: خیلی از فرزندان این خانواده‌ها — که الان بزرگسال هستند — با یک خلأ روایی بزرگ زندگی کرده‌اند. ممکن است بدانند که «یک عمو بود» یا «یک خاله» که اسمش برده نمی‌شود. این نادانستن می‌تواند منجر به اضطراب هویتی، احساس جدا بودن از ریشه، و گاهی افسردگی مزمن شود.

اخبار از ایران و تروما ثانویه: حتی امروز — چهل سال بعد — اخبار از ایران می‌تواند این خانواده‌ها را دوباره در حالت هشدار قرار دهد. اعدام‌های جدید، صدای آشنا از اتفاقات قدیمی، می‌تواند سیستم عصبی افرادی را که هنوز تروما را پردازش نکرده‌اند، دوباره فعال کند.

موانع دریافت کمک: پژوهش‌ها نشان می‌دهند که ایرانیان دیاسپورا با موانع متعددی در دریافت خدمات روان‌درمانی روبرو هستند — نبود متخصص فارسی‌زبان، شرم از بردن مشکلات خانوادگی پیش بیگانه، و باور که «این‌ها مشکلات سیاسی هستند، نه روانشناختی» (Gerritsen et al., 2006, Social Psychiatry and Psychiatric Epidemiology). پژوهش رسمی درباره‌ی این گروه خاص — خانواده‌های اعدامیان سیاسی ایرانی در دیاسپورا — محدود است، اما آنچه از تجربه‌ی درمان‌گران در این جامعه گزارش می‌شود، با ادبیات بین‌المللی درباره‌ی تروما سیاسی و سوگ محروم‌سازی‌شده همسو است.

درمان و اقدام عملی

رویکردهایی که در درمان این نوع تروما مطرح هستند

۱. درمان آگاه از تروما — اول امنیت

قبل از هر پردازش رویداد، ایجاد ایمنی مهم‌ترین قدم است. متخصص تروما — به‌ویژه کسی که با تروما سیاسی آشناست — ابتدا کمک می‌کند کهپنجره‌ی تحمل گسترش پیدا کند. بدون این، پردازش روایت می‌تواند بازتروماسازی کند.

۲. روش‌های بدن‌محور

از آنجا که این تروما اغلب در بدن ذخیره شده — نه‌فقط در حافظه — رویکردهایی مثلتجربه‌گری بدنی (Somatic Experiencing، پیتر لواین) می‌توانند مفید باشند. این رویکرد به جای تمرکز بر روایت، با احساسات جسمی کار می‌کند و به سیستم عصبی اجازه می‌دهد پاسخ‌های انجماد‌شده را آزاد کند.

۳. EMDR — پردازش و حساسیت‌زدایی

EMDR یکی از روش‌های اثبات‌شده برای درمان PTSD است که راهنمای بالینی NICE (NG116, 2018/2025) آن را در کنار CBT متمرکز بر تروما به‌عنوان درمان اول توصیه می‌کند. برای تروماهایی که روایت کامل ندارند — مثل تروما اعدام خانوادگی — EMDR می‌تواند بدون نیاز به روایت تفصیلی رویداد، کار کند.

۴. رویکرد یونگی — روایت و معنا

برای کسانی که با سوگ معنا‌گم‌شده دست‌وپنجه نرم می‌کنند،روان‌شناسی تحلیلی یونگی می‌تواند چارچوبی برای کار با «دنیای درونی تروما» فراهم کند. دونالد کالشد در کتاب «دنیای درونی تروما» نشان می‌دهد که روان برای محافظت از خود دفاع‌های کهن‌الگویی شکل می‌دهد — و کار درمانی می‌تواند این دفاع‌ها را با مهربانی به آگاهی بیاورد.

۵. کار با روایت — اگر آماده باشید

بعضی از افراد می‌خواهند داستان را بشناسند — اسناد بخوانند، با دیگر بازماندگان حرف بزنند، یا حتی بنویسند. این می‌تواند بخشی از فرآیند سوگ باشد. اما این کار بهتر است با همراهی یک متخصص تروما انجام شود، نه تنها.

چه زمان به کمک حرفه‌ای نیاز است

اگر هر کدام از این‌ها را تجربه می‌کنی، صحبت با یک روان‌درمانگر متخصص تروما توصیه می‌شود:

  • افکار مکرر یا کابوس درباره‌ی آنچه اتفاق افتاده
  • احساس مداوم بی‌حسی، جدا بودن از احساسات، یا «انگار این‌جا نیستم»
  • اجتناب شدید از هر چیزی که یادآور آن رویداد است
  • احساس گناه یا شرم که زندگی کردن را سخت می‌کند
  • مشکلات جدی در روابط، کار، یا عملکرد روزمره
  • افکار آسیب رساندن به خود

اگر الان در بحران هستی، لطفاً با یکی از خطوط بحران زیر تماس بگیر:

مرتبط در این حوزه

پیلار (بالادستی)

خوشه‌های همحوزه (زیرگروه ۴.B — تروما سیاسی دیاسپورا)

روش‌های درمانی مرتبط

کارگاه پیشنهادی

**

بحران · CRISIS

اگر در بحرانی، الان زنگ بزن

این خط‌ها رایگان، محرمانه و ۲۴ ساعته‌اند. خواندن مقاله می‌تواند منتظر بماند.

  • استرالیا · AU
    Lifeline Australia
    13 11 14
    اضطراری: 000
  • کانادا · CA
    9-8-8 Suicide Crisis Helpline
    988
    اضطراری: 911
  • بریتانیا · GB
    Samaritans
    116 123
    اضطراری: 999
  • آمریکا · US
    988 Suicide & Crisis Lifeline
    988
    اضطراری: 911
  • امارات · AE
    National Mental Support Line (800-HOPE)
    800-HOPE (800-4673)
    اضطراری: 999
سؤال‌های پُرتکرار · FAQ

پرسش‌های اساسی

چرا والدینم هیچ‌وقت درباره‌اش حرف نزدند؟

سکوت اغلب نوعی محافظت بود — از خودشان، از تو، یا هر دو. در بسیاری از موارد، این سکوت یک راهبرد بقا در شرایط خطرناک بود که در دیاسپورا هم ادامه پیدا کرد. این به معنای نبود عشق یا نبود اهمیت نیست.

آیا جستجو برای فهمیدن داستان خوب است یا بد؟

هر دو می‌تواند باشد. برای خیلی از افراد، دانستن حقیقت — حتی اگر دردناک باشد — بهتر از زندگی با خلأ است. اما اگر این جستجو تو را دوباره در حالت بحران قرار می‌دهد، بهتر است با همراهی یک متخصص انجام شود.

آیا تروما اعدام در خانواده با PTSD فرق دارد؟

این نوع تجربه می‌تواند به اختلال استرس پس از سانحه یا تروما پیچیده (C-PTSD) منجر شود، اما همیشه این‌گونه نیست. بعضی افراد علائم بالینی دارند، بعضی دیگر «فقط» یک سوگ حل‌نشده و اضطراب مزمن. تشخیص دقیق با یک متخصص انجام می‌شود.

در دیاسپورا کجا می‌توانم کمک بگیرم؟

متخصصانی که با تروما سیاسی و دیاسپورا آشنا هستند، بهترین گزینه هستند. جستجو برای روان‌درمانگر فارسی‌زبان در کشور محل اقامت، یا درمانگری که با فرهنگ ایرانی آشناست، نقطه‌ی شروع خوبی است. خدمات تله‌هلث هم این دسترسی را راحت‌تر کرده.

آیا من «باید» با این تروما کنار بیایم؟

هیچ «بایدی» وجود ندارد. هر کسی مسیر خودش را دارد. اما اگر این موضوع زندگی روزمره‌ات را تحت تأثیر قرار می‌دهد، کمک گرفتن نه نشانه‌ی ضعف است، نه خیانت به آن عزیز از دست رفته. ---

منابع و مراجع

۳ منبع
  1. ۵. NICE Guideline NG116. (2018, updated 2025). Post-traumatic stress disorder. National Institute for Health and Care Excellence. https://www.nice.org.uk/guidance/ng116 — راهنمای بالینی؛ EMDR و CBT متمرکز بر تروما به‌عنوان درمان اول. · www.nice.org.uk/guidance/ng116
  2. ۶. Gerritsen, A. A., Bramsen, I., Devillé, W., van Willigen, L. H., Hovens, J. E., & van der Ploeg, H. M. (2006). Physical and mental health of Afghan, Iranian and Somali asylum seekers and refugees living in the Netherlands. Social Psychiatry and Psychiatric Epidemiology, 41(1), 18–26. https://doi.org/10.1007/s00127-005-0003-5 — داده‌های بالینی درباره‌ی PTSD، افسردگی، و اضطراب در پناهجویان ایرانی. · doi.org/10.1007/s00127-005-0003-5
  3. ۷. WHO. (2024). Post-traumatic stress disorder — Key facts. World Health Organization. https://www.who.int/news-room/fact-sheets/detail/post-traumatic-stress-disorder — شیوع جهانی PTSD و رویکردهای درمانی توصیه‌شده. · www.who.int/news-room/fact-sheets/detail/post-traumatic-stress-disorder
احسان جهان‌دارپور
دربارهٔ نویسنده

احسان جهان‌دارپور

روان‌شناسیطرحواره‌درمانیISTDPرویکرد یونگی

پانزده سال تجربه روان‌شناسی و رشد فردی برای مهاجران و دیاسپورا، کار با ایرانیان مقیم استرالیا، کانادا، بریتانیا، آمریکا و امارات. بنیان‌گذار و توسعه‌دهندهٔ روش تجربه‌محور برای کارگاه‌های بازی‌محور.